کتاب 'انگلیش فایل' پیش‌مقدماتی - درس 2C

در اینجا واژگان درس 2C از کتاب درسی English File Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "دعوت کردن"، "جاده"، "عجله" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش فایل' پیش‌مقدماتی
to invite [فعل]
اجرا کردن

دعوت کردن

Ex: The bride and groom are inviting friends and family to their wedding .

عروس و داماد دوستان و خانواده را به عروسی خود دعوت می‌کنند.

dinner [اسم]
اجرا کردن

شام

Ex: They had a family dinner with a roasted chicken , rice , and steamed broccoli .

آنها یک شام خانوادگی با مرغ کبابی، برنج و بروکلی بخارپز داشتند.

to have [فعل]
اجرا کردن

در اختیار داشتن

Ex: I have their email .

من دارای ایمیل آنها هستم.

great [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex: That 's a great idea for a startup , I think it will be very successful .

این یک ایده عالی برای یک استارتاپ است، فکر می‌کنم بسیار موفق خواهد بود.

time [اسم]
اجرا کردن

زمان

Ex:

اتوبوس به موقع خواهد رسید.

to drive [فعل]
اجرا کردن

رانندگی کردن

Ex: After a long day at work , he prefers to drive home in silence .

پس از یک روز طولانی کار، او ترجیح می‌دهد در سکوت به خانه رانندگی کند.

road [اسم]
اجرا کردن

جاده

Ex: The old town is accessible by a charming narrow cobblestone road .

شهر قدیمی از طریق یک جاده باریک و دلنشین سنگفرش قابل دسترسی است.

to meet [فعل]
اجرا کردن

دور هم جمع شدن

Ex: The club members will meet every Monday to organize events .

اعضای کلاب هر دوشنبه ملاقات خواهند کرد تا رویدادها را سازماندهی کنند.

coffee bar [اسم]
اجرا کردن

کافه

Ex: Many people enjoy working remotely from the coffee bar , where they can sip their favorite drinks while being productive .

بسیاری از افراد از کار کردن از راه دور در کافه بار لذت می‌برند، جایی که می‌توانند در حالی که نوشیدنی‌های مورد علاقه خود را می‌نوشند، مولد باشند.

to give [فعل]
اجرا کردن

چیزی را به کسی دادن

Ex: The manager gave employees access cards to enter the secured area .

مدیر به کارمندان کارت‌های دسترسی داد تا وارد منطقه امن شوند.

اجرا کردن

شماره‌تلفن

Ex: She received a missed call from an unknown phone number .

او یک تماس از دست رفته از یک شماره تلفن ناشناخته دریافت کرد.

to take [فعل]
اجرا کردن

بردن

Ex: She took her brother to the museum to show him the new exhibit .

او برادرش را به موزه برد تا نمایشگاه جدید را به او نشان دهد.

restaurant [اسم]
اجرا کردن

رستوران

Ex: They have a children 's menu at the restaurant , making it family-friendly .

آن‌ها در رستوران منوی کودکان دارند، که آن را برای خانواده‌ها مناسب می‌کند.

to wait [فعل]
اجرا کردن

صبر کردن

Ex: Patients are asked to wait in the waiting room until their name is called .

از بیماران خواسته می‌شود در اتاق انتظار صبر کنند تا نامشان خوانده شود.

to be [فعل]
اجرا کردن

بودن

Ex: It 's disappointing to see the decline in the quality of the product .

دیدن کاهش کیفیت محصول ناامید کننده است.

to hurry [فعل]
اجرا کردن

عجله کردن

Ex: As the storm approached , the beachgoers hurried to pack up their belongings and head indoors .

همانطور که طوفان نزدیک می‌شد، شناگران ساحلی برای جمع‌آوری وسایلشان و رفتن به داخل عجله کردند.

to play [فعل]
اجرا کردن

نواختن

Ex: She played a beautiful melody on her violin .

او یک ملودی زیبا روی ویولنش نواخت.

song [اسم]
اجرا کردن

آهنگ

Ex: The radio station played the hit song every hour .

ایستگاه رادیویی هر ساعت آهنگ پربازدید را پخش می‌کرد.

to leave [فعل]
اجرا کردن

رفتن

Ex: They will leave for their vacation tomorrow morning .

آنها فردا صبح برای تعطیلات خود خواهند رفت.

club [اسم]
اجرا کردن

دیسکو

Ex: We celebrated her birthday at the club with a live band .

ما تولد او را در کلاب با یک گروه زنده جشن گرفتیم.

late [صفت]
اجرا کردن

دیر

Ex: The late response from the client delayed the project timeline .

پاسخ دیر هنگام مشتری، زمان‌بندی پروژه را به تأخیر انداخت.

اجرا کردن

در امتداد یک خط بودن

Ex:

لطفاً کابل‌ها را در امتداد دیوار به راه اندازید تا از خطرات لغزش جلوگیری شود.

High Street [اسم]
اجرا کردن

خیابان اصلی

Ex: Tourists often visit High Street for unique souvenirs .

گردشگران اغلب برای سوغاتی‌های منحصر به فرد به های استریت سر می‌زنند.