(of a baby) born before completing the normal full-term pregnancy length

نارس, پیشرس
پزشکان مراقبت ویژهای برای نوزاد نارس در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان ارائه دادند.
planned well in advance through careful prior consideration

عمدی, با قصد قبلی
وکلای او ادعا کردند که قتل از پیش برنامهریزی شده نبوده بلکه واکنشی تکانشی به تحریک بوده است.
to engage someone's mind or attention fully, especially with worries or concerns

فکر یا ذهن را به خود مشغول کردن
رسواییهای سیاسی اخیر رأیدهندگان را مشغول کرده و بر گفتمان عمومی مسلط شدهاند.
to decide or establish something in advance, especially by divine authority or an inevitable course of events

از قبل تعیین شدن, مقرر کردن
خدا سرنوشت هر روح را از پیش مقدر میکند.
to lose one's proper shape

بدریخت شدن
همانطور که شهر مدرن شده است، بسیاری از ساختمانهای تاریخی به دلیل عدم نگهداری تغییر شکل دادهاند.
an odd or spoiled outward appearance

بدشکلی
حوادث دوران جوانی او باعث ناهنجاریهای عضلانی شد که تأثیر کمی بر توانایی او داشت.
complete and total, with no imperfections or exceptions

تمامعیار, تام
با ترمیم جراحی آسیب، پزشکان توانستند بینایی او را به مطلق 20/20 بازگردانند.
the act of forgiving someone for their sins or wrongdoings, usually by a priest

بخشودگی, بخشایش
بسیاری از طریق دعا، توبه و زندگی بر اساس تعالیم روحانی پس از آن آمرزش یافتند.
to steer away from the main subject and focus on a different topic in speech or writing

پرت شدن (از موضوع)
هر زمان که پدرم داستانی تعریف میکند، به ناچار چندین بار از موضوع منحرف میشود قبل از اینکه لطیفه را تمام کند.
a deviation from the main subject under focus or discussion

پرتشدن (از موضوع)
او به خاطر انحراف عذرخواهی کرد و به نکته اصلی بازگشت.
related to or positioned at the front part of an object, structure, or entity

جلویی, پیشانی
نقشههای معماری همیشه شامل پلانهای مقیاسدار هستند که هم نمای جلو و هم نمای جانبی سازه را نشان میدهند.
the outer edge of occupied or developed land, beyond which lies unsettled territory

سرزمین مرزی
سفتهبازان و جویندگان طلا اغلب به دنبال زمینهای حاصلخیز و ثروتهای معدنی از مرزهای مستقر پیشی میگرفتند.
a tiny spark-like speck of a substance

جرقه
بیشتر ستارهشناسان آماتور هرگز بیش از یک ذره از زیبایی واقعی سحابی را از طریق تلسکوپهای آماتوری نخواهند دید.
gleaming and full of flashes of light, like sparks or twinkling stars

جرقهزننده
چراغهای شهر هنگامی که مه غلتید، هالهای جادویی به خود گرفتند و به درخششی سوسو زننده تبدیل شدند که در هوای غلیظ معلق بود.
arousing intense dislike or hatred

نفرتانگیز
او خیانت را عملی مشمئزکننده میدانست.
the target of condemnation and curses

مایه نفرت
نابرابری اقتصادی یک نفرین اصلی بود که خواستار اصلاحات میشد.
bringing on a state of impaired physical or mental control

مستیآور
انتشارات صنعتی سمی و دودهای خروجی همچنان با آلودگی هوای مست کننده جوامع را به خطر میاندازند.
to disrupt normal physical or mental functioning through pharmacological mechanisms in the brain

نشئه کردن
بخارات ناشی از استنشاق حلالها بسیاری از نوجوانان را مست کرد، که منجر به شرایط خطرناکی شد.
to openly declare a belief, opinion, or intention

اظهار نظر کردن
نویسنده اعلام کرد که رمان جنجالی او بازتابی از مسائل اجتماعی بود که نیاز به رسیدگی داشت.
