ورزش - موسسات ورزشی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ورزش
venue [اسم]
اجرا کردن

محل (برگزاری)

Ex: The venue was packed with fans for the football game .

محل برای بازی فوتبال پر از هواداران بود.

velodrome [اسم]
اجرا کردن

ولودروم

Ex: He set a new record for the fastest lap time at the velodrome

او یک رکورد جدید برای سریع‌ترین زمان دور در ولودروم ثبت کرد.

park [اسم]
اجرا کردن

ورزشگاه

Ex: Fans filled the park to watch the championship match .

طرفداران پارک را برای تماشای مسابقه قهرمانی پر کردند.

اجرا کردن

پیست اسکیت

Ex: The figure skater performed beautifully on the skating rink .

اسکیتباز نمایشی به زیبایی در محل اسکیت روی یخ اجرا کرد.

اجرا کردن

استخر

Ex: The resort 's swimming pool overlooked the ocean , offering stunning views .

استخر این اقامتگاه مشرف به اقیانوس بود و چشم‌اندازهای خیره‌کننده‌ای ارائه می‌داد.

racetrack [اسم]
اجرا کردن

مسیر مسابقه

Ex: The driver skillfully navigated the sharp turns on the racetrack .

راننده به مهارت پیچ‌های تند را در مسیر مسابقه طی کرد.

اجرا کردن

دهکده المپیک

Ex: Athletes share living quarters with teammates and competitors in the Olympic Village .

ورزشکاران در دهکده المپیک با هم‌تیمی‌ها و رقبای خود محل زندگی را تقسیم می‌کنند.

stadium [اسم]
اجرا کردن

ورزشگاه

Ex: As the sun set , the stadium lights illuminated the field , signaling the start of the evening 's baseball game .

همان‌طور که خورشید غروب می‌کرد، چراغ‌های استادیوم زمین را روشن کردند و شروع بازی بیسبال شب را اعلام کردند.

arena [اسم]
اجرا کردن

استادیوم ورزشی

coliseum [اسم]
اجرا کردن

کولوسئوم

Ex: The football coliseum was filled with enthusiastic fans cheering for their team .

کولوسئوم فوتبال پر از هواداران مشتاقی بود که برای تیمشان تشویق می‌کردند.

gym [اسم]
اجرا کردن

باشگاه

Ex: They offer yoga classes at the gym .

آن‌ها کلاس‌های یوگا در باشگاه ورزشی ارائه می‌دهند.

pool [اسم]
اجرا کردن

استخر شنا

Ex: After a long day at work , Sarah likes to unwind by taking a dip in her backyard pool , enjoying the soothing sensation of the water .

بعد از یک روز طولانی در محل کار، سارا دوست دارد با شنا در استخر حیاط خلوتش آرام شود و از احساس آرامش بخش آب لذت ببرد.

dojo [اسم]
اجرا کردن

دوجو

Ex: Black belts serve as mentors to lower-ranked students in the dojo .

کمربندهای سیاه به عنوان مربی برای دانش‌آموزان پایین‌رتبه در دوژو عمل می‌کنند.

stable [اسم]
اجرا کردن

اصطبل

Ex:

هر اسب در اصطبل جایگاه خود را با بستر تازه و دسترسی به غذا و آب داشت.

poolroom [اسم]
اجرا کردن

اتاق بیلیارد

Ex: He hustled at the poolroom , winning several games in a row .

او در اتاق بیلیارد سخت کار کرد و چندین بازی پشت سر هم برد.

اجرا کردن

زمین تمرین گلف

Ex: The golf coach gives lessons at the driving range to improve players ' skills .

مربی گلف در محوطه تمرین ضربه درس‌هایی برای بهبود مهارت بازیکنان می‌دهد.

skate park [اسم]
اجرا کردن

پارک اسکیت

Ex: Local authorities enforce safety rules at the skate park to prevent accidents .

مقامات محلی قوانین ایمنی را در پارک اسکیت اجرا می‌کنند تا از حوادث جلوگیری کنند.

ورزش
اصطلاحات عمومی در ورزش زمین‌ها و مناطق ورزشی موسسات ورزشی ورزشکاران حرفه‌ای
کارکنان و پرسنل مسابقات ورزشی رویدادهای ورزشی دستاوردها و نتایج ورزشی
عنوان‌ها در ورزش انواع ورزش‌ها ورزش‌های تیمی اصطلاحات در ورزش‌های تیمی
موقعیت‌ها در ورزش‌های تیمی نقش بازیکنان در ورزش‌های تیمی بازیکنان تهاجمی در ورزش‌های تیمی بازیکنان دفاعی در ورزش‌های تیمی
Soccer American Football Rugby Basketball
Volleyball Baseball Cricket Lacrosse
Golf Bowling ورزش‌های راکتی Tennis
Athletics Running ورزش های رزمی ورزشکاران رزمی
Boxing تیراندازی با کمان و تیراندازی ورزش های زمستانی Skiing
Hockey ورزش‌های آبی Surfing Scuba Diving
Swimming ورزش‌های اسکیت Figure Skating Climbing
Weightlifting ورزش‌های موتوری Cycling ورزش های هوایی
ورزش‌های اسبی Gymnastics Cue Sports ورزش های دیسک پرنده
Sport Fishing لباس ورزشی توپ ها و دیسک ها چوب‌ها، راکت‌ها و سلاح‌ها
تجهیزات محافظتی تجهیزات زمین و تمرین تخته ها و اسکی تجهیزات ویژه
وسایل نقلیه ابزارها و ماشین‌آلات دستگاه‌ها