کتاب 'هدوی' مقدماتی - انگلیسی روزمره (واحد 10)
در اینجا واژگان از واحد 10 انگلیسی روزمره در کتاب درسی Headway Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "نگرانی"، "سفر"، "فوق العاده" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
describing weather that is pleasant, enjoyable, or favorable, often characterized by clear skies, mild temperatures, and calm conditions

خوشایند (آبوهوا)
a period of time that is made up of twenty-four hours

روز
من هر روز یک لیست کارهای روزانه تهیه میکنم تا منظم بمانم.
having a temperature that is high but not hot, especially in a way that is pleasant

گرم
گربه در نور گرم خورشید که از پنجره میآمد دراز کشیده بود.
doing or happening after the time that is usual or expected

دیر
پاسخ دیر هنگام مشتری، زمانبندی پروژه را به تأخیر انداخت.
to feel upset and nervous because we think about bad things that might happen to us or our problems

نگران شدن, نگران بودن
نگران نباش، من در غیاب تو از همه چیز مراقبت میکنم.
to give someone what they need

کمک کردن
آیا میتوانید به من کمک کنید تا این مشکل را حل کنم؟
a vehicle that has two wheels and moves when we push its pedals with our feet

دوچرخه
او از دوچرخهسواری با دوچرخه خود در کنار رودخانه لذت میبرد.
a person's male child

فرزند پسر
لیزا با غرور میدرخشید در حالی که پسرش را در روز فارغالتحصیلی میدید که دیپلمش را دریافت میکند.
to leave the house and attend a specific social event to enjoy your time

بیرون رفتن
آنها برنامه ریزی کردند که برای تماشای فیلم و بستنی بیرون بروند.
any liquid that we can drink

نوشیدنی
نوشیدنی مورد علاقه او آب پرتقال تازه فشرده است.
something that we do regularly to earn money

کار, شغل
او به دنبال کار نیمه وقت برای تکمیل درآمد خود است.
a place where alcoholic and non-alcoholic drinks, and often food, are served

میخانه, بار
بار محلی ماهی و سیب زمینی سرخ شده خوشمزه سرو میکند.
to briefly or casually turn one's eyes toward something, typically to see, inspect, or observe it

نگاه انداختن, نگاه کردن
an electronic device used to talk to a person who is at a different location

تلفن
او همیشه تلفن خود را برای ارتباط سریع همراه خود دارد.
a cafe or bar where one can buy non-alcoholic drinks and light snacks

کافه
او عاشق ملاقات با دوستان در کافه بار برای گپ زدن دور یک فنجان کاپوچینوی داغ است.
to stop living, working, or being a part of a particular place or group

ترک کردن
او تصمیم گرفت شغلش را ترک کند و به دنبال شغل جدیدی برود.
the main meal of the day that we usually eat in the evening

شام
جمع شدن برای شام به عنوان خانواده یک سنت ارزشمند در خانه ما است.
a written or spoken request to attend an event, join an activity, or participate in a gathering

کارت دعوت, دعوتنامه
a feeling of sadness caused by the suffering of others

دلسوزی, ترحم
خبر فاجعه طبیعی موجی از ترحم و دلسوزی را در جامعه برانگیخت.
the quantity that is measured in seconds, minutes, hours, etc. using a device like clock

زمان, وقت
من همیشه دیر میکنم، باید روی مدیریت بهتر زمانم کار کنم.
to think or believe that it is possible for something to happen or for someone to do something

گمان کردن, فکر کردن، انتظار داشتن
به عنوان یک مدیر، مهم است که به وضوح بیان کنید چه چیزی از تیم خود انتظار دارید.
a very young child

بچه, نوزاد
او نوزاد خوابیده را در آغوش گرفت.
extremely amazing and great

فوقالعاده, خارقالعاده
هوا این هفته فوقالعاده بوده—هر روز آفتابی و گرم.
reports on recent events that are broadcast or published

اخبار
او هر صبح اخبار محلی را به صورت آنلاین میخواند تا از رویدادهای جامعه مطلع بماند.
used to express joy, admiration, or praise for someone's achievements, successes, or happy occasions

تبریک میگویم!, آفرین!
تبریک برای عروسی شما؛ زندگی مشترکتان پر از عشق و شادی باد.
a short way to say goodbye

خداحافظ
خداحافظ ! از ملاقات شما خوشحال شدم !
having a quality that is satisfying

خوب, مناسب
هوا خوب بود، بنابراین تصمیم گرفتند در پارک پیکنیک برگزار کنند.
