کتاب 'فیس تو فیس' فوق متوسط - واحد 10 - 10A

در اینجا واژگان واحد 10 - 10A در کتاب درسی Face2Face Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "خانوار"، "دیگ بخار"، "تزئین" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فیس تو فیس' فوق متوسط
household [اسم]
اجرا کردن

خانوار

Ex: She runs a busy household , balancing her job and taking care of her elderly parents .

او یک خانوار پر مشغله را مدیریت می‌کند، بین کارش و مراقبت از والدین سالخورده‌اش تعادل برقرار می‌کند.

to change [فعل]
اجرا کردن

تغییر دادن

Ex: We changed our travel plans and decided to do something different this year .

ما برنامه‌های سفرمان را تغییر دادیم و تصمیم گرفتیم امسال کار متفاوتی انجام دهیم.

battery [اسم]
اجرا کردن

باتری

Ex: He always carries spare batteries for his camera during outdoor adventures .

او همیشه باتری یدکی برای دوربینش در ماجراجویی‌های فضای باز همراه دارد.

leak [اسم]
اجرا کردن

درز

Ex: Engineers detected a leak in the oil pipeline .

مهندسان یک نشت در خط لوله نفت تشخیص دادند.

light bulb [اسم]
اجرا کردن

لامپ

Ex: They installed smart light bulbs that could be controlled remotely via a smartphone app .

آن‌ها لامپ‌های هوشمندی نصب کردند که از طریق یک برنامه گوشی هوشمند از راه دور کنترل می‌شدند.

to put up [فعل]
اجرا کردن

قرار دادن

Ex: I 'll put up a banner to welcome guests to the party .

من یک بنر نصب می‌کنم تا از مهمانان در مهمانی استقبال کنم.

shelf [اسم]
اجرا کردن

قفسه

Ex: The bathroom shelf is stocked with towels , toiletries , and other essentials .

قفسه حمام با حوله ها، لوازم بهداشتی و دیگر ملزومات پر شده است.

tile [اسم]
اجرا کردن

کاشی

Ex: The interior designer recommended subway tiles for the backsplash in the modern kitchen renovation .

طراح داخلی کاشی‌های مترو را برای پشت‌کار در بازسازی آشپزخانه مدرن توصیه کرد.

lighting [اسم]
اجرا کردن

روشنایی

Ex: He adjusted the lighting in his office to reduce eye strain .

او روشنایی را در دفتر خود تنظیم کرد تا فشار چشم را کاهش دهد.

اجرا کردن

دزدگیر

Ex: The burglar alarm system is designed to protect the building from unauthorized entry .

سیستم هشدار دزدگیر برای محافظت از ساختمان در برابر ورود غیرمجاز طراحی شده است.

duvet [اسم]
اجرا کردن

لحاف

Ex: The luxurious hotel room had a fluffy duvet and soft pillows for a comfortable stay .

اتاق هتل لوکس دارای پتو نرم و بالش‌های نرم برای اقامتی راحت بود.

to fix [فعل]
اجرا کردن

تعمیر کردن

Ex: She successfully fixed the malfunctioning computer .

او با موفقیت کامپیوتر خراب را تعمیر کرد.

roof [اسم]
اجرا کردن

سقف

Ex: She sat on the roof of her car to enjoy a picnic under the stars .

او روی سقف ماشینش نشست تا از یک پیک نیک زیر ستاره‌ها لذت ببرد.

key [اسم]
اجرا کردن

کلید

Ex: They needed to have the key duplicated for the new employee .

آنها نیاز داشتند که کلید را برای کارمند جدید کپی کنند.

to check [فعل]
اجرا کردن

بررسی کردن

Ex: He checked the map to confirm the route .

او نقشه را بررسی کرد تا مسیر را تأیید کند.

tyre [اسم]
اجرا کردن

لاستیک چرخ

Ex: He noticed a flat tyre and pulled over to the side of the road to change it .

او متوجه یک تایر پنچر شد و به کنار جاده کشید تا آن را عوض کند.

oil [اسم]
اجرا کردن

روغن

Ex:

روغن نارگیل اغلب به خاطر طعم منحصر به فردش در پخت و پز استفاده می‌شود.

to decorate [فعل]
اجرا کردن

تزئین کردن

Ex: The interior designer suggested using accent rugs to decorate the hardwood floors .

طراح داخلی پیشنهاد کرد از فرش‌های تزئینی برای تزئین کف‌پوش‌های چوبی استفاده شود.

flat [اسم]
اجرا کردن

آپارتمان

Ex: After moving into her new flat , she spent the weekend unpacking and decorating her space .

بعد از نقل مکان به آپارتمان جدیدش، او آخر هفته را به باز کردن وسایل و تزئین فضای خود گذراند.

room [اسم]
اجرا کردن

اتاق

Ex: I have a big room with a window .

من یک اتاق بزرگ با پنجره دارم.

bath [اسم]
اجرا کردن

حمام

Ex: Our cat hates having a bath .

گربه ما از گرفتن حمام متنفر است.

to replace [فعل]
اجرا کردن

جایگزین شدن

Ex: With the rise of online streaming services , cable television is slowly being replaced by digital alternatives .

با ظهور سرویس‌های استریمینگ آنلاین، تلویزیون کابلی به آرامی توسط جایگزین‌های دیجیتالی جایگزین می‌شود.

lock [اسم]
اجرا کردن

قفل

Ex: He fiddled with the lock on the gate until it finally opened .

او با قفل دروازه بازی کرد تا اینکه بالاخره باز شد.

window [اسم]
اجرا کردن

پنجره

Ex: She waved to her friend from the window as they walked by .

او از پنجره به دوستش دست تکان داد در حالی که آنها رد می‌شدند.

اجرا کردن

خشک‌شویی کردن

Ex:

من برای از بین بردن لکه‌های زمستانی، کتم را خشک‌شویی کردم.

floor [اسم]
اجرا کردن

کف

Ex: She covered the floor with a colorful carpet .

او کف را با یک فرش رنگارنگ پوشاند.

suite [اسم]
اجرا کردن

سوئیت

Ex: The hotel offered complimentary breakfast and concierge services for all guests staying in a suite .

هتل صبحانه رایگان و خدمات کانسیرژ را برای تمام مهمانانی که در یک سوئیت اقامت داشتند ارائه می‌داد.

to cut [فعل]
اجرا کردن

بریدن

Ex: She cuts the fruit into bite-sized pieces for a fruit salad .

او میوه‌ها را برای سالاد میوه به تکه‌های به اندازه یک لقمه می‌برد.

wood [اسم]
اجرا کردن

چوب

Ex: The woodpecker was busy pecking at the old wood .

دارکوب مشغول نوک زدن به چوب قدیمی بود.

car [اسم]
اجرا کردن

خودرو

Ex: They are selling their old car and buying a new one .

آنها ماشین قدیمی خود را می‌فروشند و یک ماشین جدید می‌خرند.

clothes [اسم]
اجرا کردن

لباس

Ex: She received many compliments on her stylish clothes .

او برای لباس‌های شیکش تعریف‌های زیادی دریافت کرد.

boiler [اسم]
اجرا کردن

دیگ بخار

Ex: The factory relies on a high-pressure boiler to generate steam for production .

کارخانه به دیگ بخار فشار بالا برای تولید بخار برای تولید متکی است.