کتاب 'هدوی' مقدماتی - واحد 5

در اینجا واژگان واحد 5 از کتاب درسی Headway Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "موتورسیکلت"، "پوشیدن"، "با استعداد"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'هدوی' مقدماتی
اجرا کردن

چراغ راهنمایی

Ex: They installed new traffic lights to improve safety near the school .

آنها چراغ‌های راهنمایی جدیدی نصب کردند تا ایمنی نزدیک مدرسه را بهبود بخشند.

motorbike [اسم]
اجرا کردن

موتورسیکلت

Ex: The shop offers a variety of accessories for motorbike enthusiasts , including helmets and protective gear .

فروشگاه انواع لوازم جانبی را برای علاقه‌مندان به موتورسیکلت، از جمله کلاه‌های ایمنی و تجهیزات محافظتی ارائه می‌دهد.

motorway [اسم]
اجرا کردن

بزرگراه

Ex: The motorway connects several major cities , making it a vital route for transportation .

اتوبان چندین شهر بزرگ را به هم متصل می‌کند و آن را به یک مسیر حیاتی برای حمل و نقل تبدیل می‌کند.

bus stop [اسم]
اجرا کردن

ایستگاه اتوبوس

Ex: The bus stop near the school is often crowded with students after classes let out .

ایستگاه اتوبوس نزدیک مدرسه اغلب پس از تعطیلی کلاس‌ها شلوغ از دانش‌آموزان است.

bus station [اسم]
اجرا کردن

پایانه اتوبوس

Ex: The city plans to upgrade the bus station , making it more comfortable and accessible for passengers .

شهر برنامه دارد تا ایستگاه اتوبوس را ارتقا دهد، آن را برای مسافران راحت‌تر و قابل دسترس‌تر کند.

train [اسم]
اجرا کردن

قطار

Ex: They waved goodbye from the platform as the train departed .

آن‌ها از سکو در حالی که قطار حرکت می‌کرد، بدرقه‌اش کردند.

railway [اسم]
اجرا کردن

راه آهن

Ex: Steam engines once dominated the railway industry .

موتورهای بخار زمانی بر صنعت راه‌آهن تسلط داشتند.

car park [اسم]
اجرا کردن

پارکینگ

Ex: He parked his car in the designated car park before heading into the mall .

او ماشینش را در پارکینگ مشخص شده پارک کرد قبل از اینکه به سمت مرکز خرید برود.

اجرا کردن

تاجر (زن)

Ex: The award-winning businesswoman is a role model for many .

زن تاجر برنده جایزه الگویی برای بسیاری است.

handbag [اسم]
اجرا کردن

کیف‌دستی

Ex: The handbag she chose for the day was a spacious tote that held everything she needed .

کیف دستی که او برای آن روز انتخاب کرد یک کیف بزرگ بود که همه چیز مورد نیازش را در خود جای می‌داد.

floor [اسم]
اجرا کردن

طبقه

Ex: The first floor contained classrooms , laboratories , and lecture halls for students and faculty members .

طبقه اول شامل کلاس‌ها، آزمایشگاه‌ها و سالن‌های سخنرانی برای دانشجویان و اعضای هیئت علمی بود.

living room [اسم]
اجرا کردن

اتاق نشیمن

Ex: A vibrant rug added a pop of color to the living room , complementing the tasteful decor .

یک فرش پر جنب و جوش رنگ و رویی به اتاق نشیمن اضافه کرد و دکوراسیون خوش سلیقه را تکمیل کرد.

light [اسم]
اجرا کردن

نور

Ex: The light from the window warmed the room .

نور از پنجره اتاق را گرم کرد.

sunglasses [اسم]
اجرا کردن

عینک آفتابی

Ex: She wore her sunglasses to protect her eyes from the bright sun .

او عینک آفتابی خود را زد تا چشمانش را از نور خورشید درخشان محافظت کند.

holiday [اسم]
اجرا کردن

تعطیلات

Ex: His favorite holiday destination is a remote cabin in the woods , where he can disconnect from technology .

مقصد مورد علاقه او در تعطیلات یک کلبه دورافتاده در جنگل است، جایی که می‌تواند از فناوری جدا شود.

to go [فعل]
اجرا کردن

رفتن

Ex: He went into the kitchen to prepare dinner for the family.

او به آشپزخانه رفت تا شام را برای خانواده آماده کند.

to live [فعل]
اجرا کردن

زندگی کردن

Ex: We are planning to live near the mountains for a more serene lifestyle .

ما قصد داریم در نزدیکی کوه‌ها زندگی کنیم برای یک سبک زندگی آرام‌تر.

to send [فعل]
اجرا کردن

فرستادن

Ex: Please send the invoice to our accounting department for processing .

لطفاً فاکتور را برای پردازش به بخش حسابداری ما ارسال کنید.

اجرا کردن

پیامک

Ex: They communicated mainly through text messages throughout the day .

آن‌ها عمدتاً در طول روز از طریق پیام‌های متنی با هم ارتباط برقرار می‌کردند.

online [صفت]
اجرا کردن

آنلاین

Ex: Online banking has become increasingly popular , providing customers with convenient access to their accounts and transaction history .

بانکداری آنلاین به طور فزاینده‌ای محبوب شده است، که به مشتریان دسترسی راحت به حساب‌های خود و تاریخچه تراکنش‌ها را می‌دهد.

to wear [فعل]
اجرا کردن

به‌تن داشتن

Ex: I 'm not sure what to wear to the party tonight .

