مهارت‌های واژگان SAT 2 - درس 40

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 2
اجرا کردن

ناگویا

Ex: Inarticulate protests often fail to convey the depth of public dissatisfaction .

اعتراضات نامفهوم اغلب در انتقال عمق نارضایتی عمومی شکست می‌خورند.

incessant [صفت]
اجرا کردن

پیوسته

Ex: He faced incessant criticism from his peers , but he remained unfazed .

او با انتقادات بی‌وقفه از سوی همسالانش روبرو شد، اما دست‌نخورده باقی ماند.

indomitable [صفت]
اجرا کردن

سرکش

Ex: The indomitable strength of the ancient fortress withstood centuries of siege .

استحکامات تسخیرناپذیر دژ باستانی قرن‌ها محاصره را تحمل کرد.

virulent [صفت]
اجرا کردن

زهرآگین

Ex:

ماده به اندازه کافی سمی بود که کشنده باشد.

pamphlet [اسم]
اجرا کردن

جزوه

Ex: Before the workshop , attendees received pamphlets outlining the agenda and topics to be covered during the session .

قبل از کارگاه، شرکت‌کنندگان بروشورهایی دریافت کردند که برنامه و موضوعاتی که در طول جلسه پوشش داده می‌شود را خلاصه می‌کرد.

pamphleteer [اسم]
اجرا کردن

جزوه‌نویس

Ex: The government sought to suppress dissent by censoring pamphleteers who criticized official policies and institutions .

دولت با سانسور نشریه‌نویسان که سیاست‌ها و نهادهای رسمی را مورد انتقاد قرار می‌دادند، به دنبال سرکوب مخالفت بود.

ample [صفت]
اجرا کردن

فراوان

Ex: We had ample time to prepare for the presentation .

ما وقت کافی برای آماده‌سازی ارائه داشتیم.

amplitude [اسم]
اجرا کردن

دامنه نوسان (فیزیک)

Ex: The amplitude of a vibrating object determines the energy it carries , with higher amplitudes corresponding to greater energy .

دامنه یک جسم در حال ارتعاش انرژی که حمل می‌کند را تعیین می‌کند، با دامنه‌های بالاتر متناظر با انرژی بیشتر.

to disclose [فعل]
اجرا کردن

فاش کردن

Ex: The company 's spokesperson refused to disclose the details of the settlement agreement .

سخنگوی شرکت از افشای جزئیات توافقنامه تسویه خودداری کرد.

اجرا کردن

قطع کردن

Ex: As part of the experiment , the scientist disconnected the electrodes from the subject 's scalp after recording brain activity .

به عنوان بخشی از آزمایش، دانشمند پس از ثبت فعالیت مغزی، الکترودها را از پوست سر سوژه قطع کرد.

اجرا کردن

محرمانه

Ex: The child 's surreptitious nibbling of cookies went unnoticed .

جویدن مخفیانه کلوچه‌ها توسط کودک مورد توجه قرار نگرفت.

اجرا کردن

محرمانه

Ex: The spy entered the building surreptitiously , avoiding surveillance .

جاسوس به صورت مخفیانه وارد ساختمان شد، از نظارت اجتناب کرد.