اصلاح کردن (صورت)
او با دقت ریش خود را میتراشد.
مسواک زدن
او بعد از غذا خوردن دندانهایش را مسواک میزند.
آرایش کردن
من دوست دارم برای مهمانیها آرایش کنم.
خمیردندان
خمیردندان در سینک است.
معمولاً
یکشنبهها، ما معمولاً به پارک میرویم.
معمولاً
او معمولاً صبحها قهوه مینوشد.
شهر
من در یک شهر کوچک نزدیک دریا زندگی میکنم.
صبر کردن
بر ما میماند منتظر بمانیم تا فروشگاه باز شود.
viajar a algún lugar por ocio, trabajo o estudio
در تعطیلات
آنها در تعطیلات در ساحل هستند.