کتاب 'فیس تو فیس' متوسطه - واحد 3 - 3B
در اینجا واژگان از واحد 3 - 3B در کتاب درسی Face2Face Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "کروز"، "مستقل"، "تعطیلات بسته" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
without anyone else to support or accompany one

به تنهایی, بدون کمک
to enter or reach a location

وارد شدن, داخل شدن
او نتوانست کلیدهایش را برای ورود به آپارتمانش پیدا کند.
to leave somewhere such as a room, building, etc.

بیرون رفتن, خارج شدن
بچهها نمیتوانند صبر کنند تا از خانه بیرون بروند و در باغ بازی کنند.
a journey that you take for fun or a particular reason, generally for a short amount of time

سفر
او چمدانهایش را برای یک سفر کاری یک هفتهای برای شرکت در یک کنفرانس بست.
to return to a place, state, or condition

برگشتن, بازگشتن
او قول داد که بعد از جلسه به دفتر برگردد.
directed, controlled, or assisted by someone or something to follow a specific path or achieve a goal

همراه با راهنما
او یک فرآیند هدایتشده را برای بهبود مهارتهای ارائه خود دنبال کرد.
a journey for pleasure, during which we visit several different places

گردشگری
این زوج برای جشن گرفتن سالگرد ازدواجشان به یک تور در سراسر اروپا رفتند.
without being subject to outside control or influence

بهطور مستقل, بهطور جداگانه
هر منطقه منابع خود را مستقل مدیریت میکند تا با نیازهای محلی سازگار شود.
the act of travelling between two or more places, especially when there is a long distance between them

سفر
سفر طولانی با قطار زمان کافی برای تأمل و دروننگری فراهم کرد.
the most luxurious seats on a plane, ship, or train

صندلی درجه یک (هواپیما، قطار و...)
کابینهای درجه یک کشتی کروز با بالکن خصوصی و سرویس پیشخدمت همراه بود.
a category of travel service offered by airlines, trains, etc., that is better than economy but not as luxurious as first class, particularly for those traveling on business

کلاس تجاری (هواپیما، قطار و...), بیزنس کلاس
مسافران در کلاس تجاری معمولاً صندلیهای بزرگتر و فضای بیشتری برای پاها دارند.
the cheapest accommodations on an airplane or train

کلاس اقتصادی (سفر), درجه اقتصادی
صندلیهای کلاس اکونومی فشرده اما به اندازه کافی برای پرواز کوتاه راحت بودند.
a journey taken by a ship for pleasure, especially one involving several destinations

کشتیرانی, قایقرانی
او از سرگرمیهای روی کشتی و گزینههای غذاخوری در طول کروز خود به آلاسکا لذت برد، در حالی که مناظر خیرهکننده را از عرشه تحسین میکرد.
at a specific, immediate location

اینجا, به اینجا
او دیروز کیفش را اینجا گذاشت.
at a place that is not where the speaker is

آنجا, به آنجا
لطفاً آنجا کنار در بایستید.
in the company of or in proximity to another person or people

با هم
کودکان با هم در جلوی کلاس نشستند.
in a way that involves each person or item acting or being considered on its own

بهصورت جداگانه
خواهر و برادرها جداگانه مصاحبه شدند تا از تأثیرگذاری بر پاسخهای یکدیگر جلوگیری شود.
to enter a bus, ship, airplane, etc.

سوار شدن (قطار، اتوبوس و غیره)
او برای رفت و آمد روزانهاش سوار قطار شد.
to leave a bus, train, airplane, etc.

پیاده شدن (از اتوبوس، قطار و غیره)
او توانست درست به موقع از قایقی که در حال غرق شدن بود پیاده شود.
a large vehicle that carries many passengers by road

اتوبوس
اتوبوس دقیقاً به موقع رسید، بنابراین مجبور نبودم زیاد منتظر بمانم.
a winged flying vehicle driven by one or more engines

هواپیما
ما بلیطهای یک هواپیما به پاریس برای هفته آینده رزرو کردیم.
a series of connected carriages that travel on a railroad, often pulled by a locomotive

قطار
من قطارم را از دست دادم، بنابراین مجبور شدم سوار بعدی شوم.
a car that has a driver whom we pay to take us to different places

تاکسی
من یک تاکسی گرفتم تا مرا به فرودگاه ببرد.
a type of vacation where one buys one's flights, accommodation, and sometimes even activities all at once, often at a cheaper price

تور مسافرتی با خدمات کامل
تعطیلات پکیجی شامل یک تور راهنمایی از جاذبههای اصلی شهر بود.
