کتاب 'سلوشنز' متوسطه - واحد 4 - 4C

در اینجا واژگان از واحد 4 - 4C در کتاب Solutions Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "نادیده گرفتن"، "بهداشت"، "شخصی"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' متوسطه
to contact [فعل]
اجرا کردن

تماس گرفتن

Ex: If you have any questions , feel free to contact me via email .

اگر سوالی دارید، از طریق ایمیل با من تماس بگیرید.

to enjoy [فعل]
اجرا کردن

لذت بردن

Ex: We enjoyed the movie so much that we watched it twice .

ما آنقدر از فیلم لذت بردیم که دو بار آن را تماشا کردیم.

to help [فعل]
اجرا کردن

کمک کردن

Ex: They helped the elderly man cross the street .

آن‌ها به مرد سالخورده کمک کردند تا از خیابان عبور کند.

to ignore [فعل]
اجرا کردن

بی‌توجهی کردن

Ex: She regularly ignores distracting elements to stay focused .

او به طور منظم عناصر حواس پرت کن را نادیده می‌گیرد تا متمرکز بماند.

to talk [فعل]
اجرا کردن

حرف زدن

Ex:

آنها درباره رویاها و آرزوهایشان برای آینده صحبت کردند.

to try [فعل]
اجرا کردن

تلاش کردن

Ex: They are going to try to finish the project by Friday .

آنها قصد دارند تلاش کنند تا پروژه را تا جمعه تمام کنند.

weather [اسم]
اجرا کردن

آب‌وهوا

Ex: The weather report says there will be snowfall tomorrow .

گزارش هوا می‌گوید فردا برف خواهد آمد.

attitude [اسم]
اجرا کردن

نگرش

Ex: Negative attitudes can limit personal growth and hinder progress in various aspects of life .
alone [قید]
اجرا کردن

تنها

Ex: I chose to stay alone at home during the holidays .

من انتخاب کردم که در تعطیلات تنها در خانه بمانم.

اجرا کردن

خجالت‌زده

Ex: The sudden question caught her off guard , leaving her feeling uncomfortable .

سوال ناگهانی او را غافلگیر کرد و باعث شد احساس ناراحتی کند.

personal [صفت]
اجرا کردن

شخصی

Ex: It 's important to keep personal information confidential in a professional setting .

مهم است که اطلاعات شخصی در یک محیط حرفه‌ای محرمانه نگه داشته شود.

safety [اسم]
اجرا کردن

ایمنی

Ex: She always checks the weather forecast before hiking to ensure her safety on the trails .

او همیشه قبل از کوهنوردی پیش‌بینی هوا را بررسی می‌کند تا امنیت خود را در مسیرها تضمین کند.

hygiene [اسم]
اجرا کردن

علم بهداشت

Ex: Food hygiene emphasizes proper handling and cooking to prevent foodborne illnesses .

بهداشت غذایی بر دستکاری و پخت مناسب برای جلوگیری از بیماری‌های ناشی از غذا تأکید می‌کند.