فهرست واژگان سطح A2 - سینما و تئاتر

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره سینما و تئاتر، مانند "acting"، "audience" و "role" را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح A2 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح A2
cinema [اسم]
اجرا کردن

سینما

Ex: The cinema near my house shows classic films every Thursday .

سینما نزدیک خانه من هر پنجشنبه فیلم‌های کلاسیک نمایش می‌دهد.

the movies [اسم]
اجرا کردن

سینما

Ex: The popcorn at the movies is my favorite snack .

پاپ کورن در سینما میان‌وعده مورد علاقه من است.

theater [اسم]
اجرا کردن

تئاتر

Ex: They 're rehearsing at the theater for the upcoming show .

آنها برای نمایش آینده در تئاتر تمرین می‌کنند.

artist [اسم]
اجرا کردن

هنرمند (رقصنده، خواننده، بازیگر و...)

Ex: The artist ’s performance was a perfect blend of music , dance , and drama .

اجرای هنرمند ترکیبی بی‌نظیر از موسیقی، رقص و درام بود.

acting [اسم]
اجرا کردن

بازیگری

Ex: I 've always admired her acting skills .

من همیشه به مهارت‌های بازیگری او تحسین کرده‌ام.

role [اسم]
اجرا کردن

نقش

Ex: I 'm excited about my new role in the upcoming musical .
scene [اسم]
اجرا کردن

صحنه

Ex: The scene in the restaurant was hilarious .

صحنه در رستوران خنده‌دار بود.

screen [اسم]
اجرا کردن

پرده نمایش

Ex: The screen 's resolution ensured sharp and detailed visuals .

رزولوشن صفحه تصاویری تیز و جزئی‌دار را تضمین کرد.

character [اسم]
اجرا کردن

کاراکتر (در فیلم و...)

Ex: The voice actor brought the character of Shrek to life in the animated film .

صداپیشه شخصیت شرک را در فیلم انیمیشن زنده کرد.

director [اسم]
اجرا کردن

کارگردان

Ex: The director of the movie was overjoyed when he won an Oscar .

کارگردان فیلم وقتی که اسکار را برد بسیار خوشحال شد.

hero [اسم]
اجرا کردن

قهرمان مرد

Ex: The hero saves the day in the final scene .

قهرمان در صحنه پایانی روز را نجات می‌دهد.

heroine [اسم]
اجرا کردن

قهرمان زن

Ex: The heroine of the play is a strong and determined woman .

قهرمان زن نمایش زنی قوی و مصمم است.

cartoon [اسم]
اجرا کردن

کارتون

Ex: The new cartoon on TV is loved by both kids and adults .

کارتون جدید در تلویزیون مورد علاقه هر دو بچه ها و بزرگسالان است.

comedy [اسم]
اجرا کردن

ژانر کمدی

Ex: The film blends elements of drama and comedy , making it a unique watch .

فیلم عناصر درام و کمدی را در هم می‌آمیزد و آن را به تماشایی منحصر به فرد تبدیل می‌کند.

اجرا کردن

داستان پلیسی

Ex: The detective story revolves around a stolen artifact .

داستان کارآگاهی حول یک شیء دزدیده شده می‌چرخد.

drama [اسم]
اجرا کردن

تئاتر

Ex: The drama we saw at the theater was deeply moving .

درامایی که در تئاتر دیدیم بسیار تکان دهنده بود.

fantasy [اسم]
اجرا کردن

(فیلم، کتاب و غیره) فانتزی

Ex: The movie is a classic fantasy , with magic and mystical creatures at every turn .

این فیلم یک کلاسیک فانتزی است، با جادو و موجودات اسرارآمیز در هر گوشه.

horror [اسم]
اجرا کردن

(فیلم، کتاب و غیره) ترسناک

Ex:

فیلم ترسناک درباره گروهی از دوستان است که در جنگل تسخیر شده گم شده‌اند.

ending [اسم]
اجرا کردن

پایان (فیلم و...)

Ex: The TV series had an unexpected ending that surprised all viewers .
اجرا کردن

داستان ماجراجویی

Ex: The adventure story is about a group of friends on a treasure hunt .

داستان ماجراجویی درباره گروهی از دوستان در جستجوی گنج است.

اجرا کردن

(فیلم، کتاب و غیره) علمی-تخیلی

Ex: The science fiction comic book features superheroes from another dimension .

کتاب کمیک علمی-تخیلی شامل ابرقهرمانانی از بعد دیگری است.

documentary [اسم]
اجرا کردن

فیلم مستند

Ex: The space documentary provided fascinating facts about our solar system .

مستند فضایی حقایق جذابی درباره منظومه شمسی ما ارائه داد.

Hollywood [اسم]
اجرا کردن

هالیوود

Ex: She visited Hollywood to see the famous Walk of Fame .

او از هالیوود دیدن کرد تا پیاده‌روی مشاهیر معروف را ببیند.

review [اسم]
اجرا کردن

نقد

Ex: I read a glowing review of the new movie in the newspaper .

من یک نقد درخشان از فیلم جدید را در روزنامه خواندم.

performance [اسم]
اجرا کردن

اجرا

Ex: The band 's live performance was better than their recorded music .
award [اسم]
اجرا کردن

جایزه

Ex: The film director received an award at the international film festival .

کارگردان فیلم در جشنواره بین‌المللی فیلم یک جایزه دریافت کرد.

celebrity [اسم]
اجرا کردن

چهره (مشهور)

Ex: The concert featured performances by many popular celebrities .

کنسرت شامل اجراهای بسیاری از سلبریتی‌های محبوب بود.

اجرا کردن

سرگرمی

Ex: Television is a major source of entertainment for many people .

تلویزیون منبع اصلی سرگرمی برای بسیاری از مردم است.

to act [فعل]
اجرا کردن

بازی کردن (نقش)

Ex: She acted the role of Juliet beautifully in the school play .

او نقش ژولیت را در نمایش مدرسه زیبا بازی کرد.

to film [فعل]
اجرا کردن

فیلم‌برداری کردن

Ex: Right now , the director is filming a crucial scene on set .

همین حالا، کارگردان در حال فیلمبرداری یک صحنه حیاتی در صحنه است.

to perform [فعل]
اجرا کردن

اجرا کردن

Ex: The orchestra will perform Beethoven 's Fifth Symphony tonight .