رنگ‌ها و اشکال - طیف های رنگ نارنجی

این درس را بخوانید تا نام‌های مختلف سایه‌های نارنجی در انگلیسی را یاد بگیرید، مانند "نارنجی کدو تنبل"، "مرجانی" و "زردآلو".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
رنگ‌ها و اشکال
اجرا کردن

نارنجی نارنگی

Ex: The atomic tangerine popsicles were a refreshing treat on a hot summer day .

بستنی‌های نارنجی اتمی در یک روز گرم تابستانی یک خوراکی خنک‌کننده بودند.

اجرا کردن

نارنجی سوخته

Ex: The burnt orange candle holders on the dining table created a cozy ambiance .

شمع‌دان‌های نارنجی سوخته روی میز ناهارخوری فضایی دنج ایجاد کردند.

اجرا کردن

نارنجی بین‌المللی

Ex: The life vests on the boat were a bright international orange shade for visibility .

جلیقه‌های نجات روی قایق به رنگ نارنجی بین‌المللی روشن برای دید بهتر بودند.

اجرا کردن

نارنجی آلیاژی

Ex: The alloy orange bike frame was visible from a distance , ensuring safety on the road .

قاب دوچرخه نارنجی آلیاژی از فاصله دور قابل مشاهده بود، ایمنی در جاده را تضمین می‌کرد.

coral [صفت]
اجرا کردن

مرجانی (رنگ)

Ex: The bridesmaids wore dresses in a lovely coral color that complemented the beach wedding theme .

دوشیزه‌های عروس لباس‌هایی به رنگ مرجانی دوست‌داشتنی پوشیده بودند که با تم عروسی ساحلی هماهنگ بود.

flame [صفت]
اجرا کردن

آتشی

Ex:

تاکیدهای شعله روی ماشین ورزشی به آن ظاهری جسورانه و جلب‌کننده‌ی توجه داد.

orange [صفت]
اجرا کردن

نارنجی

Ex:

برگ‌های نارنجی روی درختان در پاییز زیبا هستند.

اجرا کردن

نارنجی کدوحلوایی

Ex: The pumpkin orange soup in the bowl looked appetizing and comforting on a chilly day .

سوپ نارنجی کدو تنبل در کاسه در یک روز سرد خوشمزه و آرامش‌بخش به نظر می‌رسید.

اجرا کردن

نارنجی شبرنگ

Ex: The safety orange signs indicated the location of emergency exits in the building .

علائم نارنجی ایمنی محل خروج‌های اضطراری در ساختمان را نشان می‌داد.

tangelo [صفت]
اجرا کردن

تنجلو

Ex:

غروب خورشید تانژلو آسمان را با رنگ‌های گرم و پرجنب‌وجوش رنگ آمیزی کرد.

tangerine [صفت]
اجرا کردن

پرتقالی

Ex: The tangerine sneakers added a pop of color to his otherwise neutral outfit .

کفش‌های ورزشی نارنجی رنگ به لباس در غیر این صورت خنثی او جلوه‌ای رنگی بخشیدند.

اجرا کردن

نارنجی ایرانی

Ex:

گل‌های نارنجی ایرانی در باغ با زیبایی عمیق و پررنگ شکوفا شدند.

اجرا کردن

نارنجی خربزه‌ای

Ex:

پتو پیکنیک نارنجی خربزه‌ای گسترده بر روی چمن، فضایی شاد ایجاد کرد.

اجرا کردن

نارنجی کادمیم

Ex: The cadmium orange stripes on the throw pillows added a playful touch to the sofa .

نوارهای نارنجی کادمیوم روی بالشهای پرتابی، حال و هوایی بازیگوش به کاناپه اضافه کرد.

cedar chest [صفت]
اجرا کردن

چوب سدری

Ex:

صندلی قدیمی دارای روکش صندوق سدر برای ظاهری کلاسیک بود.

اجرا کردن

سکه مسی

Ex: The cat 's fur had a subtle copper penny shimmer , giving it a distinctive appearance .

پوست گربه جلوه‌ای ظریف از سکه مسی داشت، که به آن ظاهری متمایز می‌بخشید.

heat wave [صفت]
اجرا کردن

موج گرما

Ex:

تاکیدهای موج گرما روی مبلمان حیاط یک فضای بیرونی دعوت‌کننده ایجاد کرد.

اجرا کردن

ماکارونی پنیری

Ex:

پشم گربه یک رنگ ملایم ماکارونی و پنیر داشت که به آن ظاهری دنج می‌داد.

mango tango [صفت]
اجرا کردن

انبه‌ای

Ex:

حوله ساحلی مانگو تانگو در مقابل ساحل شنی برجسته بود.

marigold [صفت]
اجرا کردن

نارنجی گل جعفری

Ex:

غروب آفتاب گل همیشه بهار آسمان را با رنگ‌های گرم رنگ آمیزی کرد.

اجرا کردن

زردنارنجی

Ex: The yellow-orange popsicles were a refreshing treat on a hot summer day .

بستنی‌های زرد-نارنجی در یک روز گرم تابستانی یک خوراکی خنک کننده بودند.

اجرا کردن

نارنجی جیغ

Ex: The outrageous orange party decorations added a lively touch to the celebration .

تزئینات مهمانی نارنجی تند به جشن حال و هوای پرجنب و جوشی بخشید.

peach puff [صفت]
اجرا کردن

گلبهی

Ex: The peach puff pillow on the couch created a cozy and inviting nook .

بالش peach puff روی مبل یک گوشه دنج و دعوت‌کننده ایجاد کرد.

rajah [صفت]
اجرا کردن

نارنجی هندی

Ex:

پرده‌های راجا در اتاق ناهارخوری فضایی مجلل و دلپذیر ایجاد کردند.

persimmon [صفت]
اجرا کردن

خرمالویی

Ex:

دیوار تاکیدی خرمالو در راهرو فضا را با رنگی شاد روشن کرد.

champagne [صفت]
اجرا کردن

رنگ شامپاینی

Ex:

غروب شامپاین آسمان را با رنگ‌های پاستل ظریف و کم‌رنگ نقاشی کرد.

cinnamon [صفت]
اجرا کردن

دارچینی

Ex: The cat 's bed featured a plush , cinnamon cushion for a comfortable nap .

تخت گربه دارای یک بالش نرم دارچینی برای چرت زدن راحت بود.

red-orange [صفت]
اجرا کردن

قرمزنارنجی

Ex: The red-orange flowers in the vase brought color to the table .

گل‌های قرمز-نارنجی در گلدان رنگ به میز آوردند.

fiery [صفت]
اجرا کردن

نارنجی آتشین

Ex: She painted her nails in a bold fiery shade .

او ناخن‌هایش را با یک سایه جسورانه آتشین رنگ کرد.