کتاب 'فور کرنرز' 3 - واحد 6 درس ج

در اینجا واژگان از واحد 6 درس C در کتاب درسی Four Corners 3 را پیدا خواهید کرد، مانند "قرض دادن"، "پست"، "تغذیه" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فور کرنرز' 3
to check [فعل]
اجرا کردن

بررسی کردن

Ex: He checked the map to confirm the route .

او نقشه را بررسی کرد تا مسیر را تأیید کند.

homework [اسم]
اجرا کردن

تکلیف

Ex: They need to finish their English homework before the deadline .

آن‌ها باید تکالیف انگلیسی خود را قبل از مهلت تمام کنند.

to feed [فعل]
اجرا کردن

غذا دادن

Ex: The farmer gets up at dawn to feed the cows .

کشاورز در سپیده‌دم بیدار می‌شود تا گاوها را تغذیه کند.

cat [اسم]
اجرا کردن

گربه

Ex: My little cat is chasing a butterfly .

گربه کوچک من در حال تعقیب یک پروانه است.

to get [فعل]
اجرا کردن

دریافت کردن

Ex: Did you get my message about the meeting ?

آیا پیام من در مورد جلسه را دریافت کردید؟

mail [اسم]
اجرا کردن

پست الکترونیک

ride [اسم]
اجرا کردن

سواری (کردن)

Ex: The family decided to go for a bike ride along the picturesque trails in the national park .

خانواده تصمیم گرفتند برای یک سواری دوچرخه در امتداد مسیرهای دیدنی پارک ملی بروند.

to help [فعل]
اجرا کردن

کمک کردن

Ex: They helped the elderly man cross the street .

آن‌ها به مرد سالخورده کمک کردند تا از خیابان عبور کند.

resume [اسم]
اجرا کردن

رزومه

Ex: She asked a friend to review her resume for any potential errors

او از یک دوست خواست که رزومه او را برای هرگونه خطای احتمالی بررسی کند.

to lend [فعل]
اجرا کردن

قرض دادن

Ex: Can you lend me your bicycle for a quick ride to the store ?

میتونی دوچرخه‌ات رو برای یه سواری سریع تا مغازه بهم قرض بدی؟

money [اسم]
اجرا کردن

پول

Ex: She donated money to a charity to help those in need .

او به یک خیریه پول اهدا کرد تا به نیازمندان کمک کند.

to pick up [فعل]
اجرا کردن

سوار کردن

Ex: The bus picks up passengers from that stop every hour .

اتوبوس هر ساعت مسافران را از آن ایستگاه سوار می‌کند.

to water [فعل]
اجرا کردن

آب دادن

Ex: We water the herbs on the balcony with a small watering can .

ما گیاهان را در بالکن با یک آبپاش کوچک آبیاری می‌کنیم.

plant [اسم]
اجرا کردن

گیاه

Ex: The rose is a popular plant known for its beautiful flowers .

گل رز یک گیاه محبوب است که به خاطر گل‌های زیبایش شناخته می‌شود.