کتاب 'هدوی' مبتدی - واحد 3

در اینجا واژگان واحد 3 از کتاب درسی Headway Beginner را پیدا خواهید کرد، مانند "آدرس"، "هر دو"، "کاپیتان"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'هدوی' مبتدی
address [اسم]
اجرا کردن

نشانی

Ex: The address is written in capital letters to ensure clarity .

آدرس با حروف بزرگ نوشته شده است تا وضوح را تضمین کند.

cafe [اسم]
اجرا کردن

کافه

Ex: We met at the neighborhood cafe for brunch and caught up on each other 's lives .

ما در کافه محله برای ناهار ملاقات کردیم و از زندگی یکدیگر باخبر شدیم.

job [اسم]
اجرا کردن

شغل

Ex: My sister has a job at a restaurant as a waitress .

خواهر من در یک رستوران به عنوان پیشخدمت شغل دارد.

اجرا کردن

مصاحبه کردن

Ex: A documentary filmmaker decided to interview local residents to capture their perspectives on the community 's history .
bus driver [اسم]
اجرا کردن

راننده اتوبوس

Ex: A kind bus driver helped the lost tourist find the right route .

یک راننده اتوبوس مهربان به توریست گمشده کمک کرد تا مسیر درست را پیدا کند.

taxi driver [اسم]
اجرا کردن

راننده تاکسی

Ex: He decided to become a taxi driver after retiring from his previous job .

او تصمیم گرفت پس از بازنشستگی از شغل قبلی خود راننده تاکسی شود.

builder [اسم]
اجرا کردن

کارگر ساختمان

Ex: They consulted with a builder to design a custom home tailored to their needs .

آن‌ها با یک سازنده مشورت کردند تا خانه‌ای سفارشی طراحی کنند که متناسب با نیازهایشان باشد.

اجرا کردن

افسر پلیس

Ex: The police officer wears a uniform and a badge .

افسر پلیس یونیفرم و نشان می‌پوشد.

اجرا کردن

متصدی پذیرش

Ex: The salon receptionist booked me an appointment with the stylist .

منشی سالن برایم یک قرار با آرایشگر رزرو کرد.

captain [اسم]
اجرا کردن

کاپیتان

Ex: He dreamed of becoming an airline captain since he was a child .

او از کودکی رویای تبدیل شدن به کاپیتان یک هواپیما را داشت.

businessman [اسم]
اجرا کردن

تاجر (مرد)

Ex: The local businessman donated a large sum to the charity .

تاجر محلی مبلغ زیادی به خیریه اهدا کرد.

teacher [اسم]
اجرا کردن

معلم

Ex: The teacher gives the students stickers for their good work .

معلم به دانش‌آموزان برای کار خوبشان برچسب می‌دهد.

hotel [اسم]
اجرا کردن

هتل

Ex: She booked a room at a beachfront hotel for her summer getaway .

او یک اتاق در یک هتل ساحلی برای تعطیلات تابستانی خود رزرو کرد.

waitress [اسم]
اجرا کردن

پیشخدمت (زن)

Ex: The waitress took our orders and brought us our drinks .

پیشخدمت زن سفارش‌های ما را گرفت و نوشیدنی‌هایمان را آورد.

nurse [اسم]
اجرا کردن

پرستار

Ex: Nurses play an important role in providing healthcare and assisting doctors in treating patients .

پرستاران نقش مهمی در ارائه مراقبت‌های بهداشتی و کمک به پزشکان در درمان بیماران دارند.

student [اسم]
اجرا کردن

دانش‌آموز

Ex: The student raises their hand to answer the teacher 's question .

دانش‌آموز دستش را بلند می‌کند تا به سوال معلم پاسخ دهد.

station [اسم]
اجرا کردن

ایستگاه (قطار یا اتوبوس)

Ex:

ایستگاه تاکسی فقط کمی پیاده‌روی از آپارتمان من فاصله دارد.

footballer [اسم]
اجرا کردن

فوتبالیست

Ex: Many aspiring footballers attend academies to develop their skills and gain exposure to potential recruiters .

بسیاری از فوتبالیست‌های مشتاق به آکادمی‌ها می‌روند تا مهارت‌های خود را توسعه دهند و در معرض دید مربیان بالقوه قرار بگیرند.

اجرا کردن

فوتبالیست

Ex: After an injury , the football player had to sit out for several matches .

پس از مصدومیت، فوتبالیست مجبور شد برای چند بازی ننشیند.

اجرا کردن

تیم فوتبال

Ex: The local football team raised funds for new equipment .

تیم فوتبال محلی برای تجهیزات جدید جمع‌آوری اعانه کرد.

excited [صفت]
اجرا کردن

هیجان‌زده

Ex: The crowd was excited to watch the fireworks display on New Year 's Eve .

جمعیت برای تماشای نمایش آتش‌بازی در شب سال نو هیجان‌زده بود.

hi [حرف ندا]
اجرا کردن

سلام

Ex: Hi , it 's a beautiful day , is n't it ?

