افزایش دادن
کمپین تبلیغاتی جدید افزایش دید برند در بازار را به همراه داشت.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به قدرت و بهبود را یاد خواهید گرفت، مانند "محکم"، "قوی"، "ترویج" و غیره که به شما کمک می کند در آزمون های ACT خود موفق شوید.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
افزایش دادن
کمپین تبلیغاتی جدید افزایش دید برند در بازار را به همراه داشت.
تقویت کردن
مطالعه مداوم تقویت میکند درک شما از موضوع را.
قدرت بخشیدن
والدین تلاش میکنند تا با ارائه تقویت مثبت، اعتماد به نفس فرزندان خود را تقویت کنند.
تقویت کردن
والدین میتوانند با آموزش مسئولیتپذیری و استقلال، فرزندان خود را محکمتر کنند.
به پیشرفت (چیزی) کمک کردن
برنامه مربیگری برای ترویج مهارتهای رهبری و رشد حرفهای در میان کارمندان تازهکار طراحی شده بود.
شدید شدن
اعتراضات در سراسر شهر به طور مداوم شدت میگرفت.
افزودن
پیشرفتهای فناوری سرعت ارتباطات را افزایش دادهاند.
جای پای (کسی یا چیزی را) سفت کردن
کسب یک رقیب کلیدی به کسبوکار اجازه داد تا نفوذ خود را در بازار تحکیم بخشد.
به پیشرفت (چیزی) کمک کردن
برنامه مربیگری برای ترویج مهارتهای رهبری و رشد حرفهای در میان کارمندان تازهکار طراحی شده بود.
توجیه کردن
اقدامات امنیتی جدید ساختمان را از ورود غیرمجاز توجیه کرد.
احیاء کردن
سخنرانی انگیزشی مربی روحیه تیم را قبل از بازی بزرگ تجدید کرد.
زنده کردن
نمایشگاه مرور آثار هنرمند با هدف احیای قدردانی از آثار اولیه او برگزار شده است.
انرژی دادن
مربی اعتقاد داشت که چند روز استراحت تیم را سرزنده میکند.
مرمت کردن
پس از آتشسوزی، آنها بیوقفه کار کردند تا خانه آسیبدیده را به شکوه سابقش بازگردانند.
توانمند کردن
در رهبری، ارتباط مؤثر میتواند به اعضای تیم اختیار دهد تا ابتکار عمل به خرج داده و به اهداف کمک کنند.
تقویت کردن
رویکرد نوآورانه شرکت کل صنعت را تقویت کرد.
تقویت کردن
او در حال تقویت رزومه خود با مدارک و گواهینامه های جدید است.
جامد کردن
تیم ساخت و ساز با ریختن بتن مسلح در پیها، پایههای ساختمان را محکم کرد.
تقویت کردن
قلعه با دیوارهای ضخیم و برجها ساخته شد تا دفاع آن در برابر مهاجمان تقویت شود.
بهتر کردن
اجرای سیاستهای جدید به دنبال بهبود شرایط محیط کار برای کارکنان است.
از شدت چیزی کاستن
تلاشهای خیریه رنج ناشی از بلای طبیعی را کاهش دادهاند.
غنی کردن
او با گنجاندن مثالهایی از زندگی واقعی، درسهایش را غنی میکند.
تشدید کردن
بحث داغ به طور مداوم تنشها را در گروه افزایش میداد.
مقاوم ساختن
مهندسان پل را با کابلهای فولادی تقویت کردند تا مطمئن شوند که میتواند بارهای سنگینتر را تحمل کند.
بادوام
ماشینآلات مستحکم برای انجام سختترین وظایف صنعتی بدون خرابی طراحی شدهاند.
شدید
برنامه آموزشی فشرده آنها را در عرض تنها دو هفته برای رقابت آینده آماده کرد.
قوی
علیرغم سنش، سالمند پرنشاط سبک زندگی فعالی را حفظ کرد و به طور منظم پیادهروی میکرد.
تحسینبرانگیز
هوش قدرتمند او او را به یکی از مدعیان اصلی برای بورسیه تحصیلی معتبر تبدیل کرد.
قوی و بادوام
پل محکم یک قطعه مهندسی قابل توجه بود که قادر به تحمل ترافیک سنگین بود.
قادر مطلق
قدرت قادر مطلق طبیعت مردم را در برابر طوفان خوار کرد.
بسیار شدید
مناظره سیاسی با استدلالهای سخت و تبادلات داغ مشخص شد.
مقاومتناپذیر
پیشنهاد تعطیلات رایگان به سادگی غیرقابل مقاومت بود، که بسیاری را به ثبت نام فوری ترغیب کرد.
تنومند
ماریا در یک مزرعه دورافتاده بزرگ شد، که به او فیزیکی مقاوم داد که به او اجازه میداد روزهای طولانی کار سخت در بیرون را تحمل کند.
قابلیت
سازمان دارای توانایی گسترش به بازارهای بینالمللی است.