کتاب 'فیس تو فیس' پیش‌متوسطه - واحد 4 - 4C

در اینجا واژگان واحد 4 - 4C در کتاب درسی Face2Face Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "تجهیزات"، "آرامش"، "تغییر" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فیس تو فیس' پیش‌متوسطه
equipment [اسم]
اجرا کردن

تجهیزات

Ex: The laboratory is equipped with scientific equipment for conducting experiments .

آزمایشگاه به تجهیزات علمی برای انجام آزمایش‌ها مجهز است.

program [اسم]
اجرا کردن

برنامه (رادیویی یا تلویزیونی)

Ex: The radio program featured interviews with local artists and musicians .

برنامه رادیویی شامل مصاحبه‌هایی با هنرمندان و موسیقی‌دانان محلی بود.

اجرا کردن

تلویزیون کابلی

Ex: Subscribers can choose from various cable television packages that cater to different viewing preferences .

مشترکان می‌توانند از بین بسته‌های مختلف تلویزیون کابلی که به ترجیحات مختلف تماشا پاسخ می‌دهند، انتخاب کنند.

اجرا کردن

تلویزیون ماهواره‌ای

Ex: With satellite television , we can access niche programs from around the world .

با تلویزیون ماهواره‌ای، می‌توانیم به برنامه‌های خاص از سراسر جهان دسترسی پیدا کنیم.

the news [اسم]
اجرا کردن

اخبار

Ex:

برنامج خبری با کارشناسان مصاحبه کرد تا در مورد وضعیت اقتصادی بحث کند.

to turn on [فعل]
اجرا کردن

روشن کردن

Ex:

میتوانید به من کمک کنید تلویزیون را روشن کنم؟ کنترل از راه دور را پیدا نمیکنم.

chat show [اسم]
اجرا کردن

گفت‌وگوی تلویزیونی یا رادیویی

Ex: He was invited as a guest on a chat show to discuss his latest movie .

او به عنوان مهمان در یک برنامه گفت‌وگو دعوت شد تا درباره آخرین فیلمش بحث کند.

اجرا کردن

کنترل (تلویزیون و غیره)

Ex: The remote control for the garage door opener allows easy access to the house .

کنترل از راه دور برای بازکننده در گاراژ دسترسی آسان به خانه را فراهم می‌کند.

to turn off [فعل]
اجرا کردن

خاموش کردن

Ex: Don't forget to turn off the TV when you're finished watching it.

فراموش نکنید که تلویزیون را خاموش کنید وقتی تماشای آن تمام شد.

soap opera [اسم]
اجرا کردن

سریال آبکی

Ex: The soap opera has been on air for over twenty years , captivating audiences with its ongoing storyline .
documentary [اسم]
اجرا کردن

فیلم مستند

Ex: The space documentary provided fascinating facts about our solar system .

مستند فضایی حقایق جذابی درباره منظومه شمسی ما ارائه داد.

to change [فعل]
اجرا کردن

تغییر دادن

Ex: We changed our travel plans and decided to do something different this year .

ما برنامه‌های سفرمان را تغییر دادیم و تصمیم گرفتیم امسال کار متفاوتی انجام دهیم.

channel [اسم]
اجرا کردن

شبکه

Ex:

سرویس‌های استریمینگ به کاربران اجازه می‌دهند تا به کانال‌ها به صورت آنلاین دسترسی داشته باشند، که دسترسی به محتوای متنوع را به صورت درخواستی فراهم می‌کند.

reality tv [اسم]
اجرا کردن

تلویزیون واقع‌نما

Ex: Have you seen that new reality TV series where people live on an island ?

آیا آن سریال جدید تلویزیون واقعیت را دیده‌اید که مردم در یک جزیره زندگی می‌کنند؟ خیلی شدید است!

game show [اسم]
اجرا کردن

مسابقه تلویزیونی یا رادیویی

Ex: He auditioned for a game show but did n't make it past the first round .

او برای یک برنامه مسابقه‌ای تست داد اما از دور اول فراتر نرفت.

DVD player [اسم]
اجرا کردن

دستگاه پخش دی‌وی‌دی

Ex:

ما دیشب با استفاده از دی‌وی‌دی پلیر یک فیلم تماشا کردیم.

اجرا کردن

جریانات سیاسی یا اجتماعی روز

Ex: He enjoys debating current affairs with his friends over coffee .

او از بحث در مورد مسائل جاری با دوستانش در حال نوشیدن قهوه لذت می‌برد.

to record [فعل]
اجرا کردن

ضبط کردن

Ex: The nurse recorded the patient 's vital signs in the medical chart .

پرستار علائم حیاتی بیمار را در پرونده پزشکی ثبت کرد.

3-D [اسم]
اجرا کردن

فیلم سه‌بعدی

Ex: The 3-D was impressive , making the scenes look realistic .

3-D چشمگیر بود و صحنه‌ها را واقعی نشان می‌داد.

sitcom [اسم]
اجرا کردن

سریال کمدی موقعیت

Ex: The sitcom follows a group of friends living in New York City .

