واژگان آیلتس (آکادمیک) - فناوری اطلاعات

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد فناوری اطلاعات، مانند "اختراع"، "نصب"، "مرور" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان آیلتس (آکادمیک)
اجرا کردن

کاربرپسند

Ex: He developed a user-friendly tool for analyzing data quickly .

او یک ابزار کاربرپسند برای تحلیل سریع داده‌ها توسعه داد.

up-to-date [صفت]
اجرا کردن

به‌روز

Ex: He always has an up-to-date hairstyle that fits the current trends .

او همیشه یک مدل مو به روز دارد که با ترندهای فعلی مطابقت دارد.

machine [اسم]
اجرا کردن

دستگاه

Ex:

یک ماشین قهوه ساز در دفعه اسپرسوی تازه دم را سرو کرد.

invention [اسم]
اجرا کردن

اختراع

Ex: The invention of the internet has connected people across the globe , facilitating instant communication and information sharing .

اختراع اینترنت مردم را در سراسر جهان به هم متصل کرده، ارتباط فوری و اشتراک اطلاعات را تسهیل می‌کند.

innovation [اسم]
اجرا کردن

نوآوری

Ex: Many industries rely on innovation to stay ahead of competitors .

صنایع بسیاری برای پیشی گرفتن از رقبا به نوآوری متکی هستند.

device [اسم]
اجرا کردن

ابزار

Ex: The teacher used an interactive device to engage students in the lesson .

معلم از یک دستگاه تعاملی برای درگیر کردن دانش‌آموزان در درس استفاده کرد.

advanced [صفت]
اجرا کردن

پیشرفته

Ex: The startup ’s plans for expansion are at an advanced stage , ready for launch .

طرح‌های استارتاپ برای گسترش در مرحله پیشرفته هستند، آماده راه‌اندازی.

to monitor [فعل]
اجرا کردن

بازشنود کردن (رادیو، تلویزیون و...)

Ex: The control room team monitors radar transmissions for accuracy and consistency .

تیم اتاق کنترل مانیتور می‌کند انتقالات رادار را برای دقت و یکنواختی.

to install [فعل]
اجرا کردن

نصب کردن

Ex: The mechanic will install the new engine components to improve the car 's performance .

مکانیک قطعات جدید موتور را نصب خواهد کرد تا عملکرد ماشین را بهبود بخشد.

to network [فعل]
اجرا کردن

شبکه‌سازی کردن

Ex:

اتاق کنفرانس مجهز به فناوری برای شبکه‌ای کردن لپ‌تاپ‌ها و به اشتراک گذاری ارائه‌ها است.

to boot [فعل]
اجرا کردن

راه انداختن (کامپیوتر)

Ex: We booted the laptop , excited to watch the latest movie release .
to reboot [فعل]
اجرا کردن

دوباره راه انداختن

Ex: They rebooted the gaming console to resolve the freezing issue .

آنها کنسول بازی را ریستارت کردند تا مشکل یخ زدگی را حل کنند.

to log in [فعل]
اجرا کردن

وارد سیستم شدن (کامپیوتر و غیره)

Ex: You need to log in to your bank account to transfer money .

برای انتقال پول باید به حساب بانکی خود وارد شوید.

to log off [فعل]
اجرا کردن

از سیستم خارج شدن

Ex:

شرکت از کارمندان می‌خواهد در پایان روز کاری از رایانه‌های خود خارج شوند.

to download [فعل]
اجرا کردن

دانلود کردن

Ex: The website allows users to download free music .

وب‌سایت به کاربران اجازه می‌دهد موسیقی رایگان دانلود کنند.

to upgrade [فعل]
اجرا کردن

ارتقا دادن

Ex: The engineers are upgrading the power grid for better efficiency .

مهندسان در حال ارتقاء شبکه برق برای کارایی بهتر هستند.

to browse [فعل]
اجرا کردن

جست‌وجو کردن (در اینترنت)

Ex: He browsed various news websites to stay updated on current events .

او در وب‌سایت‌های خبری مختلف مرور کرد تا از رویدادهای جاری مطلع بماند.

file [اسم]
اجرا کردن

فایل

Ex: Please attach the PDF file to the email as soon as possible .

لطفاً فایل PDF را در اسرع وقت به ایمیل پیوست کنید.

advance [اسم]
اجرا کردن

پیشرفت

Ex: His scientific advance was recognized with an award .

پیشرفت علمی او با یک جایزه شناخته شد.

software [اسم]
اجرا کردن

نرم‌افزار

Ex: The software allows users to edit videos with professional-level tools .

نرم‌افزار به کاربران اجازه می‌دهد تا ویدیوها را با ابزارهای سطح حرفه‌ای ویرایش کنند.

online [صفت]
اجرا کردن

آنلاین

Ex: The school provides online resources for students .

مدرسه منابع آنلاین را برای دانش‌آموزان فراهم می‌کند.

safety [اسم]
اجرا کردن

ایمنی

Ex: She always checks the weather forecast before hiking to ensure her safety on the trails .

او همیشه قبل از کوهنوردی پیش‌بینی هوا را بررسی می‌کند تا امنیت خود را در مسیرها تضمین کند.

hotspot [اسم]
اجرا کردن

مکانی عمومی مجهز به اینترنت برای کاربران

Ex: The hotel lobby offers free Wi-Fi hotspot service for guests staying at the property .

لابی هتل خدمات رایگان هات اسپات وای‌فای را برای مهمانانی که در ملک اقامت دارند ارائه می‌دهد.

server [اسم]
اجرا کردن

سرور (کامپیوتر)

Ex: Cloud servers let you back up photos from your phone .

سرورهای ابری به شما امکان می‌دهند از عکس‌های تلفن خود پشتیبان تهیه کنید.