ابتدایی ۲ - رقابت و ورزش

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره رقابت و ورزش، مانند "گلف"، "مسابقه" و "امتیاز" را یاد خواهید گرفت، که برای دانش آموزان سطح ابتدایی آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ابتدایی ۲
to score [فعل]
اجرا کردن

امتیاز کسب کردن

Ex: They tried hard but could n't score against the defense .

آنها سخت تلاش کردند اما نتوانستند گل بزنند در مقابل دفاع.

cup [اسم]
اجرا کردن

جام

Ex: The runners pushed their limits to win the marathon cup .

دوندگان برای بردن جام ماراتن، محدودیت‌های خود را پشت سر گذاشتند.

golf [اسم]
اجرا کردن

گلف

Ex: The golf tournament attracted many spectators .

مسابقه گلف تعداد زیادی تماشاگر را جذب کرد.

competition [اسم]
اجرا کردن

رقابت

Ex: The competition for the best home-made cake is tomorrow .

مسابقه برای بهترین کیک خانگی فردا برگزار می‌شود.

race [اسم]
اجرا کردن

مسابقه

Ex: Everyone cheered as the runners approached the end of the race .

همه تشویق کردند وقتی دونده‌ها به پایان مسابقه نزدیک شدند.

point [اسم]
اجرا کردن

امتیاز

Ex: The goalie prevented the other team from scoring a point .

دروازه بان مانع از آن شد که تیم مقابل یک امتیاز به دست آورد.

score [اسم]
اجرا کردن

امتیاز

Ex: The highest score in the online game belongs to me , standing at 15000 .

بالاترین امتیاز در بازی آنلاین متعلق به من است، با 15000.

to win [فعل]
اجرا کردن

برنده شدن

Ex: The underdog managed to win the match against the reigning champion .

تیم ضعیف موفق شد در مسابقه مقابل قهرمان حاکم پیروز شود.

to lose [فعل]
اجرا کردن

باختن

Ex: She lost the race by a fraction of a second .

او مسابقه را با کسری از ثانیه باخت.

team [اسم]
اجرا کردن

تیم

Ex:

تیم نجات بی‌وقفه کار کرد تا به آسیب‌دیدگان از بلایای طبیعی کمک کند.

fan [اسم]
اجرا کردن

طرفدار

Ex: The fans wore team jerseys and painted their faces for the big match .

طرفداران پیراهن‌های تیم را پوشیدند و برای مسابقه بزرگ صورت‌هایشان را رنگ کردند.

prize [اسم]
اجرا کردن

جایزه

Ex: They presented her with a certificate and a trophy as a prize for being the top performer of the year .

به او یک گواهینامه و یک جام به عنوان جایزه برای بهترین عملکرد سال اهدا شد.

skiing [اسم]
اجرا کردن

اسکی

Ex: She took up skiing as a teenager and has been passionate about the sport ever since .

او در نوجوانی اسکی را شروع کرد و از آن زمان به این ورزش علاقه‌مند شده است.

exercise [اسم]
اجرا کردن

ورزش

Ex: We learned a new exercise in our English class today .

ما امروز یک تمرین جدید در کلاس انگلیسی‌مان یاد گرفتیم.