انگلیسی کمبریج: PET (B1 Preliminary) - اصطلاحات
عبارات اصطلاحی مفید PET و عبارتهای رایجی را بیاموزید که معنایشان ممکن است مستقیماً از کلمات جداگانه قابل درک نباشد.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a type of activity, subject, etc. that one is very good at or enjoys very much

باب میل, راستِ کارِ فرد
فیلمهای ترسناک باب میل من نیستند.
anything that is very easy to achieve or do

مثل آب خوردن, کار آسان
نصب برنامه مثل آب خوردن است؛ فقط دستورالعملها را دنبال کن.
to not take something seriously or to only partially accept it

جدی نگرفتن
to reveal secret or private information

دهنلقی کردن, راز را لو دادن
to proceed in a way that causes a bad outcome

خراب از آب درآمدن, به بیراهه رفتن
سفر به خاطر آبوهوا خراب از آب درآمد.
to feel upset or regretful about something that has already happened and cannot be undone

غصهٔ گذشته را خوردن, حسرت گذشته خوردن
میدانم از فروش ماشین پشیمانی، اما حالا غصه خوردن فایده ندارد.
used for saying that something can only happen on very rare occasions

خیلی بهندرت, هر از گاهی
to completely agree with someone and understand their point of view

کاملاً همنظر بودن, همدیدگاه بودن
the state in which one loses all one's confidence and willingness to continue doing something

ترسِ لحظه آخری, جا زدن از ترس
برای تنها مهاجرت کردن ترسِ لحظه آخری به دلش افتاده بود.
to joke with someone in a friendly manner by trying to make them believe something that is not true

سر به سر کسی گذاشتن, دست انداختن کسی
وقتی گفت جلسه شش صبحه، فکر کردم داره سر به سرم میذاره.
a large sum of money

یک عالم پول, پول هنگفت
اجاره کردن آپارتمان در مرکز شهر پول هنگفتی میخواهد.
to make two or more strangers get comfortable with each other and engage in a conversation

یخ جمع را شکستن, جو را صمیمی کردن
معلم روز اول کلاس از یک بازی ساده استفاده کرد تا یخ بچهها بشکند.
![to [take] {sth} with a pinch of salt to [take] {sth} with a pinch of salt](/assets/img/no-pic-260w.png)