کتاب 'سلوشنز' مبتدی - واحد 9 - 9A

در اینجا واژگان از واحد 9 - 9A در کتاب Solutions Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "پرده"، "اتاق ابزار"، "کمد لباس"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' مبتدی
chest of drawers [عبارت]
اجرا کردن

کمد کشودار

Ex: The nursery was equipped with a small chest of drawers for the baby 's clothes and accessories .
clock [اسم]
اجرا کردن

ساعت

Ex: The clock in the train station lets me know when my train is departing .

ساعت در ایستگاه قطار به من می‌گوید که قطارم چه زمانی حرکت می‌کند.

cooker [اسم]
اجرا کردن

اجاق‌گاز

Ex:

آنها یک اجاق گاز برای سفرهای کمپینگ در فضای باز خریداری کردند.

cupboard [اسم]
اجرا کردن

کمد

Ex: The cleaning supplies were stored in a cupboard under the sink .

وسایل نظافت در یک کمد زیر سینک نگهداری می‌شدند.

curtain [اسم]
اجرا کردن

پرده

Ex: He replaced the old curtains with new ones to freshen up the decor .

او پرده‌های قدیمی را با جدید عوض کرد تا دکور را تازه کند.

desk [اسم]
اجرا کردن

میز تحریر

Ex: The student sat down at his desk and opened his notebook .

دانش آموز پشت میز خود نشست و دفترش را باز کرد.

dishwasher [اسم]
اجرا کردن

ماشین ظرف‌شویی

Ex: The dishwasher 's control panel has intuitive buttons for easy operation .

پنل کنترل ماشین ظرفشویی دارای دکمه‌های شهودی برای کاربرد آسان است.

Wi-Fi [اسم]
اجرا کردن

وای‌فای

Ex: They relied on public Wi-Fi while traveling to stay in touch with family and friends .

آنها در سفر برای ارتباط با خانواده و دوستان به Wi-Fi عمومی متکی بودند.

lamp [اسم]
اجرا کردن

چراغ

Ex:

چراغ نفری به آرامی سوسو می زد، سایه ها را بر روی دیوارها می انداخت.

light [اسم]
اجرا کردن

نور

Ex: The light from the window warmed the room .

نور از پنجره اتاق را گرم کرد.

mirror [اسم]
اجرا کردن

آینه

Ex:

آن‌ها یک آینه تمام‌قد را روی در کمد آویزان کردند تا لباس‌هایشان را بررسی کنند.

rug [اسم]
اجرا کردن

قالیچه

Ex: The soft rug in the living room adds warmth to the space .

فرش نرم در اتاق نشیمن به فضا گرمی می‌بخشد.

shelf [اسم]
اجرا کردن

قفسه

Ex: The bathroom shelf is stocked with towels , toiletries , and other essentials .

قفسه حمام با حوله ها، لوازم بهداشتی و دیگر ملزومات پر شده است.

shower [اسم]
اجرا کردن

دوش

Ex: The gym locker room was equipped with spacious showers for members to use after their workout .

رختکن سالن ورزشی مجهز به دوش‌های وسیعی بود که اعضا پس از تمرین از آن استفاده می‌کردند.

sink [اسم]
اجرا کردن

سینک

Ex: They installed a deep farmhouse sink in the kitchen for washing large pots and pans .

آنها یک سینک مزرعه‌ای عمیق در آشپزخانه نصب کردند تا ظروف و تابه‌های بزرگ را بشویند.

sofa [اسم]
اجرا کردن

مبل راحتی

Ex: The sofa provides a great place to take an afternoon nap .

مبل مکانی عالی برای چرت زدن بعدازظهر فراهم می‌کند.

stool [اسم]
اجرا کردن

صندلی (بدون پشتی)

Ex: They arranged the stools around the table for the guests .

آنها پایه‌ها را دور میز برای مهمانان چیدند.

table [اسم]
اجرا کردن

میز

Ex:

ما دور میز غذاخوری برای شام خانوادگی جمع شدیم.

toilet [اسم]
اجرا کردن

سرویس بهداشتی

Ex: The hotel room had an en-suite toilet with luxurious amenities .

اتاق هتل یک توالت اختصاصی با امکانات لوکس داشت.

wardrobe [اسم]
اجرا کردن

کمد لباس

Ex: They bought a new wardrobe to organize all their clothes .

آنها یک کمد لباس جدید خریدند تا تمام لباس‌هایشان را سازماندهی کنند.

اجرا کردن

ماشین لباس‌شویی

Ex: The washing machine has different settings for different types of fabrics .

ماشین لباسشویی تنظیمات مختلفی برای انواع مختلف پارچه دارد.

part [اسم]
اجرا کردن

بخش

Ex: The living room is my favorite part of the house because it 's where we relax and spend time together .

اتاق نشیمن بخشی مورد علاقه من از خانه است چون جایی است که ما در آن استراحت می‌کنیم و با هم وقت می‌گذرانیم.

home [اسم]
اجرا کردن

خانه

Ex: She enjoys cooking meals for her family in the kitchen of their home .

او از پختن غذا برای خانواده‌اش در آشپزخانه خانهشان لذت می‌برد.

basement [اسم]
اجرا کردن

زیرزمین

Ex: The basement was dark and cool , perfect for storing old furniture and boxes .

زیرزمین تاریک و خنک بود، عالی برای ذخیره کردن مبلمان قدیمی و جعبه‌ها.

bathroom [اسم]
اجرا کردن

حمام - دستشویی

Ex: They organized shampoo and soap bottles in the shower caddy in the bathroom .

