فهرست واژگان سطح B1 - زمان
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره زمان، مانند "دوره"، "روز"، "ظهر" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
مدت
برخی اوقات
گاهی اوقات، او تنهایی را ترجیح میدهد.
مستمر
بارشهای پیوسته باعث سیل در چندین منطقه کمارتفاع شهر شد.
پیوسته
نرمافزار به طور مداوم اجرا میشود، که عملکرد بدون وقفه را تضمین میکند.
دیر
پاسخ دیر هنگام مشتری، زمانبندی پروژه را به تأخیر انداخت.
طول کشیدن
طول کشیدن
وقتشناس
عادتهای منظم او برایش شهرت خوبی در محل کار به ارمغان آورد.
بهطور منظم
او به طور منظم در طول روز ایمیل خود را بررسی میکند.
منظم
فروشگاه مواد غذایی تخفیفهای منظم روی برخی از اقلام برای جذب مشتریان ارائه میدهد.
کنونی
پاسخ فوری دولت به فاجعه، ارسال تیمهای امداد بود.
در نهایت
او در ابتدا برای یادگیری زبان تلاش کرد، اما در نهایت، از طریق تمرین مداوم به تسلط رسید.
سپس
خانواده از یک وعده غذایی خوشمزه لذت بردند و همه بعداً داستان ها را به اشتراک گذاشتند.
همیشه
پایش همیشه درد میکند، بدون هیچ تسکینی.
دور (از نظر زمانی)
ساعتی
پشتیبانگیری از دادهها ساعتی یکبار برای ایمنی انجام میشود.
فوراً
نرمافزار پس از تحلیل، نتایج را بلافاصله ارائه داد.
فعلی
شرایط حاضر به انعطافپذیری و تابآوری نیاز دارد.
گذشته
اشتباهات گذشته به عنوان درسهای ارزشمندی برای تصمیمگیریهای آینده عمل کردند.
آینده
نسلهای آینده عواقب اقدامات امروز ما را به ارث خواهند برد.
قبلاً
او قبلاً چمدانهایش را برای سفر بسته است.
در حال حاضر
در حال حاضر، بازار سهام دورهای از نوسان را تجربه میکند.
تابهحال
هیچ چیز هرگز آرامش او را برهم نزد.
در همین حال
ساختمان جدید شروع به ساخت شد. در همین حال، ساختمان قدیمی در حال تخریب بود.
قبلاً
من پیش از این در یک کارگاه مشابه شرکت کرده بودم، بنابراین با محتوا آشنا بودم.
نزدیک
نامنظم
فواصل نامنظم بین حرکت قطارها برنامهریزی سفر را برای مسافران دشوار کرد.