سلام، روز زیبایی است، نه؟

excuse me [حرف ندا]
اجرا کردن

میبخشید...

Ex: Excuse me , can I speak to the manager ?

ببخشید, می‌توانم با مدیر صحبت کنم؟

now [قید]
اجرا کردن

حالا

Ex: She is taking a shower now to freshen up after a long day .

او اکنون در حال دوش گرفتن است تا پس از یک روز طولانی تازه شود.

all [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

همه

Ex: He dedicated all his time to studying for the exam .

او همه وقت خود را به مطالعه برای امتحان اختصاص داد.

best [قید]
اجرا کردن

به بهترین شکل

Ex: They performed best in the final round of the competition .

آنها در دور نهایی مسابقه بهترین عملکرد را داشتند.

age [اسم]
اجرا کردن

سن

Ex: She achieved great success at a young age .

او در سن جوانی به موفقیت بزرگی دست یافت.

both [صفت]
اجرا کردن

هر دو

Ex:

هر دو, کتاب و اقتباس سینمایی، نقدهای مثبتی از منتقدان دریافت کردند.

time [اسم]
اجرا کردن

زمان

Ex:

اتوبوس به موقع خواهد رسید.

final [صفت]
اجرا کردن

پایانی

Ex: The final game of the season will determine the championship .

بازی پایانی فصل قهرمانی را مشخص خواهد کرد.

first [صفت]
اجرا کردن

اول

Ex: She was his first wife .

او اولین همسرش بود.

tomorrow [اسم]
اجرا کردن

فردا

Ex: I 'm looking forward to tomorrow 's event at the community center .

من مشتاقانه منتظر رویداد فردا در مرکز جامعه هستم.

forty [عدد]
اجرا کردن

چهل

Ex: They spent forty minutes discussing the new project .

آنها چهل دقیقه در مورد پروژه جدید بحث کردند.

good luck [حرف ندا]
اجرا کردن

موفق باشی

Ex: Good luck finding a parking spot in the busy city center .

موفق باشید در پیدا کردن جای پارک در مرکز شلوغ شهر.

happy [صفت]
اجرا کردن

شاد

Ex: They felt happy and excited about their upcoming vacation .

آن‌ها درباره تعطیلات پیش‌روی خود خوشحال و هیجان‌زده احساس می‌کردند.

nervous [صفت]
اجرا کردن

مضطرب

Ex: She fidgeted with her pen , clearly nervous about the upcoming test .

او با خودکارش بازی می‌کرد، واضح بود که از آزمون پیش رو نگران است.

interesting [صفت]
اجرا کردن

جالب

Ex: The museum had many interesting exhibits .

موزه نمایشگاه‌های جالب زیادی داشت.

other [صفت]
اجرا کردن

دیگری

Ex:

ما باید سایر احتمالات را قبل از تصمیم‌گیری در نظر بگیریم.

here [قید]
اجرا کردن

اینجا

Ex: I live here in this apartment .

من اینجا در این آپارتمان زندگی می‌کنم.

personal [صفت]
اجرا کردن

شخصی

Ex: It 's important to keep personal information confidential in a professional setting .

مهم است که اطلاعات شخصی در یک محیط حرفه‌ای محرمانه نگه داشته شود.

information [اسم]
اجرا کردن

اطلاعات

Ex: The website has a search bar to find specific information .

وب سایت یک نوار جستجو برای یافتن اطلاعات خاص دارد.

اجرا کردن

شماره‌تلفن

Ex: She received a missed call from an unknown phone number .

او یک تماس از دست رفته از یک شماره تلفن ناشناخته دریافت کرد.

girl [اسم]
اجرا کردن

دختر

Ex: My sister is a smart girl who loves reading books .

خواهرم یک دختر باهوش است که عاشق خواندن کتاب است.

twin [اسم]
اجرا کردن

دوقلو

Ex:

او یک برادر دوقلو دارد که دقیقاً شبیه او است.

sister [اسم]
اجرا کردن

خواهر

Ex: We used to argue a lot when we were younger , but my sister and I get along much better now .

وقتی جوان‌تر بودیم خیلی بحث می‌کردیم، اما حالا من و خواهرم خیلی بهتر با هم کنار می‌آییم.

toilet [اسم]
اجرا کردن

توالت

Ex: The bathroom remodel included a state-of-the-art toilet with built - in bidet functions for added comfort .

بازسازی حمام شامل یک توالت پیشرفته با عملکردهای بی‌دت داخلی برای راحتی بیشتر بود.

very [قید]
اجرا کردن

خیلی

Ex: The teacher 's explanation was very clear .

توضیح معلم خیلی واضح بود.

well [قید]
اجرا کردن

به‌خوبی

Ex: The speech was delivered well , capturing the audience 's attention .

سخنرانی به خوبی ارائه شد و توجه مخاطبان را جلب کرد.