آن‌ها بطری‌های شامپو و صابون را در سبد دوش در حمام مرتب کردند.

bedroom [اسم]
اجرا کردن

اتاق‌خواب

Ex: She decorated the walls of her bedroom with pictures and posters .

او دیوارهای اتاق خواب خود را با تصاویر و پوسترها تزئین کرد.

dining room [اسم]
اجرا کردن

اتاق غذاخوری

Ex: They enjoyed lively conversations over dinner in the cozy dining room .

آنها از گفتگوهای پر جنب و جوش در طول شام در اتاق غذاخوری دنج لذت بردند.

garage [اسم]
اجرا کردن

گاراژ

Ex: After cleaning out the garage , they found an old bicycle that had been forgotten for years .

بعد از تمیز کردن گاراژ، آنها یک دوچرخه قدیمی پیدا کردند که سال‌ها فراموش شده بود.

garden [اسم]
اجرا کردن

باغ

Ex: She loves sitting under the shade of the trees in her garden .

او عاشق نشستن زیر سایه درختان در باغ خود است.

hall [اسم]
اجرا کردن

راهرو

Ex: The hall was brightly lit and decorated with family photos .

راهرو به خوبی روشن بود و با عکس های خانوادگی تزئین شده بود.

kitchen [اسم]
اجرا کردن

آشپزخانه

Ex: The kitchen had a double oven , allowing for simultaneous baking of different dishes .

آشپزخانه یک اجاق دوتایی داشت که امکان پخت همزمان غذاهای مختلف را فراهم می‌کرد.

living room [اسم]
اجرا کردن

اتاق نشیمن

Ex: A vibrant rug added a pop of color to the living room , complementing the tasteful decor .

یک فرش پر جنب و جوش رنگ و رویی به اتاق نشیمن اضافه کرد و دکوراسیون خوش سلیقه را تکمیل کرد.

loft [اسم]
اجرا کردن

زیر شیروانی

Ex: The loft had a skylight that let in plenty of natural light .

اتاق زیر شیروانی یک پنجره سقفی داشت که نور طبیعی زیادی را وارد می‌کرد.

study [اسم]
اجرا کردن

اتاق مطالعه

Ex: The study has a comfortable armchair where I like to sit and read for hours .

اتاق مطالعه یک صندلی راحت دارد که دوست دارم ساعت‌ها روی آن بنشینم و بخوانم.

اجرا کردن

اتاق رختشویی

Ex: We store extra towels and detergents in the utility room for convenience .

ما حوله‌های اضافی و شوینده‌ها را در اتاق خدماتی برای راحتی نگه می‌داریم.

attractive [صفت]
اجرا کردن

جذاب

Ex: The handsome actor 's attractive smile made him a heartthrob for many fans .

لبخند جذاب بازیگر خوشتیپ او را به دلبری برای بسیاری از طرفداران تبدیل کرد.

comfortable [صفت]
اجرا کردن

راحت

Ex: The elderly woman seemed comfortable in her favorite armchair by the fireplace .

زن مسن در صندلی مورد علاقه خود کنار شومینه راحت به نظر می‌رسید.

modern [صفت]
اجرا کردن

نوین

Ex: Advances in modern medicine have greatly improved life expectancy .

پیشرفت‌های پزشکی مدرن به طور چشمگیری امید به زندگی را بهبود بخشیده‌اند.

unusual [صفت]
اجرا کردن

غیر معمول

Ex: His quiet behavior at the party was unusual .

رفتار آرام او در مهمانی غیرعادی بود.

furniture [اسم]
اجرا کردن

مبلمان

Ex: We bought new furniture for our bedroom , including a bed and a wardrobe .

ما مبلمان جدیدی برای اتاق خوابمان خریدیم، از جمله یک تخت و یک کمد.

household [اسم]
اجرا کردن

خانوار

Ex: She runs a busy household , balancing her job and taking care of her elderly parents .

او یک خانوار پر مشغله را مدیریت می‌کند، بین کارش و مراقبت از والدین سالخورده‌اش تعادل برقرار می‌کند.

item [اسم]
اجرا کردن

کالا

Ex: They were disappointed when the item they wanted was out of stock .

آنها ناامید شدند وقتی که آیتم مورد نظرشان موجود نبود.

bath [اسم]
اجرا کردن

حمام

Ex: Our cat hates having a bath .

گربه ما از گرفتن حمام متنفر است.

bed [اسم]
اجرا کردن

تخت‌خواب

Ex: I read a book before going to bed .

قبل از رفتن به تختخواب کتابی خواندم.

bin [اسم]
اجرا کردن

سطل زباله

Ex: He noticed the bin was overflowing and decided to empty it .

او متوجه شد که سطل زباله پر شده است و تصمیم گرفت آن را خالی کند.

bookcase [اسم]
اجرا کردن

قفسه کتاب

Ex: He placed the photo albums on the top shelf of the bookcase .

او آلبوم‌های عکس را روی قفسه بالایی کتابخانه قرار داد.

carpet [اسم]
اجرا کردن

فرش

Ex: The Persian carpet in the living room adds elegance and style to the space .

فرش ایرانی در اتاق نشیمن به فضا زیبایی و سبک می‌بخشد.

chair [اسم]
اجرا کردن

صندلی

Ex: Our dining table has four chairs around it .

میز غذاخوری ما چهار صندلی در اطراف خود دارد.