فهرست واژگان سطح B1 - صفات 2
در اینجا برخی از صفات ضروری انگلیسی مانند "آشکار"، "عجیب"، "رسمی" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای زبان آموزان سطح B1 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
noticeable and easily understood

واضح, آشکار
راهحل معما آشکار بود وقتی که او به آن اشاره کرد.
unusual in a way that stands out as different from the expected or typical

عجیب, غیرعادی
او متوجه بوی عجیبی شد که از آشپزخانه میآمد، اما نتوانست منشأ آن را شناسایی کند.
approved, authorized, or carried out by a recognized authority

رسمی
انتخاب رسمی او به عنوان مدیرعامل جدید توسط هیئت مدیره شرکت اعلام شد.
no longer used, supported, etc. by the general public, typically belonging to an earlier period in history

قدیمی, دمده
نگاه او به روابط برای دنیای امروز کمی منسوخ است.
(of a place or space) located outside in a natural or open-air setting, without a roof or walls

بیرونی, بیرونی
ما یک باشگاه ورزشی فضای باز با تجهیزات قابل استفاده برای عموم در پارک پیدا کردیم.
possessing great strength or force

قدرتمند, قوی
او به خاطر حضور قدرتمند خود در اتاق شناخته شده است.
occurring or existing before what is being mentioned

قبلی
طرح قبلی وبسایت منسوخ و سخت برای پیمایش بود.
occurring earliest in time or development

نخستین, اصلی
در مراحل اولیه توسعه، نرمافزار مستعد باگها بود.
happening infrequently or uncommon in occurrence

کمیاب, نادر، نایاب، استثنایی
یافتن دوستی واقعی نادر اما بیقیمت است.
measured or judged in comparison to something else

نسبی
دستاوردهای او در نسبت به منابعش چشمگیر است.
having an uneven or jagged texture

سخت و ناهموار
کاغذ سنباده بافت زبری داشت، که برای صاف کردن سطوح ناهموار عالی بود.
relating to or based on the principles and methods of science

علمی
فرآیند داوری همتا اطمینان میدهد که پژوهش علمی تحت ارزیابی دقیق توسط سایر متخصصان در این زمینه قرار میگیرد.
having less importance or value when compared to something else

کماهمیت تر, جانبی
جزئیات پروژه در مقایسه با هدف کلی بهبود کارایی ثانویه بودند.
involving or related to the physical activity of sex

جنسی
سارا در مورد بحث درباره موضوعات جنسی در مکانهای عمومی احساس ناراحتی میکرد.
having a point or edge that can pierce or cut something

تیز, برنده
آشپز از یک چاقوی تیز برای برش دقیق گوجه فرنگی رسیده استفاده کرد و به راحتی آن را به برشهای نازک و یکنواخت تقسیم کرد.
having or making little or no sound

ساکت, آرام
او روی پنجههای پا از خانه ساکت گذشت، مراقب که کسی را بیدار نکند.
having a surface that is even and free from roughness or irregularities

صاف, صیقلی
او از پرداخت صاف میز چوبی تحسین کرد.
located in the direction of the south

جنوبی
هتل ما در سمت جنوبی جزیره واقع شده است.
communicated orally rather than in written form

شفاهی
او قدردانی کرد از اطمینان گفتاری دوستش در یک زمان دشوار.
commonly recognized, done, used, etc.

استاندارد
در این منطقه، دادن انعام به میزان 15٪ از کل صورتحساب به کارکنان خدماتی یک عمل استاندارد است.
lacking motion

بیحرکت, ساکن
مجسمه بیحرکت تقریباً زنده به نظر میرسید در حالتی یخزده.
appropriate for a certain situation or purpose

مناسب
مدارک او او را به یک نامزد مناسب برای این سمت تبدیل کرد.
very good, pleasant, or impressive

عالی, معرکه
او یک دوست فوقالعاده است، همیشه مهربان و قابل اعتماد.
indicating something that is at its greatest degree possible

کامل
قطع برق باعث تاریکی کامل در شهر شد.
having a low chance of happening or being true

بعید, غیر محتمل
با توجه به پیشرفت فعلی، بعید است که آنها پروژه را به موقع به پایان برسانند.
feeling disturbed or distressed due to a negative event

ناراحت, دلخور
معلم متوجه شد که دانشآموزش ناراحت است و پرسید که آیا همه چیز خوب است.
previously owned or utilized by someone else

کارکرده, دستدوم
او یک لپتاپ دست دوم را به کسری از هزینه یک لپتاپ جدید خریداری کرد.
worth a large amount of money

باارزش, ارزشمند
نقاشی عتیقه یک اثر هنری باارزش است که توسط مجموعهداران گرامی داشته میشود.
positioned in the direction of the west

غربی
هتل ما در سمت غربی شهر واقع شده است.
presented in writing rather than in speech or by visual means

کتبی
شهادت کتبی او شواهد حیاتی در پرونده دادگاهی ارائه کرد و به تأثیرگذاری بر تصمیم هیئت منصفه کمک کرد.
related to or involving only one certain thing

مختص
او یک درخواست خاص برای کتاب با جلد آبی کرد.
relatively hard and resistant to being changed into a different shape by force

محکم, پابرجا
زمین زیر پای او سفت احساس میشد در حالی که او در مسیر قدم میزد.
having a position or state equally distant from two extremes

وسطی, میانی
خانه آنها در منطقه میانی محله قرار دارد، نزدیک به هر دو ورودی.
caring and attentive to the needs, feelings, or well-being of others

باملاحظه, بافکر، بامحبت
حرکات دلنشین او روز اطرافیانش را روشن میکند، نشان میدهد که او واقعاً اهمیت میدهد.