واژگان آیلتس (عمومی) - دارایی
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره مالکیت، مانند "جمع آوری"، "مشتق کردن"، "وارث" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس لازم است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to buy the whole supply of something such as tickets, stocks, goods, etc.

تمام چیزی را خریدن, یک جا خریدن
برگزار کننده کنسرت قصد داشت تمام بلیطهای موجود را خریداری کند تا یک نمایش تمام شده را تضمین کند.
to gather together things from different places or people

جمعآوری کردن, جمع کردن
کشاورز سیبهای رسیده را از باغ جمعآوری کرد تا در بازار کشاورزان بفروشد.
to gather something, such as money, with difficulty and over time

کمکم جمع کردن, جور کردن
to gather a large amount of money, knowledge, etc. gradually

انباشتن, جمعآوری کردن
او دههها صرف جمعآوری یک مجموعه بزرگ از سکههای نادر از سراسر جهان کرد.
to collect an increasing amount of something over time

انباشتن, اندوختن، جمع کردن
در طول ترم، دانشآموزان دانش و مهارتها را در کلاسهای خود جمعآوری میکنند.
to gather and store a large supply of food, money, etc., usually somewhere secret

احتکار کردن, تلمبار کردن
او در حال حاضر برای سفر کمپینگ آیندهاش در حال ذخیره کردن لوازم است.
to get something, often with difficulty

بهدست آوردن, کسب کردن، گرفتن
دانشجویان از طریق کارآموزی تجربه عملی کسب میکنند.
to obtain or achieve something that is needed or desired

بهدست آوردن, جمع کردن، کسب کردن
او برای پروژه خیریهاش حمایت جامعهاش را به دست آورد.
to get something from a specific source

بهدست آوردن, گرفتن
معلمان هدفشان کمک به دانشآموزان برای استخراج معنا و درک از متون ادبی پیچیده است.
to buy or begin to have something

بهدست آوردن, صاحب شدن
شرکت در حال حاضر در حال اکتساب فناوری پیشرفته برای باقی ماندن در رقابت است.
to receive something one deserves as a result of something one has done or the qualities one possesses

بهدست آوردن
پس از سالها تلاش و فداکاری، او بالاخره مدرک دانشگاهی خود را کسب کرد.
the act of dealing with a situation in a subtle and skillful way

ظرافت, مهارت
ظرافت دیپلمات در حل مناقشه برای او تحسین گسترده به ارمغان آورد.
to catch fish or other animals for consumption

(ماهی یا حیوانات دیگر) برای مصرف گرفتن
تیم هر پاییز از آبهای ساحلی خرچنگ برداشت میکند.
to receive money, property, etc. from someone who has passed away

به ارث بردن
او از به ارث بردن مجموعهای وسیع از کتابهای نادر از عمویش متعجب شد.
to be given something or to accept something that is sent

دریافت کردن, گرفتن
ما یک دعوتنامه به عروسیشان دریافت کردیم.
to get back something that has been lost, taken away, etc.

پس گرفتن
او دوچرخه دزدیده شده خود را با ردیابی و بازیابی از فروشگاه گرویی بازیافت.
to obtain or procure a product, material, or service from a particular supplier, location, or country

تهیه کردن
آنها پارچههای با کیفیت بالا را به صورت محلی تأمین کردند.
to forcibly pull or take something, often from someone's grasp

به زور گرفتن, غصب کردن
شورشیان سعی کردند کنترل شهر را از نیروهای دولتی بگیرند.
to go and bring a person or thing, typically at someone's request or for a specific purpose

رفتن و چیزی را آوردن
سگ آموزش دیده است که هر صبح روزنامه را از دم در بیاورد.
someone who has the legal right to inherit the property, money, or title of a deceased individual

وارث
وکیل با وارثان تماس گرفت تا آنها را از ارثیه خود از خاله مرحومشان مطلع کند.
a person who receives something, such as an award, message, or item

گیرنده, دریافتکننده
دریافتکننده بسته را با هیجان باز کرد.
to regain something that was previously lost

دوباره بهدست آوردن
شرکت در تلاش است تا سهم بازار را بازپس گیرد.
the act of buying or obtaining something, especially something that is valuable

اکتساب, کسب
او در مذاکره برای اکتساب ساختمان تاریخی برای استفاده به عنوان مرکز فرهنگی نقش اساسی داشت.
the act or process of getting something back from where it was left or lost

بازیابی, پسگیری
the act of gathering things or people from different places

جمعآوری
آنها جمعآوری مواد قابل بازیافت از خانوارها را هر دوشنبه سازماندهی کردند.
to regain a former financial or material condition after a loss

دوباره بهدست آوردن, جبران کردن، به حالت عادی بازگشتن
او برای بازیابی پول از دست رفته در سرمایهگذاری تلاش کرد.
the way in which something is perceived or received by others, often referring to the response or reaction to an idea, message, or product

استقبال عمومی, واکنش، پذیرش
سخنرانی او استقبال گرمی از سوی مخاطبان دریافت کرد.
to gather or receive something, like money or benefits, slowly over a period of time

حاصل شدن, جمع شدن
آنها با هر خریدی که انجام دادند امتیازات پاداش جمع آوری کردند.
to seize or get control of something by force

به تصرف درآوردن, تسخیر کردن
دزدان دریایی کشتی را تصرف کردند و محموله آن را بردند.
