سرگرم کردن
گروه با موسیقی شاد خود جمعیت را سرگرم خواهد کرد.
در اینجا واژگان از واحد 2 - درس 4 در کتاب درسی Summit 1A را پیدا خواهید کرد، مانند "سرگرم کردن"، "خوشایند"، "آرام کردن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
سرگرم کردن
گروه با موسیقی شاد خود جمعیت را سرگرم خواهد کرد.
سرگرمکننده
علیرغم طرح داستانی قابل پیشبینی، بازیگران سرگرمکننده و سکانسهای اکشن سریع فیلم، آن را به یک تماشای تابستانی مفرح تبدیل کرد.
هیجانزده کردن
چشمانداز شروع یک کار جدید او را نسبت به آینده هیجانزده میکند.
هیجانانگیز
بازی فوتبال بسیار هیجانانگیز بود، با هر دو تیم در دقایق پایانی گل زدند.
هیجانزده
جمعیت برای تماشای نمایش آتشبازی در شب سال نو هیجانزده بود.
جالب توجه بودن
مستند جذاب بینندگان را به یادگیری بیشتر در مورد موضوع علاقهمند کرد.
جالب
موزه نمایشگاههای جالب زیادی داشت.
خشنود کردن
معلم سبک تدریس خود را برای خوشحال کردن دانشآموزان و نگه داشتن آنها درگیر تنظیم کرد.
رضایتبخش
معلم خوشحال شد که دید دانشآموزانش در امتحاناتشان عالی عمل کردند.
خوشحال
او از استقبال گرمی که دریافت کرد خوشحال بود.
استراحت کردن
او به اسپا رفت تا آرامش پیدا کند و ماساژ بگیرد.
آرامشبخش
گذراندن بعدازظهر کنار دریاچه آرامشبخش آرامشبخش بود، به او اجازه داد تا استراحت کند و انرژی بگیرد.
آسودهخاطر
آرام کردن
او با یک فنجان چای گرم گلودردش را تسکین میدهد.
آرامشبخش
حمام گرم پر از نمک اپسوم، تسکین آرامشبخشی برای عضلات دردناک او فراهم کرد.
برانگیختن
کلمات تشویقی مربی به منظور تحریک اعتماد به نفس و ابتکار در شاگرد بود.
تحریککننده
قدم زدن در بازار شلوغ یک تجربه تحریککننده برای حواس بود.
تحریک شده
او از ذهن تحریکشده هنرمند جوان در طول گفتگویشان تحسین کرد.
غافلگیر کردن
پیچش در داستان کاملاً بینندگان فیلم را متعجب کرد.
تعجببرانگیز
تصمیم ناگهانی او برای ترک شغلش کاملاً تعجبآور بود.
متعجب
او متعجب به نظر میرسید وقتی برایش جشن تولد گرفتند.
از نظر احساسی تحتتأثیر قرار گرفتن
دیدن کودکان که با خوشحالی با هم بازی میکنند او را با احساسی از شادی لمس کرد.
تأثیرگذار
او یک نامه تاثیرگذار نوشت تا از معلم خود برای سالهای حمایت تشکر کند.
نگران کردن
رفتار اخیر او تمام خانواده را نگران کرده است.
موجب نگرانی
اخبار نگران کننده افزایش نرخ جرم و جنایت جامعه را نگران کرد.
نگران
او به نظر نگران از خبر بیماری دوستش میرسید.
شگفتزده کردن
حقههای جادوگر بچهها را در جشن تولد شگفتزده کرد.
شگفتآور
او در روز تولدش یک هدیه شگفتانگیز از پدربزرگ و مادربزرگش دریافت کرد.
شگفتزده
حالت شگفتزده او بسیار درباره واکنشش به خبر غیرمنتظره گویا بود.
آزار دادن
سوالات تکراری او را آزار میدهد.
آزاردهنده
تأخیر آزاردهنده در حمل و نقل عمومی باعث شد مسافران به محل کار دیر برسند.
خستهکننده
فیلم خستهکننده بود و من وسط آن خوابم برد.
خسته و بیحوصله
او حوصلهاش سر رفته چون در خانه کاری برای انجام دادن ندارد.
افسرده کردن
مشاهده تخریب ناشی از بلای طبیعی تمام شهر را افسرده کرد.
افسردهکننده
خواندن رمان افسردهکننده درباره از دست دادن و اندوه اشک به چشمانش آورد.
ناامید کردن
لغو سفر ناامید کرد کل خانواده را.
ناامیدکننده
عملکرد ناامیدکننده تیم در مسابقه قهرمانی باعث شد هواداران احساس دلسردی کنند.