کتاب 'اینترچنج' مبتدی - واحد 3 - بخش 1

در اینجا شما واژگان از واحد 3 - بخش 1 در کتاب دوره Interchange Beginner را پیدا خواهید کرد، مانند "از"، "شهر"، "دختر"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینترچنج' مبتدی
from [حرف اضافه]
اجرا کردن

از (اشاره به مبدأ مکانی)

Ex: She hails from a small town in the Midwest .

او از یک شهر کوچک در میدوست می‌آید.

country [اسم]
اجرا کردن

کشور

Ex: The country celebrated its independence with a grand parade and fireworks .

کشور استقلال خود را با رژه بزرگ و آتش بازی جشن گرفت.

Brazil [اسم]
اجرا کردن

برزیل

Ex: Brazil is the largest country in South America , both in terms of land area and population .

برزیل بزرگترین کشور در آمریکای جنوبی است، هم از نظر مساحت و هم از نظر جمعیت.

China [اسم]
اجرا کردن

چین

Ex: China has a diverse landscape that ranges from mountains and deserts to lush forests and vibrant cities .

چین دارای مناظر متنوعی است که از کوه‌ها و بیابان‌ها تا جنگل‌های سرسبز و شهرهای پرجنب‌وجوش گسترده شده است.

Egypt [اسم]
اجرا کردن

مصر

Ex: She 's studying the history of Egypt at university .

او در دانشگاه تاریخ مصر را مطالعه می‌کند.

India [اسم]
اجرا کردن

هند

Ex: She visited India to see the Taj Mahal .

او برای دیدن تاج‌محل از هند بازدید کرد.

japan [اسم]
اجرا کردن

ژاپن

Ex:

ژاپن خانه چندین میراث جهانی یونسکو است، از جمله معابد و زیارتگاه‌های تاریخی کیوتو.

Mexico [اسم]
اجرا کردن

مکزیک

Ex: The colorful festivals in Mexico , such as Dia de los Muertos , celebrate the country ’s traditions and pay homage to loved ones who have passed away .

جشنواره‌های رنگارنگ در مکزیک، مانند دیا د لوس موئرتوس، سنت‌های کشور را جشن می‌گیرند و به عزیزان از دست رفته ادای احترام می‌کنند.

city [اسم]
اجرا کردن

شهر

Ex: This city is known for its diverse population and multicultural atmosphere .

این شهر به خاطر جمعیت متنوع و فضای چندفرهنگی‌اش معروف است.

large [صفت]
اجرا کردن

بزرگ

Ex: The restaurant served large portions of food , ensuring customers left feeling satisfied .

رستوران وعده‌های بزرگ غذا سرو می‌کرد، اطمینان حاصل می‌کرد که مشتریان با احساس رضایت ترک کنند.

New York [اسم]
اجرا کردن

نیویورک

Ex: New York has a vibrant arts and theater scene .

نیویورک دارای صحنه‌های هنری و تئاتر پرجنب‌وجوش است.

family [اسم]
اجرا کردن

خانواده

Ex: My sister is my best friend and we do everything together as a family .

خواهرم بهترین دوست من است و ما همه چیز را با هم به عنوان یک خانواده انجام می‌دهیم.

originally [قید]
اجرا کردن

در آغاز

Ex: The phrase was originally coined by Shakespeare .

این عبارت در اصل توسط شکسپیر ابداع شد.

language [اسم]
اجرا کردن

زبان

Ex: She takes language classes to enhance her communication skills .

او کلاس‌های زبان می‌رود تا مهارت‌های ارتباطی خود را بهبود بخشد.

first [صفت]
اجرا کردن

اول

Ex: She was his first wife .

او اولین همسرش بود.

it [ضمیر]
اجرا کردن

او (غیر انسان)

Ex: The cat loves chasing after the laser pointer ; it provides hours of entertainment .

گربه عاشق تعقیب نشانگر لیزری است؛ آن ساعت‌ها سرگرمی فراهم می‌کند.

we [ضمیر]
اجرا کردن

ما

Ex: Shall we go for a walk in the park ?

