the status or title that a person gains by being the best player or team in a competition

مقام یا عنوان قهرمانی
قهرمانی به بازیکنی با بالاترین امتیاز اهدا شد.
a person or team finishing in second place in a competition or event

نایب قهرمان
پس از فینال سخت، بازیکن به عنوان نایب قهرمان در مسابقات پایان یافت.
a person who is good at sports and physical exercise, and often competes in sports competitions

ورزشکار
به عنوان یک ورزشکار همهجانبه، او در مسابقات شنا، دوچرخهسواری و دویدن شرکت کرد.
an athlete with a disability who competes in sports, often in events specifically designed for athletes with impairments

ورزشکار پارالمپیک, ورزشکار معلول
پارا ورزشکار بر نقص بینایی غلبه کرد تا در جودو در بازیهای پارالمپیک عالی عمل کند.
a person who holds a title or championship in a particular activity or sport

قهرمان (در ورزش)
او به عنوان جوانترین قهرمان در تاریخ شنا شناخته شد، با شکستن رکوردها و جلب توجه با عملکردهای خارقالعادهاش در استخر.
someone who competes against another person or group with the intention of winning, proving themselves, or achieving a specific goal

مبارزهکننده
چالشگر در مناظره استدلالهای قانعکنندهای ارائه داد.
the winner of a competition

قهرمان (ورزش)
تیم پیروزی خود را جشن گرفتند، سرانجام قهرمان شدند.
a participant who has reached the final stage or round of a competition

فینالیست
در طول مسابقه، فینالیست مهارت و عزم استثنایی نشان داد.
someone who competes with others in a sport event

رقیب, حریف
او سالها تمرین کرد تا به یک رقابتکننده برتر در بازیهای المپیک تبدیل شود.
a player known for effectively completing scoring opportunities

تمام کننده, گلزن
به عنوان یک تمامکننده قابل اعتماد، او به ندرت یک شوت به سمت دروازه را از دست میدهد.
a participant, team, or horse that is considered unlikely to win or achieve success, often due to lower ranking, lesser experience, or underdog status

غریبه, کمشانس
او روی بهبود مهارتها و استحکام ذهنی خود تمرکز کرد تا بر برچسب غریبه غلبه کند.
someone who has won a medal in a competition, typically finishing in one of the top three positions

مدال آور, برنده مدال
به عنوان یک پیانیست با استعداد، او در چندین مسابقه موسیقی بینالمللی مدال آور شد.
a person who fails to win or succeed in a competition, contest, etc.

بازنده, شکستخورده, ناکام
او فقط یک بازنده در بازی بود، خیلی عقب تر از رهبران به پایان رسید، اما همچنان بهترین تلاش خود را کرد.
someone who is usually older or the most skilled in a sport, often competing in a higher age group or against the best opponents

سنیور, کهنه کار
همسایه امیلی یک سنیور در تنیس است، که مقابل ماهرترین حریفان در لیگ خود بازی میکند.
a person who wins third place in a competition or event

برنده مدال برنز, مقام سوم
به عنوان مدال برنز، او با افتخار روی سکو ایستاد.
a person who has won a gold medal in a competition

برنده مدال طلا, مدال آور طلا
هر ورزشکاری رویای تبدیل شدن به یک مدالآور طلا را دارد.
an athlete who finishes in second place in a competition

مدال نقرهای, نایب قهرمان
او گواهی که او را مدال آور نقرهای اعلام میکرد قاب گرفت و آن را به دیوار اتاق خوابش آویزان کرد.
a person that currently holds the best or highest achievement in a particular field or category

دارنده رکورد, صاحب رکورد
ورزشکار رکورد را شکست و به دارنده رکورد جدید در پرتاب دیسک تبدیل شد.
a participant who has advanced to the semi-final round of a competition or tournament

نیمه نهایی
داوران ده نیمهنهایی را از میان صدها نوار آزمون انتخاب کردند.
