کتاب 'سامیت' 2B - واحد 6 - پیش نمایش

در اینجا واژگان از واحد 6 - پیش نمایش در کتاب Summit 2B را پیدا خواهید کرد، مانند "بار"، "بالای سر"، "غربالگری"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سامیت' 2B
travel [اسم]
اجرا کردن

سفر

Ex: Travel often broadens one ’s understanding of different cultures .

سفر کردن اغلب درک فرد از فرهنگ‌های مختلف را گسترش می‌دهد.

baggage [اسم]
اجرا کردن

چمدان

Ex: He stored his winter clothes in the baggage during the summer trip .

او لباس‌های زمستانی خود را در چمدان‌ها در طول سفر تابستانی ذخیره کرد.

fee [اسم]
اجرا کردن

شهریه

Ex: The doctor 's fee is covered by your health insurance .

حق الزحمه دکتر توسط بیمه سلامت شما پوشش داده می‌شود.

carry-on [اسم]
اجرا کردن

ساک دستی

Ex: They decided to bring a carry-on instead of checking a suitcase .

آنها تصمیم گرفتند که به جای چک کردن چمدان، یک بار دستی بیاورند.

luggage [اسم]
اجرا کردن

چمدان

Ex: He struggled to carry all his luggage up the hotel stairs .

او برای حمل تمام چمدان‌هایش از پله‌های هتل به سختی تلاش کرد.

overhead [صفت]
اجرا کردن

بالای سر

Ex: The overhead bridge provides pedestrians a safe crossing over the highway .

پل روگذر به عابران پیاده یک گذرگاه ایمن بر روی بزرگراه ارائه می‌دهد.

bin [اسم]
اجرا کردن

سطل زباله

Ex: He noticed the bin was overflowing and decided to empty it .

او متوجه شد که سطل زباله پر شده است و تصمیم گرفت آن را خالی کند.

missed [صفت]
اجرا کردن

جاافتاده

Ex: The missed opportunity could have helped her career .

فرصت از دست رفته می‌توانست به حرفه‌اش کمک کند.

connection [اسم]
اجرا کردن

ارتباط

Ex: The detective uncovered a connection between the two seemingly unrelated crimes .

کارآگاه یک ارتباط بین دو جنایت به ظاهر نامربوط کشف کرد.

security [اسم]
اجرا کردن

امنیت

Ex: She invested in a high-quality safe to enhance the security of her valuable items .

او در یک گاوصندوق با کیفیت بالا سرمایه‌گذاری کرد تا امنیت وسایل باارزشش را افزایش دهد.

screening [اسم]
اجرا کردن

اشراف پیدا کردن به خصوصیات خاص کسی یا چیزی

Ex: She missed the screening because she did n’t meet the eligibility criteria .

او غربالگری را از دست داد زیرا معیارهای واجد شرایط بودن را نداشت.

breakdown [اسم]
اجرا کردن

اختلال

Ex: He called for roadside assistance after experiencing an engine breakdown .

او پس از تجربه خرابی موتور، درخواست کمک جاده‌ای کرد.

flat tire [اسم]
اجرا کردن

لاستیک پنچر

Ex: The flat tire delayed their trip by an hour .

لاستیک پنچر سفر آنها را یک ساعت به تأخیر انداخت.

اجرا کردن

جریمه پارک غیرقانونی

Ex: I got a parking ticket because I forgot to pay the meter .

من یک جریمه پارکینگ گرفتم چون فراموش کردم پارکومتر را پرداخت کنم.