ورزش - عنوان‌ها در ورزش

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ورزش
اجرا کردن

مقام یا عنوان قهرمانی

Ex: The team ’s goal is to defend their championship title next season .

هدف تیم دفاع از عنوان قهرمانی خود در فصل آینده است.

runner-up [اسم]
اجرا کردن

نایب قهرمان

Ex: He was happy to be the runner-up , even though he had hoped for first place .

او از اینکه نایب قهرمان شد خوشحال بود، هرچند که امیدوار بود مقام اول را کسب کند.

athlete [اسم]
اجرا کردن

ورزشکار

Ex: The athlete 's resilience and perseverance inspired many young sports enthusiasts .

انعطاف‌پذیری و پشتکار ورزشکار بسیاری از علاقه‌مندان جوان به ورزش را الهام بخشید.

اجرا کردن

ورزشکار پارالمپیک

Ex: Para athletes often demonstrate incredible strength and determination in their sports .

ورزشکاران پارالمپیک اغلب در ورزش‌های خود قدرت و عزمی باورنکردنی نشان می‌دهند.

titlist [اسم]
اجرا کردن

قهرمان (در ورزش)

Ex: The golf titlist dominated the tournament , sinking birdie after birdie to claim the coveted green jacket and the title of champion .

قهرمان مسابقه را تحت سلطه خود درآورد، با زدن پرنده پشت پرنده، کت سبز مورد نظر و عنوان قهرمانی را به دست آورد.

challenger [اسم]
اجرا کردن

مبارزه‌کننده

Ex: The challenger in the race set a new personal best time .

چالشگر در مسابقه یک رکورد شخصی جدید ثبت کرد.

champion [اسم]
اجرا کردن

قهرمان (ورزش)

Ex: The reigning champion defended his title successfully .

قهرمان حاکم با موفقیت از عنوان خود دفاع کرد.

finalist [اسم]
اجرا کردن

فینالیست

Ex: The finalist adjusted their strategy to adapt to the high-pressure environment .

فینالیست استراتژی خود را برای سازگاری با محیط پرتنش تنظیم کرد.

competitor [اسم]
اجرا کردن

رقیب

Ex: The young competitor impressed everyone with his skills on the basketball court .

رقابت کننده جوان با مهارت‌هایش در زمین بسکتبال همه را تحت تأثیر قرار داد.

finisher [اسم]
اجرا کردن

تمام کننده

Ex: He earned the reputation of being the league 's top finisher last season .

او به عنوان بهترین فینیشر لیگ در فصل گذشته شهرت یافت.

outsider [اسم]
اجرا کردن

غریبه

Ex: The outsider appreciated the support of their supporters who believed in their potential .

غریبه از حمایت حامیانش که به پتانسیل او اعتقاد داشتند، قدردانی کرد.

medalist [اسم]
اجرا کردن

مدال آور

Ex: The author 's novel received critical acclaim and made her a medalist in literary circles .

رمان نویسنده مورد تحسین منتقدان قرار گرفت و او را به مدالآور در محافل ادبی تبدیل کرد.

also-ran [اسم]
اجرا کردن

بازنده

Ex: The team was considered an also-ran before the tournament , but they surprised everyone with their performance .

تیم قبل از مسابقات به عنوان یک بازنده در نظر گرفته می‌شد، اما آنها همه را با عملکرد خود شگفت‌زده کردند.

senior [اسم]
اجرا کردن

سنیور

Ex:

پسرعموی تام یک سنیور در دو و میدانی است که اغلب در رده سنی خود مدال می‌گیرد.

اجرا کردن

برنده مدال برنز

Ex: She trained hard to achieve her dream of being a bronze medalist .

او سخت تمرین کرد تا به رویای خود برای مدال آور برنز شدن دست یابد.

اجرا کردن

برنده مدال طلا

Ex: Our team ’s gold medalist inspired many young athletes .

مدال آور طلایی تیم ما الهام بخش بسیاری از ورزشکاران جوان بود.

اجرا کردن

مدال نقره‌ای

Ex: The team 's captain was proud to be a silver medalist after a hard-fought tournament .

کاپیتان تیم به عنوان مدال آور نقره‌ای پس از یک مسابقه سخت افتخار می‌کرد.

اجرا کردن

دارنده رکورد

Ex: She set a new record in sales and became the record holder for that quarter .

او یک رکورد جدید در فروش ثبت کرد و دارنده رکورد آن سه ماهه شد.

اجرا کردن

نیمه نهایی

Ex: Her artwork impressed the jury , securing her place as a semi-finalist in the art competition .

اثر هنری او هیئت داوران را تحت تأثیر قرار داد و جایگاه او را به عنوان نیمه نهایی در مسابقه هنر تضمین کرد.

scratch [اسم]
اجرا کردن

انصراف دهنده

Ex: The team announced their star player was a scratch for tonight 's game .

تیم اعلام کرد که بازیکن ستاره آنها برای بازی امشب یک scratch بود.

ورزش
اصطلاحات عمومی در ورزش زمین‌ها و مناطق ورزشی موسسات ورزشی ورزشکاران حرفه‌ای
کارکنان و پرسنل مسابقات ورزشی رویدادهای ورزشی دستاوردها و نتایج ورزشی
عنوان‌ها در ورزش انواع ورزش‌ها ورزش‌های تیمی اصطلاحات در ورزش‌های تیمی
موقعیت‌ها در ورزش‌های تیمی نقش بازیکنان در ورزش‌های تیمی بازیکنان تهاجمی در ورزش‌های تیمی بازیکنان دفاعی در ورزش‌های تیمی
Soccer American Football Rugby Basketball
Volleyball Baseball Cricket Lacrosse
Golf Bowling ورزش‌های راکتی Tennis
Athletics Running ورزش های رزمی ورزشکاران رزمی
Boxing تیراندازی با کمان و تیراندازی ورزش های زمستانی Skiing
Hockey ورزش‌های آبی Surfing Scuba Diving
Swimming ورزش‌های اسکیت Figure Skating Climbing
Weightlifting ورزش‌های موتوری Cycling ورزش های هوایی
ورزش‌های اسبی Gymnastics Cue Sports ورزش های دیسک پرنده
Sport Fishing لباس ورزشی توپ ها و دیسک ها چوب‌ها، راکت‌ها و سلاح‌ها
تجهیزات محافظتی تجهیزات زمین و تمرین تخته ها و اسکی تجهیزات ویژه
وسایل نقلیه ابزارها و ماشین‌آلات دستگاه‌ها