کتاب 'فیس تو فیس' مقدماتی - واحد 1 - 1C

در اینجا واژگان از واحد 1 - 1C در کتاب درسی Face2Face Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "نام خانوادگی"، "بیست و شش"، "آدرس"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فیس تو فیس' مقدماتی
twenty [عدد]
اجرا کردن

بیست

Ex: The antique store is selling a set of twenty rare books at a discounted price .

فروشگاه عتیقه‌جات یک مجموعه از بیست کتاب نادر را با قیمت تخفیف‌دار می‌فروشد.

thirty [عدد]
اجرا کردن

سی

Ex: It ’s been thirty years since the company was founded .

سی سال از تأسیس شرکت می‌گذرد.

forty [عدد]
اجرا کردن

چهل

Ex: They spent forty minutes discussing the new project .

آنها چهل دقیقه در مورد پروژه جدید بحث کردند.

fifty [عدد]
اجرا کردن

پنجاه

Ex: He saved fifty dollars each month to reach his goal of buying a new bicycle .

او هر ماه پنجاه دلار پس‌انداز می‌کرد تا به هدف خود یعنی خرید یک دوچرخه جدید برسد.

sixty [عدد]
اجرا کردن

شصت

Ex: After sixty years of marriage , they still held hands and shared a deep love for each other .

بعد از شصت سال ازدواج، آن‌ها هنوز هم دست یکدیگر را می‌گرفتند و عشق عمیقی به هم داشتند.

seventy [عدد]
اجرا کردن

هفتاد

Ex: The concert tickets sold out in less than seventy minutes , showcasing the band 's popularity .

بلیط های کنسرت در کمتر از هفتاد دقیقه به فروش رفت، که نشان دهنده محبوبیت گروه است.

eighty [عدد]
اجرا کردن

هشتاد

Ex: There are eighty students enrolled in the summer program , making it quite popular .

هشتاد دانشجو در برنامه تابستانی ثبت نام کرده‌اند که آن را بسیار محبوب می‌کند.

ninety [عدد]
اجرا کردن

نود

Ex: The company celebrated its ninety anniversary with a grand event for its employees and clients .

شرکت نودمین سالگرد خود را با یک رویداد بزرگ برای کارمندان و مشتریانش جشن گرفت.

hundred [عدد]
اجرا کردن

صد

Ex: He completed the challenge of running a hundred miles in just one week .

او چالش دویدن صد مایل را تنها در یک هفته به پایان رساند.

اجرا کردن

بیست‌وهشت

Ex:

تیم در کوارتر نهایی بیست و هشت امتیاز به دست آورد.

thirty-four [عدد]
اجرا کردن

سی‌وچهار

Ex:

ماراتن سی و چهار کیلومتر طول کشید.

forty-seven [عدد]
اجرا کردن

چهل‌وهفت

Ex:

چهل و هفت بادکنک در هوا شناور بودند.

اجرا کردن

هفتاد و پنج

Ex:

باشگاه کتاب هفتاد و پنج عضو فعال دارد که آن را به یکی از بزرگ‌ترین‌ها در جامعه تبدیل می‌کند.

thirteen [عدد]
اجرا کردن

سیزده

Ex: Look at the thirteen flowers in the garden .

به سیزده گل در باغ نگاه کنید.

fifteen [عدد]
اجرا کردن

پانزده

Ex: There are fifteen apples in the basket .

پانزده سیب در سبد وجود دارد.

nineteen [عدد]
اجرا کردن

نوزده

Ex: There are nineteen chapters in the novel , each revealing a new aspect of the plot .

در رمان نوزده فصل وجود دارد که هر کدام جنبه جدیدی از طرح داستان را آشکار می‌کند.

twenty-one [عدد]
اجرا کردن

بیست‌و‌یک

Ex:

در بازی بلک جک، هدف این است که تا حد امکان به بیست و یک نزدیک شوید بدون اینکه از آن بیشتر شوید.

twenty-two [عدد]
اجرا کردن

بیست‌و‌دو

Ex:

او در طول دوران بازیگری خود بیست و دو جایزه کسب کرد.

اجرا کردن

بیست‌وسه

Ex: There are twenty-three chapters in the novel she ’s reading .

بیست و سه فصل در رمانی که او می‌خواند وجود دارد.

twenty-four [عدد]
اجرا کردن

بیست و چهار

Ex:

ساعت بیست و چهار ساعت را به وقت نظامی نشان می‌دهد.

twenty-five [عدد]
اجرا کردن

بیست‌وپنج

Ex:

شرکت این ماه بیست و پنج کارمند جدید استخدام کرد.

twenty-six [عدد]
اجرا کردن

بیست‌وشش

Ex:

تیم در مسابقه نهایی بیست و شش امتیاز به دست آورد.

اجرا کردن

بیست‌وهفت

Ex:

تیم به مدت بیست و هفت ساعت کار کرد تا پروژه را به پایان برساند.

twenty-nine [عدد]
اجرا کردن

بیست‌و‌نه

Ex:

بیست و نه نفر برای کلاس هنر ثبت نام کردند.

first name [اسم]
اجرا کردن

نام کوچک

Ex: Her first name is hyphenated , which is quite unique .

نام کوچک او با خط تیره نوشته شده است، که بسیار منحصر به فرد است.

surname [اسم]
اجرا کردن

نام خانوادگی

Ex: The list was arranged in alphabetical order by surname .

فهرست بر اساس نام خانوادگی به ترتیب الفبا مرتب شده بود.

home [اسم]
اجرا کردن

خانه

Ex: She enjoys cooking meals for her family in the kitchen of their home .

او از پختن غذا برای خانواده‌اش در آشپزخانه خانهشان لذت می‌برد.

number [اسم]
اجرا کردن

شماره

Ex: He could n't remember the number of the restaurant , so he looked it up online .

او نمی‌توانست شماره رستوران را به خاطر بیاورد، بنابراین آن را به صورت آنلاین جستجو کرد.

work [اسم]
اجرا کردن

کار

Ex: She takes pride in her work as a teacher , shaping young minds every day .

او به کار خود به عنوان یک معلم افتخار می کند، هر روز ذهن های جوان را شکل می دهد.

اجرا کردن

تلفن همراه

Ex: He lost his mobile phone at the concert and spent hours searching for it afterward .

او تلفن همراه خود را در کنسرت گم کرد و ساعتها بعد از آن به دنبالش گشت.

address [اسم]
اجرا کردن

نشانی

Ex: The address is written in capital letters to ensure clarity .

آدرس با حروف بزرگ نوشته شده است تا وضوح را تضمین کند.

email [اسم]
اجرا کردن

ایمیل

Ex: We exchanged contact information through email .

ما اطلاعات تماس را از طریق ایمیل رد و بدل کردیم.

postcode [اسم]
اجرا کردن

کدپستی

Ex: The company 's website asks for your postcode to calculate shipping costs .

وبسایت شرکت کد پستی شما را برای محاسبه هزینه‌های حمل و نقل درخواست می‌کند.

credit card [اسم]
اجرا کردن

کارت اعتباری

Ex: The credit card company offers a grace period for late payments .

شرکت کارت اعتباری یک دوره ارفاقی برای پرداخت‌های دیرکرد ارائه می‌دهد.

job [اسم]
اجرا کردن

شغل

Ex: My sister has a job at a restaurant as a waitress .

خواهر من در یک رستوران به عنوان پیشخدمت شغل دارد.