کتاب 'فور کرنرز' 4 - واحد 9 درس ب
در اینجا واژگان از واحد 9 درس B در کتاب درسی Four Corners 4 را پیدا خواهید کرد، مانند "عدم احتمال"، "شکاک"، "شک"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
the likelihood or chance of an event occurring or being true

احتمال
بر اساس پیشبینی هوا، احتمال بارندگی فردا زیاد است.
the quality or state of being unlikely to happen or be true

امکان ناپذیری, عدم احتمال
او از نامحتمل بودن دیدار تصادفی آنها شگفت زده شد.
either of two children born at the same time to the same mother

دوقلو
من و دوقلویم هر دو به نام پدربزرگ و مادربزرگمان نامگذاری شدیم.
to change and become stronger or more advanced

توسعه یافتن, رشد کردن
با پیشرفت بیماری، علائم ممکن است به اشکال شدیدتری توسعه یابند.
a thing or fact that is known and seen by only one person or a few people and hidden from others

راز
سازمان برای افشای اسرار دولتی که از عموم پنهان شدهاند، کار میکند.
different or better than what is normal

خاص, ویژه، بهخصوص
تیم سخت کار کرد تا یک تجربه ویژه برای مهمانانشان ایجاد کند.
to not believe or trust in something's truth or accuracy

شک داشتن, تردید داشتن
هیئت منصفه در حال حاضر به اعتبار شاهد شک دارد.
having doubts about something's truth, validity, or reliability

دیرباور, شکاک، نامطمئن
کارآگاه موضع شکاکی نسبت به داستان غیرمحتمل شاهد گرفت.
to a degree that is high but not very high

نسبتاً, تقریباً
او نسبتاً مطمئن است که کلیدهایش را روی پیشخوان آشپزخانه گذاشته است.
having a high possibility of happening or being true based on available evidence or circumstances

محتمل, احتمالی
اقتصاددان پیشبینی میکند که احتمال افزایش نرخ تورم در سهماهه آینده وجود دارد.
(of a person) uncertain or hesitant about something

مردد
او به نظر مشکوک در مورد تصمیم بود، مطمئن نبود که آیا انتخاب درستی بوده است.
having a low chance of happening or being true

بعید, غیر محتمل
با توجه به پیشرفت فعلی، بعید است که آنها پروژه را به موقع به پایان برسانند.
the nonverbal communication of thoughts, feelings, or intentions through physical gestures, posture, facial expressions, and movements

زبان بدن
زبان بدن معلم نشان میداد که او از کلاس پرسر و صدا ناامید شده است.
a strong feeling such as love, anger, etc.

احساس, عاطفه
چشمانش پر از اشک شد در حالی که موجی از احساسات بر او غلبه کرد.
the way in which a person's hair is arranged or cut

مدل مو
مدل موی جدیدش به او ظاهری مدرنتر بخشید.
the ability of mind to keep and remember past events, people, experiences, etc.

حافظه
مطالعه و خواب برای بهبود حافظه مهم هستند.
a series of images, feelings, or events happening in one's mind during sleep

رؤیا
رویای او آنقدر واقعی بود که با احساس سردرگمی از خواب بیدار شد.
a way of communicating emotions or attitudes through movements and positions of the face, such as smiling, frowning, or raising eyebrows

بیان چهره, حالت چهره
او سعی کرد خشم خود را پنهان کند، اما حالت چهره اش او را لو داد.
the way a person speaks, including how high or low their voice is, how loud or soft they speak, and the feelings they convey through their voice