مطمئن نیستم امشب به مهمانی چه بپوشم.

shirt [اسم]
اجرا کردن

پیراهن

Ex: The shirt I recently bought is made of soft cotton fabric .

پیراهنی که اخیراً خریدم از پارچه نخی نرم ساخته شده است.

tie [اسم]
اجرا کردن

کراوات

Ex: She finally loosened her tie after a long day at work .

او بالاخره بعد از یک روز طولانی کار کراواتش را شل کرد.

اجرا کردن

مراقبت کردن

Ex: My grandmother looked after me after my parents passed away .

مادربزرگم بعد از فوت والدینم از من مراقبت کرد.

health [اسم]
اجرا کردن

وضع عمومی (جسمی یا روحی)

Ex: The government launched a campaign to promote health awareness in the community .

دولت کمپینی را برای ترویج آگاهی سلامت در جامعه راه اندازی کرد.

to watch [فعل]
اجرا کردن

تماشا کردن

Ex: The circus act was impressive and entertaining to watch .

نمایش سیرک چشمگیر و سرگرم‌کننده برای تماشا بود.

film [اسم]
اجرا کردن

فیلم

Ex:

صنعت فیلم پیشرفت‌های تکنولوژیکی قابل توجهی را تجربه کرده است، که منجر به تولید فیلم‌هایی با جلوه‌های بصری خیره‌کننده و غوطه‌ور کننده شده است.

about [حرف اضافه]
اجرا کردن

درباره

Ex: There is a documentary about climate change on TV tonight .

امشب یک مستند درباره تغییرات آب و هوایی در تلویزیون پخش می‌شود.

of [حرف اضافه]
اجرا کردن

درباره

Ex: His assessment of the situation was realistic , highlighting both the challenges and opportunities ahead .

ارزیابی او از وضعیت واقع‌بینانه بود، که هم چالش‌ها و هم فرصت‌های پیش رو را برجسته می‌کرد.

to [حرف اضافه]
اجرا کردن

به

Ex: They hike to the top of the mountain for a stunning view .

آنها به سمت قله کوه پیاده‌روی می‌کنند تا منظره‌ای خیره‌کننده ببینند.

from [حرف اضافه]
اجرا کردن

از (اشاره به مبدأ مکانی)

Ex: She hails from a small town in the Midwest .

او از یک شهر کوچک در میدوست می‌آید.

on [حرف اضافه]
اجرا کردن

در (حرف اضافه زمان)

Ex: The soccer match is on Sunday .

مسابقه فوتبال روز یکشنبه است.

at [حرف اضافه]
اجرا کردن

در (حرف اضافه زمان)

Ex: The store opens at 9 o'clock in the morning .

فروشگاه ساعت 9 صبح باز می‌شود.

with [حرف اضافه]
اجرا کردن

با

Ex: The family had a picnic with their neighbors in the park .

خانواده با همسایه‌هایشان در پارک پیکنیک داشتند.

for [حرف اضافه]
اجرا کردن

برای

Ex: I 've prepared a surprise gift for my sister 's graduation .

من یک هدیه‌ی غافلگیرکننده برای فارغ‌التحصیلی خواهرم آماده کرده‌ام.

talented [صفت]
اجرا کردن

بااستعداد

Ex: The talented writer crafts engaging stories that captivate readers from beginning to end .

نویسنده بااستعداد داستان‌های جذابی می‌سازد که خوانندگان را از ابتدا تا انتها مجذوب خود می‌کند.

brilliant [صفت]
اجرا کردن

باهوش

Ex: Brilliant as always , she aced the exam with ease .

درخشان مثل همیشه، او به راحتی امتحان را پشت سر گذاشت.

successful [صفت]
اجرا کردن

موفق

Ex: Our school has a successful sports program .

مدرسه ما یک برنامه ورزشی موفق دارد.

proud [صفت]
اجرا کردن

مفتخر

Ex: They were proud of their new home after years of hard work to afford it .

آنها از خانه جدیدشان مغرور بودند پس از سال‌ها کار سخت برای تأمین آن.

rich [صفت]
اجرا کردن

ثروتمند

Ex:

مرد ثروتمند یک خانه بزرگ و یک ماشین لوکس خرید.

expensive [صفت]
اجرا کردن

گران

Ex: He bought an expensive watch as a gift for his father .

او یک ساعت گران‌قیمت به عنوان هدیه برای پدرش خرید.

normal [صفت]
اجرا کردن

معمولی

Ex: It 's normal for children to experience some difficulty adjusting to a new school .

برای کودکان طبیعی است که در سازگاری با یک مدرسه جدید کمی مشکل داشته باشند.

old [صفت]
اجرا کردن

ساله (برای بیان سن)

Ex: The building is a hundred years old and has been recently renovated .

ساختمان صد سال قدیمی است و اخیراً بازسازی شده است.

cool [صفت]
اجرا کردن

جذاب

Ex: The café had a cool atmosphere , perfect for hanging out with friends .

کافه یک فضای جذاب داشت، عالی برای گذراندن وقت با دوستان.

full-time [صفت]
اجرا کردن

تمام‌وقت

Ex: He is a full-time student and does n't have a job right now .

او یک دانشجوی تمام وقت است و در حال حاضر شغل ندارد.