سیتکام گروهی از دوستان را دنبال می‌کند که در شهر نیویورک زندگی می‌کنند.

drama [اسم]
اجرا کردن

تئاتر

Ex: The drama we saw at the theater was deeply moving .

درامایی که در تئاتر دیدیم بسیار تکان دهنده بود.

to download [فعل]
اجرا کردن

دانلود کردن

Ex: The website allows users to download free music .

وب‌سایت به کاربران اجازه می‌دهد موسیقی رایگان دانلود کنند.

cartoon [اسم]
اجرا کردن

کارتون

Ex: The new cartoon on TV is loved by both kids and adults .

کارتون جدید در تلویزیون مورد علاقه هر دو بچه ها و بزرگسالان است.

surprised [صفت]
اجرا کردن

متعجب

Ex: She looked surprised when they threw her a birthday party .

او متعجب به نظر می‌رسید وقتی برایش جشن تولد گرفتند.

exciting [صفت]
اجرا کردن

هیجان‌انگیز

Ex: The soccer game was very exciting , with both teams scoring in the final minutes .

بازی فوتبال بسیار هیجان‌انگیز بود، با هر دو تیم در دقایق پایانی گل زدند.

relaxing [صفت]
اجرا کردن

آرامش‌بخش

Ex: Spending the afternoon by the peaceful lake was relaxing, allowing her to unwind and recharge.

گذراندن بعدازظهر کنار دریاچه آرامش‌بخش آرامش‌بخش بود، به او اجازه داد تا استراحت کند و انرژی بگیرد.

relaxed [صفت]
اجرا کردن

آسوده‌خاطر

Ex: With a good book in hand and a cup of tea , he spent the afternoon feeling relaxed in his favorite armchair .
excited [صفت]
اجرا کردن

هیجان‌زده

Ex: The crowd was excited to watch the fireworks display on New Year 's Eve .

جمعیت برای تماشای نمایش آتش‌بازی در شب سال نو هیجان‌زده بود.

tiring [صفت]
اجرا کردن

خسته‌کننده

Ex: The tiring day of sightseeing left them longing for a good night 's sleep .

روز خسته‌کننده گردشگری آن‌ها را مشتاق یک شب خواب خوب گذاشت.

tired [صفت]
اجرا کردن

خسته

Ex: The nurse was tired but continued her shift to care for the patients .

پرستار خسته بود اما شیفت خود را برای مراقبت از بیماران ادامه داد.

boring [صفت]
اجرا کردن

خسته‌کننده

Ex: The movie was boring and I fell asleep halfway through it .

فیلم خسته‌کننده بود و من وسط آن خوابم برد.

bored [صفت]
اجرا کردن

خسته و بی‌حوصله

Ex: He 's bored because he has nothing to do at home .

او حوصله‌اش سر رفته چون در خانه کاری برای انجام دادن ندارد.

interesting [صفت]
اجرا کردن

جالب

Ex: The museum had many interesting exhibits .

موزه نمایشگاه‌های جالب زیادی داشت.

interested [صفت]
اجرا کردن

علاقمند

Ex: Are you interested in joining us for dinner ?

آیا به پیوستن به ما برای شام علاقه‌مند هستید؟

surprising [صفت]
اجرا کردن

تعجب‌برانگیز

Ex: His sudden decision to quit his job was quite surprising .

تصمیم ناگهانی او برای ترک شغلش کاملاً تعجب‌آور بود.

frightening [صفت]
اجرا کردن

ترسناک

Ex: The frightening noise made her jump .

صدای ترسناک باعث شد او بپرد.

frightened [صفت]
اجرا کردن

وحشت‌زده

Ex: She felt frightened when she heard strange noises outside her window .

وقتی صداهای عجیبی بیرون پنجره شنید، احساس ترس کرد.

annoying [صفت]
اجرا کردن

آزاردهنده

Ex: The annoying delay in public transportation made commuters late for work .

تأخیر آزاردهنده در حمل و نقل عمومی باعث شد مسافران به محل کار دیر برسند.

annoyed [صفت]
اجرا کردن

آزرده

Ex: I 'm annoyed that they canceled at the last minute .
worrying [صفت]
اجرا کردن

نگران‌کننده

Ex: The worrying prospect of job layoffs in the company made employees uneasy about their future .

چشم‌انداز نگران‌کننده اخراج از کار در شرکت، کارمندان را نسبت به آینده‌شان نگران کرد.

worried [صفت]
اجرا کردن

نگران

Ex: They were worried about their health , feeling anxious about the results of their medical tests .

آنها درباره سلامتی خود نگران بودند، احساس اضطراب درباره نتایج آزمایش‌های پزشکی خود داشتند.

television [اسم]
اجرا کردن

تلویزیون

Ex: We bought a new television with 4 K resolution .

ما یک تلویزیون جدید با وضوح 4K خریدیم.