زمان - آینده نزدیک
کشف کنید که چگونه اصطلاحات انگلیسی مانند "around the corner" و "in the wind" به آینده نزدیک در انگلیسی مربوط میشوند.
مرور
فلشکارتها
آزمون
used for saying that something will happen in a very near future

بهزودی اتفاق افتادن, خیلی نزدیک بودن
مهلت تحویل بهزودی تمام میشود و ما هنوز کلی کار داریم.
used to refer to an upcoming event that will happen within a short time

در آستانهٔ وقوع, در شرف وقوع
اعلامیه در آستانهٔ وقوع است، برای همین سرمایهگذاران با دقت پیگیرند.
very near to something in terms of time

در آستانهٔ, در شرف
در آستانهٔ ادغام، شرکت استخدام را به تعویق انداخت.
used when something is done very soon or very fast

در کمترین زمان, فوری
کافهٔ جدید خیلی زود محبوب شد.
used to describe something that probably happens in near future

بوی اتفاقی آمدن, نشانههای اتفاقی پیدا بودن
بوی افزایش قیمت میآید، پس هرچه لازم داری همین حالا بخر.
an extremely brief time duration

فیالفور, چشمبرهمزدنی
صندلیها چشمبرهمزدنی پر شدند.
used for saying that probably something will happen or will be done in a short time

در شرف وقوع, در آستانهٔ وقوع
با مقررات جدیدی که در شرف وقوع است، بانکها سیاستهایشان را بازبینی میکنند.
at a later point in time or in the future

بعداً, در آینده
این تصمیم ممکن است بعداً دردسر درست کند.