آیا ما به پارک برویم؟

they [ضمیر]
اجرا کردن

آنها

Ex: They are the ones responsible for organizing the event .

آنها کسانی هستند که مسئول سازماندهی رویداد هستند.

that [ضمیر]
اجرا کردن

آن

Ex: That must be the package I ordered .

آن باید بسته‌ای باشد که سفارش داده‌ام.

who [ضمیر]
اجرا کردن

چه‌کسی

Ex: Who is responsible for organizing the event ?

چه کسی مسئول سازماندهی رویداد است؟

sister [اسم]
اجرا کردن

خواهر

Ex: We used to argue a lot when we were younger , but my sister and I get along much better now .

وقتی جوان‌تر بودیم خیلی بحث می‌کردیم، اما حالا من و خواهرم خیلی بهتر با هم کنار می‌آییم.

pretty [صفت]
اجرا کردن

زیبا

Ex: The woman had a pretty and delicate voice that was pleasant to listen to .

زن صدایی زیبا و ظریف داشت که گوش دادن به آن لذت بخش بود.

to call [فعل]
اجرا کردن

نامیدن

Ex: We decided to call our new puppy Max .

ما تصمیم گرفتیم توله سگ جدیدمان را ماکس بنامیم.

beautiful [صفت]
اجرا کردن

زیبا

Ex: The actress is known for her beautiful smile .

بازیگر به خاطر لبخند زیبای خود معروف است.

how [قید]
اجرا کردن

چطور

Ex:

چگونه یک ایمیل رسمی بنویسیم؟

old [صفت]
اجرا کردن

ساله (برای بیان سن)

Ex: The building is a hundred years old and has been recently renovated .

ساختمان صد سال قدیمی است و اخیراً بازسازی شده است.

nice [صفت]
اجرا کردن

خوب

Ex: The store offers a selection of nice products that last longer .

فروشگاه مجموعه‌ای از محصولات خوب را ارائه می‌دهد که دوام بیشتری دارند.

shy [صفت]
اجرا کردن

خجالتی

Ex: He is shy , but he never hesitates to help others in need .

او خجالتی است، اما هرگز در کمک به دیگران نیازمند تردید نمی‌کند.

kind [صفت]
اجرا کردن

مهربان

Ex: She 's always kind to everyone she meets .

او همیشه با همه کسانی که ملاقات می‌کند مهربان است.

little [صفت]
اجرا کردن

کوچک

Ex: The little bird chirped softly outside the window , adding melody to the morning .

پرنده کوچک به نرمی بیرون پنجره آواز خواند، به صبح ملودی افزود.

daughter [اسم]
اجرا کردن

فرزند دختر

Ex: Sarah 's daughter is an accomplished ballet dancer and has won several awards .

دختر سارا یک رقصنده باله accomplished است و چندین جایزه برنده شده است.

cute [صفت]
اجرا کردن

ناز

Ex: The cute girl had big , expressive eyes and a button nose .

دختر ناز چشمانی بزرگ و بیانگر و بینی دکمه‌ای داشت.

smart [صفت]
اجرا کردن

باهوش

Ex: The smart kid always finishes his homework quickly .

بچه باهوش همیشه تکالیفش را سریع تمام می‌کند.

eleven [عدد]
اجرا کردن

یازده

Ex: I have eleven marbles in my collection .

من یازده تیله در مجموعه‌ام دارم.

twelve [عدد]
اجرا کردن

دوازده

Ex: Look at the twelve stars in the night sky .

به دوازده ستاره در آسمان شب نگاه کنید.

اجرا کردن

ایالات متحده (آمریکا)

Ex: She plans to visit the United States next summer to see New York and California .

او قصد دارد تابستان آینده برای دیدن نیویورک و کالیفرنیا از ایالات متحده دیدن کند.

thirteen [عدد]
اجرا کردن

سیزده

Ex: Look at the thirteen flowers in the garden .

به سیزده گل در باغ نگاه کنید.