پول نقد
راننده تاکسی کارت اعتباری قبول نمیکند، بنابراین باید پول نقد داشته باشم.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد خرده فروشی و سفر را یاد خواهید گرفت، مانند "cash"، "customer" و "baggage"، که برای دانش آموزان سطح ابتدایی آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
پول نقد
راننده تاکسی کارت اعتباری قبول نمیکند، بنابراین باید پول نقد داشته باشم.
فروشگاه لباس
او بعدازظهر را در فروشگاه لباس گشت زنی گذراند.
کیسه خرید
کیف خرید پاره شد و سیبها همه جا پخش شدند.
حراج
یک فروش با نصف قیمت در فروشگاه دست دوم محلی وجود دارد.
کارت اعتباری
شرکت کارت اعتباری یک دوره ارفاقی برای پرداختهای دیرکرد ارائه میدهد.
اسکناس
صندوقدار به من سه اسکناس پنج دلاری به عنوان بقیه پول داد.
مشتری
فروشگاه در صورت نارضایتی مشتری، بازپرداخت کامل ارائه میدهد.
مسافر
مهماندار پروceduresراحیهای ایمنی را به مسافران نشان داد.
چمدان
او لباسهای زمستانی خود را در چمدانها در طول سفر تابستانی ذخیره کرد.
بینالمللی
مدرسه بینالمللی برنامهای ارائه میدهد که در سراسر جهان شناخته شده است.
سکو
سکو به خوبی روشن بود و برای مسافران منتظر صندلی داشت.
لغو کردن
آنها جلسه را لغو کردند تا به همه زمان بیشتری برای آماده شدن بدهند.
چرخ
چرخهای ماشین با سرعت میچرخیدند در حالی که شتاب میگرفت.