بزرگسال
موزه بلیطهای تخفیفدار برای سالمندان و بزرگسالان ارائه میدهد.
در اینجا واژگان واحد 13 در کتاب درسی Headway Beginner را پیدا خواهید کرد، مانند "بزرگسال"، "اضافی"، "باز" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
بزرگسال
موزه بلیطهای تخفیفدار برای سالمندان و بزرگسالان ارائه میدهد.
عصبانی
آنها به دلیل تأخیر پروازشان عصبانی بودند.
خسته و بیحوصله
او حوصلهاش سر رفته چون در خانه کاری برای انجام دادن ندارد.
آوردن
لطفاً در صورت بارندگی چتر خود را بیاورید.
حمل کردن
کامیون تحویل کالاها را به انبار حمل خواهد کرد.
سرد
تهویه مطبوع اتاق را خیلی سرد کرد، بنابراین دمای آن را تنظیم کردم.
تمام کردن
آیا میتوانید لطفاً بحث را قبل از بدتر شدن تمام کنید؟
تمام کردن
آنها کار خود را تمام کردند و به خانه رفتند.
حدس زدن
او سعی کرد مادهی مرموز در غذا را حدس بزند.
اتفاق افتادن
یک طوفان غیرمنتظره میتواند در هر زمانی از سال رخ دهد.
کار خانه (نظافت، آشپزی و غیره)
پس از یک هفته طولانی کار، او انجام کارهای خانه در آخر هفته را رضایتبخش مییابد.
سردرد
وقتی خسته است اغلب سردرد میگیرد.
گرسنه
مسافر گرسنه برای صرف غذا در یک رستوران توقف کرد.
به یاد آوردن
من همیشه روز فارغالتحصیلیمان را به یاد خواهم آورد.
از دست دادن
بعد از یک دوره بیماری، او موقتاً اشتها خود را از دست داد اما به زودی بهبود یافت.
باز کردن
آنها دروازه را باز کردند تا دسترسی به باغ را ممکن سازند.
بسته شدن
با یک فشار ملایم، پنجره محکم بسته شد و از ورود جریان هوا جلوگیری کرد.
فروختن
برند مد میلیونها واحد از عطر جدید خود را فروخت.
رنگ
رنگینکمان در آسمان نمایش زیبایی از رنگ بود.
شال
او شال را به شکل مثلث دور سرش بست.
جمع کردن (وسایل)
قبل از ترک سفر، او کولهپشتی خود را با تنقلات، آب و نقشه بست.
لباس زنانه
مادرم به من کمک کرد تا زیپ پشت لباسم را ببندم.
پوتین
چکمههای شیک، جلوهای مد روز به لباسش اضافه کرد.
شلوار
در جمعههای غیررسمی، کارمندان مجاز به پوشیدن شلوار جین یا شلوار راحت در محل کار هستند.
پیراهن
پیراهنی که اخیراً خریدم از پارچه نخی نرم ساخته شده است.
جوراب
او یکی از جورابهایش را در لباسشویی گم کرد و نتوانست آن را پیدا کند.
شلوارک
من چند جفت شورت برای تعطیلات ساحلیمان بستهبندی کردم.
بهتن داشتن
مطمئن نیستم امشب به مهمانی چه بپوشم.
دامن
دامن در پشت خود زیپ دارد تا پوشیدن آن آسان باشد.
کراوات
او بالاخره بعد از یک روز طولانی کار کراواتش را شل کرد.
کتشلوار
او باید کت و شلوار خود را قبل از جلسه مهم اتو کند.
درآوردن (لباس، کفش و غیره)
لطفاً قبل از ورود به خانه کفشهای خود را درآورید.
کسی
اگر کسی به کمک نیاز داشته باشد، همیشه میتواند درخواست کمک کند.
تشنه
هوای گرم باعث شد که آنها احساس تشنگی کنند.
سفر
هر سال، خانواده اسمیت یک سفر برای دیدار با اقوام در ایالت دیگر انجام میدهند.
اضافی
معلم مواد اضافی را برای دانشآموزانی که میخواستند موضوع را عمیقتر بررسی کنند، فراهم کرد.
روشن کردن
میتوانید به من کمک کنید تلویزیون را روشن کنم؟ کنترل از راه دور را پیدا نمیکنم.
خاموش کردن
فراموش نکنید که تلویزیون را خاموش کنید وقتی تماشای آن تمام شد.
برنده شدن
تیم ضعیف موفق شد در مسابقه مقابل قهرمان حاکم پیروز شود.
نگران
آنها درباره سلامتی خود نگران بودند، احساس اضطراب درباره نتایج آزمایشهای پزشکی خود داشتند.
سیاه
آسمان شب سیاه است، به جز ستارهها و ماه.
قهوهای
کیک شکلاتی یک لعاب صاف و قهوهای داشت.
قرمز
گلهای رز در باغ قرمز با گلبرگهای مخملی بودند.
زرد
آنها گلهای زرد در باغ کاشتند تا زنبورها را جذب کنند.
خاکستری
ابرها در آسمان خاکستری بودند و به نظر میرسید که ممکن است باران ببارد.