رسانه و ارتباطات - تعاملات رسانه‌ای آنلاین

در اینجا برخی از کلمات انگلیسی مربوط به تعاملات رسانه‌ای آنلاین مانند "lurk"، "stream" و "hat tip" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
رسانه و ارتباطات
to browse [فعل]
اجرا کردن

جست‌وجو کردن (در اینترنت)

Ex: He browsed various news websites to stay updated on current events .

او در وب‌سایت‌های خبری مختلف مرور کرد تا از رویدادهای جاری مطلع بماند.

to eBay [فعل]
اجرا کردن

در ای‌بی چیزی خریدن یا فروختن

to google [فعل]
اجرا کردن

گوگل کردن

Ex: The team googled the history of the ancient civilization .

تیم تاریخ تمدن باستانی را گوگل کرد.

to lurk [فعل]
اجرا کردن

فقط مشاهده کردن

Ex: Do n't just lurk ; join the conversation !

فقط لرک نکنید؛ به گفتگو بپیوندید!

to navigate [فعل]
اجرا کردن

وب‌گردی کردن

Ex: During the online workshop , participants were guided on how to navigate the webinar platform .

در طول کارگاه آنلاین، به شرکت‌کنندگان آموزش داده شد که چگونه در پلتفرم وبینار پیمایش کنند.

to update [فعل]
اجرا کردن

به‌روزرسانی کردن

Ex: I updated my calendar with the latest meeting times and events .
to upload [فعل]
اجرا کردن

آپلود کردن

Ex: The website allows users to upload their own videos and share them with others .

وب‌سایت به کاربران اجازه می‌دهد ویدیوهای خود را بارگذاری کنند و با دیگران به اشتراک بگذارند.

to download [فعل]
اجرا کردن

دانلود کردن

Ex: The website allows users to download free music .

وب‌سایت به کاربران اجازه می‌دهد موسیقی رایگان دانلود کنند.

to egosurf [فعل]
اجرا کردن

نام خود را در اینترنت جستجو کردن

to sign in [فعل]
اجرا کردن

وارد حساب کاربری شدن

Ex: The website asks users to sign in for personalized recommendations .

وبسایت از کاربران می‌خواهد که برای دریافت توصیه‌های شخصی‌سازی شده وارد سیستم شوند.

to sign out [فعل]
اجرا کردن

از حساب کاربری خارج شدن

Ex:

مطمئن شوید که از حساب‌های رسانه‌های اجتماعی خود در دستگاه‌های اشتراکی خارج شده‌اید.

to log in [فعل]
اجرا کردن

وارد سیستم شدن (کامپیوتر و غیره)

Ex: You need to log in to your bank account to transfer money .

برای انتقال پول باید به حساب بانکی خود وارد شوید.

to log off [فعل]
اجرا کردن

از سیستم خارج شدن

Ex:

شرکت از کارمندان می‌خواهد در پایان روز کاری از رایانه‌های خود خارج شوند.

to publish [فعل]
اجرا کردن

پست کردن

Ex: After hours of work , he was eager to publish his project online for feedback .

پس از ساعات کار، او مشتاق بود که پروژه خود را برای دریافت بازخورد به صورت آنلاین منتشر کند.

to surf [فعل]
اجرا کردن

جست‌وجو کردن

Ex: Unable to decide on a book to read , he spent the afternoon surfing his bookshelf .

ناتوان از تصمیم‌گیری برای انتخاب کتابی برای خواندن، او بعدازظهر را به گشتن در قفسه کتاب‌هایش گذراند.

to refresh [فعل]
اجرا کردن

ریفرش کردن (صفحه کامپیوتر)

Ex: The website did n’t load correctly , so I had to refresh it several times .

وبسایت به درستی بارگذاری نشد، بنابراین مجبور شدم چندین بار آن را تازه کنم.

to blog [فعل]
اجرا کردن

وبلاگ نوشتن

Ex:

او وبلاگ نویسی را برای به اشتراک گذاشتن افکارش در مورد فناوری شروع کرد.

to stream [فعل]
اجرا کردن

آنلاین شنیدن یا دیدن

Ex: She set up her computer to stream live sports events from around the world .

او کامپیوترش را برای پخش زنده رویدادهای ورزشی از سراسر جهان تنظیم کرد.