فهرست واژگان سطح B1 - صفات 2

در اینجا برخی از صفات ضروری انگلیسی مانند "آشکار"، "عجیب"، "رسمی" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای زبان آموزان سطح B1 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B1
obvious [صفت]
اجرا کردن

واضح

Ex: The answer to the riddle was obvious once you thought about it .

پاسخ معما آشکار بود وقتی به آن فکر کردید.

odd [صفت]
اجرا کردن

عجیب

Ex: The odd markings on the map led the hikers off the beaten path , into unknown territory .

نشانه‌های عجیب روی نقشه، کوهنوردان را از مسیر شناخته شده خارج کرد و به قلمروی ناشناخته برد.

official [صفت]
اجرا کردن

رسمی

Ex: Official regulations must be followed to ensure compliance with the law .
اجرا کردن

قدیمی

Ex: His old-fashioned approach to teaching still resonates with some students .

رویکرد قدیمی او در تدریس هنوز با برخی از دانش‌آموزان طنین‌انداز می‌شود.

outdoor [صفت]
اجرا کردن

بیرونی

Ex: She loves visiting outdoor pools during the summer to swim under the sun .

او عاشق استخرهای روباز در تابستان است تا زیر آفتاب شنا کند.

powerful [صفت]
اجرا کردن

قدرتمند

Ex: The movie had a powerful impact on viewers .

فیلم تأثیر قوی بر روی بینندگان داشت.

previous [صفت]
اجرا کردن

قبلی

Ex: She referred to her previous job experience during the interview .

او در طول مصاحبه به تجربه کاری قبلی خود اشاره کرد.

primary [صفت]
اجرا کردن

نخستین

Ex: The primary stages of childhood are crucial for emotional development .
rare [صفت]
اجرا کردن

کمیاب

Ex: Seeing a shooting star is a rare occurrence that fills people with wonder and awe .

دیدن یک شهاب سنگ یک اتفاق نادر است که مردم را پر از شگفتی و ترس می‌کند.

relative [صفت]
اجرا کردن

نسبی

Ex: The difficulty of the hike was relative to the fitness level of the participants .

دشواری پیاده‌روی نسبی به سطح تناسب اندام شرکت‌کنندگان بود.

rough [صفت]
اجرا کردن

سخت و ناهموار

Ex: Her skin felt rough and dry from exposure to the sun and wind .

پوست او به دلیل قرار گرفتن در معرض آفتاب و باد، زبر و خشک احساس می‌شد.

secondary [صفت]
اجرا کردن

کم‌اهمیت تر

Ex: While education is crucial , developing social skills is often seen as secondary in importance .

در حالی که آموزش بسیار مهم است، توسعه مهارت‌های اجتماعی اغلب از نظر اهمیت ثانویه در نظر گرفته می‌شود.

sharp [صفت]
اجرا کردن

تیز

Ex: The cat 's claws were sharp , enabling it to climb trees and catch prey .

چنگال‌های گربه تیز بودند، که به آن اجازه می‌داد درختان را بالا برود و شکار را بگیرد.

silent [صفت]
اجرا کردن

ساکت

Ex: The silent classroom was a sign that the students were deeply engrossed in their work .

کلاس ساکت نشانه‌ای بود که دانش‌آموزان عمیقاً در کار خود غرق شده بودند.

smooth [صفت]
اجرا کردن

صاف

Ex: The car ’s paint job gave it a sleek and smooth appearance .

رنگ‌آمیزی ماشین به آن ظاهری شیک و صاف داد.

southern [صفت]
اجرا کردن

جنوبی

Ex: The southern coastline is a popular destination for tourists seeking coastal scenery .

خط ساحلی جنوبی مقصدی محبوب برای گردشگرانی است که به دنبال مناظر ساحلی هستند.

standard [صفت]
اجرا کردن

استاندارد

Ex: The standard attire for the event is business casual , so please dress accordingly .

پوشش استاندارد برای این رویداد business casual است، لطفاً متناسب با آن لباس بپوشید.

still [صفت]
اجرا کردن

بی‌حرکت

Ex:

شکل بی‌حرکت در دوردست شبیه یک مترسک بود.

suitable [صفت]
اجرا کردن

مناسب

Ex: The climate in that region is not suitable for growing citrus fruits .
super [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex: He 's done a super job on this project .

او در این پروژه یک کار فوق‌العاده انجام داده است.

total [صفت]
اجرا کردن

کامل

Ex: The project was a total success , with no mistakes .
unlikely [صفت]
اجرا کردن

بعید

Ex: It 's unlikely that it will rain tomorrow , as the weather forecast predicts clear skies .

بعید به نظر می‌رسد که فردا باران ببارد، زیرا پیش‌بینی هوا آسمان صاف را پیش‌بینی می‌کند.

upset [صفت]
اجرا کردن

ناراحت

Ex: The child felt upset after losing his favorite toy .

کودک پس از گم کردن اسباب‌بازی مورد علاقه‌اش احساس ناراحتی کرد.

used [صفت]
اجرا کردن

کارکرده

Ex: He bought a used bicycle to save money on transportation .

او یک دوچرخه دست دوم خرید تا در هزینه‌های حمل و نقل صرفه‌جویی کند.

valuable [صفت]
اجرا کردن

باارزش

Ex: The historic mansion is a valuable property , featuring exquisite architectural details .

عمارت تاریخی یک ملک باارزش است که دارای جزئیات معماری ظریف می‌باشد.

western [صفت]
اجرا کردن

غربی

Ex: They live in a small village on the western edge of the country .

آن‌ها در یک روستای کوچک در لبه غربی کشور زندگی می‌کنند.

specific [صفت]
اجرا کردن

مختص

Ex: He has a specific preference for Italian cuisine when dining out .

او ترجیح خاصی برای آشپزی ایتالیایی وقتی بیرون غذا می‌خورد دارد.

firm [صفت]
اجرا کردن

محکم

Ex: He sat on a firm chair , which helped him maintain good posture .

او روی یک صندلی سفت نشست، که به او کمک کرد وضعیت بدنی خوبی داشته باشد.

middle [صفت]
اجرا کردن

وسطی

Ex: The middle portion of the book contains the most action and suspense .

قسمت میانی کتاب بیشترین اکشن و تعلیق را دارد.

thoughtful [صفت]
اجرا کردن

باملاحظه

Ex: Known for her thoughtful nature , she anticipates the needs of others and offers support without hesitation .

به خاطر طبیعت مهربان خود شناخته شده است، او نیازهای دیگران را پیش‌بینی می‌کند و بدون تردید از آنها حمایت می‌کند.