به سختی به دست آوردن
با کار سخت و پشتکار، او رویای شروع کسب و کار خود را محقق کرد.
در اینجا واژگان از واحد 6 - 6A در کتاب Solutions Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "traverse"، "aspiration"، "circumnavigate"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
به سختی به دست آوردن
با کار سخت و پشتکار، او رویای شروع کسب و کار خود را محقق کرد.
دور هم جمع شدن
اعضای کلاب هر دوشنبه ملاقات خواهند کرد تا رویدادها را سازماندهی کنند.
پی بردن
او تا زمانی که واکنشها را ندید، متوجه تأثیر کلماتش نشد.
رسیدن (به هدف)
جامعه برای دستیابی به هدف خود در ساخت یک زمین بازی جدید برای کودکان، با همکاری یکدیگر بر موانع مالی و لجستیکی غلبه کرد.
دست یافتن
شرکت بیوقفه کار کرد تا به اهداف مالی خود برای سهماهه دست یابد.
تمام کردن
تیم پروژه تمام وظایف مورد نیاز را تکمیل کرده است.
رسیدن
بیش از نیمی از نامزدها نتوانستند به استاندارد مورد انتظار برسند.
خیالپردازی کردن
دانشجو رویا میبرد که با افتخار فارغالتحصیل شود و تحصیلات بیشتری را دنبال کند.
هدف
هدف اصلی او تکمیل پروژه تا پایان ماه است.
آرزو
آرزوی او برای یک سبک زندگی سالمتر او را به سمت ورزش منظم و رژیم غذایی متعادل سوق داد.
هدف
او بیوقفه کار کرد تا به هدف عمر خود برای صعود به کوه اورست برسد.
هدف
هدف آنها بهبود دسترسی به خدمات بهداشتی در مناطق روستایی بود.
هدف
او برنامه مطالعه خود را برای رسیدن به هدف تحصیلی خود تنظیم کرد.
(با هواپیما، کشتی و غیره) دور دنیا گشتن
کشتی با موفقیت دور زد آبهای خائنانه را.
اداره کردن
کاپیتان مسئول اجرای جلسات تمرین تیم برای بهبود عملکرد است.
تحمل کردن
بیمارانی که درمانهای پزشکی را تحمل میکنند، قدرت و انعطافپذیری نشان میدهند.
مسلط شدن
جامعه برای مسلط شدن بر پیامدهای فاجعه طبیعی گرد هم آمد، خانهها را بازسازی کرد و عادیسازی را بازگرداند.
خلبانی کردن
فضانورد برای ماهها تمرین کرد تا خلبانی فضاپیمایی را که قرار بود در فضا آزمایشهایی انجام دهد، بر عهده بگیرد.
(از همان راه) بازگشتن
کوهنوردان قدمهای خود را بازگشت دادند زمانی که نشانگرهای مسیر را گم کردند.
اندازه گرفتن
آشپز دستور غذا را تنظیم کرد، تعداد وعدهها را برای گروه کوچکتر کاهش داد.
عبور کردن
برای انجام تحقیق، باستانشناسان نیاز داشتند که ویرانههای باستانی را عبور کنند، و هر کشف را به دقت مستند کنند.
در موقعیت خوبی بودن
جبران کردن
در آخرین لحظه
او در آخرین لحظه به من زنگ زد، قبل از اینکه شروع به نگرانی کنم.
آخرهای عمر را سپری کردن
به مرور زمان
به مرور زمان، شما به ارزش کار سخت و پشتکار پی خواهید برد.
پخش شدن
ویدئوی پیشنهاد ازدواج غافلگیرکننده در شبکههای اجتماعی پخش شد و هزاران بازدید به دست آورد.
یاد گرفتن
من مشتاق یادگیری درباره فرهنگهای مختلف هستم.
راهنمایی کردن
راهنمای تور ما را از میان نشانههای تاریخی شهر رهبری خواهد کرد.
بهدنبال رفتن
ماشین جلویی ناگهان توقف کرد، و من مجبور شدم ترمز کنم تا از دنبال کردن خیلی نزدیک جلوگیری کنم.
بالا رفتن
علیرغم خستگی، آنها به صعود ادامه دادند، مصمم به رسیدن به قله.
رنج کشیدن
سال گذشته، این منطقه از خشکسالی شدیدی رنج برد.
عبور کردن
او در سفرهای ماجراجویانه خود چندین بار این بیابان را عبور کرده است.
پرواز کردن
بادبادکها در روزهای بادی بالاتر پرواز میکنند.
محقق کردن
سازمان مأموریت خود را با تحویل منابع به مناطق آسیبدیده از بلایا انجام داد.