کتاب 'انگلیش فایل' پیشرفته - درس 6A

در اینجا واژگان درس 6A از کتاب درسی English File Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "laborsaving"، "high-risk"، "detergent" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش فایل' پیشرفته
اجرا کردن

مجهزبه‌سیستم تهویه

Ex: The train offered air-conditioned compartments for a more comfortable journey .

قطار کابین‌های تهویه مطبوع را برای سفر راحت‌تر ارائه می‌داد.

high-risk [صفت]
اجرا کردن

پرریسک

Ex: The project was labeled as high-risk due to its ambitious timeline and uncertain market conditions .

این پروژه به دلیل برنامه زمانی بلندپروازانه و شرایط نامشخص بازار به عنوان پرریسک برچسب خورد.

last-minute [صفت]
اجرا کردن

دقیقه‌نودی

Ex: Despite the last-minute preparations , the party turned out to be a huge success .

علیرغم آماده‌سازی‌های دقیقه نودی، مهمانی به یک موفقیت بزرگ تبدیل شد.

اجرا کردن

قدیمی

Ex: His old-fashioned approach to teaching still resonates with some students .

رویکرد قدیمی او در تدریس هنوز با برخی از دانش‌آموزان طنین‌انداز می‌شود.

اجرا کردن

کوته‌فکر

Ex: The politician 's narrow-minded policies failed to address the needs of the diverse population .

سیاست‌های کوته‌فکرانه سیاستمدار نتوانست نیازهای جمعیت متنوع را برآورده کند.

second hand [قید]
اجرا کردن

دست دوم

Ex:

تمام مبلمان آپارتمان آنها دست دوم خریداری شده بود تا پول پس انداز شود.

اجرا کردن

معذب

Ex: He felt self-conscious about his accent when speaking in front of native speakers of the language .

او در مورد لهجه‌اش هنگام صحبت در مقابل گویشوران بومی زبان احساس خودآگاهی می‌کرد.

اجرا کردن

خوش‌رفتار

Ex: He praised his daughter for being well-behaved at the family gathering , which made everyone proud .

او از دخترش به خاطر خوش رفتار بودن در جمع خانوادگی تعریف کرد، که همه را مغرور کرد.

worn-out [صفت]
اجرا کردن

کهنه

Ex: The worn-out tires on the car needed to be replaced before the long road trip .

لاستیک‌های فرسوده ماشین قبل از سفر جاده‌ای طولانی نیاز به تعویض داشتند.

low-cost [صفت]
اجرا کردن

کم‌هزینه

Ex: The airline offers low-cost flights to popular destinations .

شرکت هواپیمایی پروازهای low-cost به مقاصد محبوب ارائه می‌دهد.

airline [اسم]
اجرا کردن

شرکت هواپیمایی

Ex: The airline announced a new route to Tokyo starting next month .

شرکت هواپیمایی مسیر جدیدی به توکیو را از ماه آینده اعلام کرد.

اجرا کردن

فعالیت فوق‌برنامه

Ex: They encouraged their children to take up an extracurricular activity to develop new interests and skills .

آن‌ها فرزندان خود را تشویق کردند که یک فعالیت فوق برنامه را برای توسعه علایق و مهارت‌های جدید شروع کنند.

اجرا کردن

شغل بدون جای پیشرفت

Ex: Many young people today are struggling to find work that is not just a dead-end job with no future prospects .

امروزه بسیاری از جوانان در تلاشند تا شغلی پیدا کنند که فقط یک شغل بن‌بست بدون چش‌انداز آینده نباشد.

laborsaving [صفت]
اجرا کردن

کاهنده کار

Ex:

او از ویژگی‌های صرفه‌جویی در کار نرم‌افزار قدردانی کرد، که بسیاری از کارهای تکراری را خودکار می‌کرد.

device [اسم]
اجرا کردن

ابزار

Ex: The teacher used an interactive device to engage students in the lesson .

معلم از یک دستگاه تعاملی برای درگیر کردن دانش‌آموزان در درس استفاده کرد.

high-heeled [صفت]
اجرا کردن

پاشنه‌بلند

Ex: The fashion show featured models strutting down the runway in high-heeled pumps .

نمایش مد مدل‌هایی را به نمایش گذاشت که با کفش‌های پاشنه بلند روی راهرو راه می‌رفتند.

shoe [اسم]
اجرا کردن

کفش

Ex: She picked up her baby 's shoes and put them on before going outside .

او کفشهای کودکش را برداشت و قبل از بیرون رفتن آنها را پوشید.

اجرا کردن

سازگار با محیط‌زیست

Ex: His home is built with eco-friendly materials to promote energy efficiency .
detergent [اسم]
اجرا کردن

پاک کننده

Ex: The cleaning staff used a powerful detergent to sanitize the kitchen surfaces thoroughly .

کارکنان نظافت از یک شوینده قوی برای ضدعفونی کردن کامل سطوح آشپزخانه استفاده کردند.

اجرا کردن

سرنوشت‌ساز

Ex: Moving to a new city can be a life-changing opportunity for personal growth .

انتقال به یک شهر جدید می‌تواند یک فرصت تغییر دهنده زندگی برای رشد شخصی باشد.

experience [اسم]
اجرا کردن

تجربه

Ex: The team 's collective experience in project management ensured the successful completion of the task .

تجربه جمعی تیم در مدیریت پروژه، تکمیل موفقیت‌آمیز وظیفه را تضمین کرد.

feel-good [صفت]
اجرا کردن

شادی‌آور

Ex: His feel-good playlist always manages to boost his mood no matter how stressful the day has been .

لیست پخش حال خوب او همیشه موفق می‌شود حالش را بهتر کند، مهم نیست روز چقدر استرس‌زا بوده است.

movie [اسم]
اجرا کردن

فیلم

Ex: We bought popcorn and soda to enjoy during the movie .

ما پاپکورن و نوشابه خریدیم تا در طول فیلم لذت ببریم.

اجرا کردن

پیشگامانه

Ex:

نمایشگاه انقلابی هنرمند مرزهای فرم‌های هنری سنتی را جابجا کرد.

research [اسم]
اجرا کردن

پژوهش

Ex: The research on social media usage revealed interesting trends among teenagers .

تحقیق در مورد استفاده از رسانه‌های اجتماعی، روندهای جالبی در میان نوجوانان را آشکار کرد.

اجرا کردن

زیر (صدا)

Ex: During the concert , the singer 's high-pitched notes showcased her impressive vocal range .

در طول کنسرت، نوت‌های زیر خواننده، محدوده صوتی چشمگیر او را به نمایش گذاشت.

voice [اسم]
اجرا کردن

صدا

Ex: Teachers need to project their voice so that everyone in the classroom can hear .

معلمان باید صدای خود را طوری پخش کنند که همه در کلاس بتوانند بشنوند.

homemade [صفت]
اجرا کردن

خانگی (در خانه درست یا پخته شده)

Ex: He brewed his own homemade beer in the garage , experimenting with different flavors .

او آبجو خانگی خود را در گاراژ دم کرد و با طعم‌های مختلف آزمایش کرد.