لباس و مد - پوشاک جانبی

در اینجا نام انواع مختلف لوازم جانبی به انگلیسی را یاد خواهید گرفت، مانند "ساعت"، "سنجاق مو" و "نشان".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
لباس و مد
ascot [اسم]
اجرا کردن

دستمال‌گردن

badge [اسم]
اجرا کردن

نشان

Ex:

کاشناس جوان نشان‌های شایستگی خود را در کمپینگ، کمک‌های اولیه و گره‌زنی به دست آورد و با افتخار آن‌ها را روی یونیفرم خود دوخت.

bandana [اسم]
اجرا کردن

دستمال سر یا گردن

belt [اسم]
اجرا کردن

کمربند

Ex: He forgot his belt , so his trousers kept sliding down .

او کمربند خود را فراموش کرد، بنابراین شلوارش مدام پایین می‌لغزید.

bow tie [اسم]
اجرا کردن

پاپیون

Ex: She surprised everyone by wearing a velvet bow tie with her suit , giving her style a unique and chic twist .

او با پوشیدن یک پاپیون مخملی با کت و شلوارش همه را شگفت زده کرد و به استایل خود یک پیچ و تاب منحصر به فرد و شیک داد.

glasses [اسم]
اجرا کردن

عینک

Ex: She uses glasses with blue light filters to reduce eye strain while using the computer .

او از عینک با فیلترهای نور آبی برای کاهش خستگی چشم هنگام استفاده از کامپیوتر استفاده می‌کند.

glove [اسم]
اجرا کردن

دستکش

Ex:

او یک جفت دستکش لاستیکی را برای کارهای نظافتی به سبد خرید پرتاب کرد.

goggles [اسم]
اجرا کردن

عینک ایمنی

Ex: The astronaut ’s suit included special goggles for protection in space .

لباس فضانورد شامل عینک محافظ ویژه‌ای برای محافظت در فضا بود.

mitten [اسم]
اجرا کردن

دستکش تک انگشتی

scarf [اسم]
اجرا کردن

شال

Ex: She tied the scarf in a triangle shape around her head .

او شال را به شکل مثلث دور سرش بست.

shawl [اسم]
اجرا کردن

شال‌

Ex: He bought a beautifully embroidered shawl from the market as a souvenir of his trip to India .

او یک شال زیبای دست‌دوزی شده را از بازار به عنوان یادگاری از سفرش به هند خرید.

veil [اسم]
اجرا کردن

روبنده

Ex: The veil protected her from the harsh desert winds during her travels .

حجاب او را از بادهای شدید صحرا در طول سفرهایش محافظت می‌کرد.

sunglasses [اسم]
اجرا کردن

عینک آفتابی

Ex: She wore her sunglasses to protect her eyes from the bright sun .

او عینک آفتابی خود را زد تا چشمانش را از نور خورشید درخشان محافظت کند.

perfume [اسم]
اجرا کردن

عطر

Ex: The perfume lingered in the air long after she had left the room .

عطر مدتها پس از ترک اتاق توسط او در هوا باقی ماند.

umbrella [اسم]
اجرا کردن

چتر

Ex: The beachgoers sought refuge under their beach umbrellas to avoid getting sunburned .

مسافران ساحلی برای جلوگیری از آفتاب‌سوختگی به زیر چترهای ساحلی خود پناه بردند.

earmuff [اسم]
اجرا کردن

گوش‌پوش

Ex: He put on his earmuffs as the temperature dropped during the evening walk .

او گوشی‌های گرم خود را پوشید وقتی دما در طول پیاده‌روی عصر کاهش یافت.

tattoo [اسم]
اجرا کردن

خالکوبی

Ex:

او تاتوی جدیدش از یک کشتی را به دوستانش نشان داد.

tie [اسم]
اجرا کردن

کراوات

Ex: She finally loosened her tie after a long day at work .

او بالاخره بعد از یک روز طولانی کار کراواتش را شل کرد.

watch [اسم]
اجرا کردن

ساعت مچی

Ex: My friend collects vintage watches from different eras .

دوست من ساعت‌های قدیمی از دوره‌های مختلف را جمع‌آوری می‌کند.

bag [اسم]
اجرا کردن

کیف

Ex: She packed her swimming gear in a waterproof bag for the pool .

او وسایل شنا خود را در یک کیف ضد آب برای استخر بسته بندی کرد.

sash [اسم]
اجرا کردن

کمربند (پارچه‌ای)

muff [اسم]
اجرا کردن

دستکش لوله‌ای از خز یا پشم

vest [اسم]
اجرا کردن

جلیقه

Ex: The classic black vest added a touch of sophistication to his ensemble .

جلیقه سیاه کلاسیک به لباس او حالتی از ظرافت و پیچیدگی اضافه کرد.