کتاب 'سلوشنز' متوسطه - واحد 7 - 7F

در اینجا واژگان از واحد 7 - 7F در کتاب درسی Solutions Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "شاخه"، "پارکومتر"، "بافتن"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' متوسطه
boxer [اسم]
اجرا کردن

بوکسور

Ex:

بسیاری از بوکسورهای مشتاق به افسانه‌هایی مانند محمد علی نگاه می‌کنند.

branch [اسم]
اجرا کردن

شاخه

Ex: The bird built a nest on a high branch , safe from most predators and offering a good vantage point .

پرنده لانه‌ای روی یک شاخه بلند ساخت، در امان از بیشتر شکارچیان و با چشم‌اندازی خوب.

bus [اسم]
اجرا کردن

اتوبوس

Ex: The bus took us to the city center where we explored the shops and attractions .

اتوبوس ما را به مرکز شهر برد جایی که مغازه‌ها و جاذبه‌ها را کشف کردیم.

cover [اسم]
اجرا کردن

روکش

Ex:

پوشش محافظ روی مبل کمک کرد تا آن را تمیز و عاری از موی حیوانات خانگی نگه دارد.

message [اسم]
اجرا کردن

پیام

Ex: I sent a quick message to let them know I 'll be late .

من یک پیام سریع فرستادم تا به آنها بگویم که دیر خواهم رسید.

اجرا کردن

پارکومتر

Ex: Parking meters are common in busy urban areas .

پارکومترها در مناطق شلوغ شهری رایج هستند.

statue [اسم]
اجرا کردن

مجسمه

Ex: Visitors paid their respects at the solemn statue commemorating fallen soldiers in the war memorial .

بازدیدکنندگان در مقابل مجسمه جدی که یاد سربازان کشته شده در یادبود جنگ را گرامی می‌دارد، احترام خود را ابراز کردند.

street [اسم]
اجرا کردن

خیابان

Ex: They walked down the busy street , lined with shops and restaurants .

آنها در خیابان شلوغی که با مغازه‌ها و رستوران‌ها پوشیده شده بود، راه رفتند.

wool [اسم]
اجرا کردن

پشم

Ex: The sheep 's wool is naturally insulating , making it ideal for cold climates .

پشم گوسفند به طور طبیعی عایق است و آن را برای آب و هوای سرد ایده‌آل می‌کند.

writing [اسم]
اجرا کردن

نگارش

Ex:

او در نوشتن گزارش‌ها برای کار خوب است.

to attach [فعل]
اجرا کردن

چسباندن

Ex: Last night , he attached the missing button to his shirt .

دیشب، او دکمه گمشده را به پیراهنش متصل کرد.

to cover [فعل]
اجرا کردن

پوشاندن

Ex: Please cover the cake with a cloth to keep it fresh until the party .

لطفاً کیک را با یک پارچه بپوشانید تا تازه بماند تا زمان مهمانی.

to knit [فعل]
اجرا کردن

بافندگی کردن

Ex: He knits socks for charity during his free time .

او در وقت آزادش برای خیریه جوراب می‌بافد.

اجرا کردن

رنگارنگ روشن

Ex: The market stalls were filled with brightly-colored fabrics from around the world .

غرفه‌های بازار پر از پارچه‌های رنگارنگ از سراسر جهان بود.

patterned [صفت]
اجرا کردن

طرح‌دار

Ex: The artisan showcased a collection of patterned fabrics , each unique in color and design .

صنعتگر مجموعه‌ای از پارچه‌های طرح‌دار را به نمایش گذاشت، هر کدام منحصر به فرد در رنگ و طراحی.

striped [صفت]
اجرا کردن

راه‌راه

Ex:

جوراب‌هایش با رنگ‌های مختلف سبز و زرد راه‌راه بودند.