کتاب 'فیس تو فیس' فوق متوسط - واحد 7 - 7C

در اینجا واژگان از واحد 7 - 7C در کتاب درسی Face2Face Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "overestimate"، "self-reliant"، "misuse"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فیس تو فیس' فوق متوسط
اجرا کردن

دست بالا گرفتن

Ex: It ’s easy to overestimate how much control you have in unpredictable situations .

بیش‌ازحد تخمین زدن میزان کنترلی که در موقعیت‌های غیرقابل پیش‌بینی دارید آسان است.

اجرا کردن

دانشجوی تحصیلات تکمیلی

Ex: The postgraduate community at the university is vibrant , with students from all over the world .

جامعه تحصیلات تکمیلی در دانشگاه پرجنب و جوش است، با دانشجویانی از سراسر جهان.

اجرا کردن

ارزش چیزی را دست کم گرفتن

Ex: She felt that society undervalued her efforts , despite the long hours she put in .

او احساس می‌کرد که جامعه ارزش کمتری به تلاش‌هایش می‌دهد، علیرغم ساعات طولانی که صرف کرده بود.

اجرا کردن

نامنطبق با اصول علمی

Ex: They unscientifically dismissed the evidence , favoring their own beliefs instead .

آنها شواهد را به شیوه‌ای غیرعلمی رد کردند و در عوض به باورهای خود ترجیح دادند.

to redefine [فعل]
اجرا کردن

مفهوم جدیدی دادن

Ex: She worked hard to redefine the role of women in the workplace .

او سخت کار کرد تا نقش زنان در محیط کار را دوباره تعریف کند.

اجرا کردن

خودکفا

Ex: She admired his self-reliant attitude , always finding solutions to problems on his own .

او از نگرش خودکفای او تحسین می‌کرد، همیشه راه‌حل‌هایی برای مشکلات به تنهایی پیدا می‌کرد.

to misuse [فعل]
اجرا کردن

سوءاستفاده کردن

Ex:

برخی از افراد به طور ناخواسته از کلمات سوء استفاده می‌کنند، که منجر به سوء تفاهم در ارتباطات می‌شود.

اجرا کردن

مخالف انرژی هسته‌ای

Ex: The country adopted an anti-nuclear policy following the disaster at the reactor .

کشور پس از فاجعه در راکتور، سیاست ضد هسته‌ای را اتخاذ کرد.

اجرا کردن

چندملیتی

Ex: Multinational banks offer financial services to clients across different countries .

بانک‌های چندملیتی خدمات مالی به مشتریان در کشورهای مختلف ارائه می‌دهند.

preview [اسم]
اجرا کردن

پیش‌نمایش

Ex: A special preview of the upcoming season aired on television last night .

یک پیش‌نمایش ویژه از فصل آینده شب گذشته از تلویزیون پخش شد.