کتاب 'فیس تو فیس' فوق متوسط - واحد 11 - 11B

در اینجا واژگان واحد 11 - 11B در کتاب درسی Face2Face Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند 'شاخه'، 'به دست گرفتن'، 'گسترش دادن'، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فیس تو فیس' فوق متوسط
to close [فعل]
اجرا کردن

بسته شدن

Ex: With a gentle push , the window closed tightly , sealing out the draft .

با یک فشار ملایم، پنجره محکم بسته شد و از ورود جریان هوا جلوگیری کرد.

branch [اسم]
اجرا کردن

شعبه

Ex: She was promoted to manager of the local branch after working there for five years .

او پس از پنج سال کار در آنجا به مدیر شعبه محلی ارتقا یافت.

اجرا کردن

برعهده گرفتن

Ex:

سرپرست برنامه آموزشی تیم را به عهده می‌گیرد.

to get out [فعل]
اجرا کردن

بیرون رفتن

Ex:

وقت آن است که از دفتر خارج شوید؛ روز کاری به پایان رسیده است.

company [اسم]
اجرا کردن

شرکت

Ex: The company expanded its business to European markets .

شرکت کسب و کار خود را به بازارهای اروپایی گسترش داد.

to go into [فعل]
اجرا کردن

وارد شدن به

Ex: She knew she had to go into academia to pursue her passion for research and teaching .

او می‌دانست که باید وارد دنیای آکادمیک شود تا به علاقه‌اش به تحقیق و تدریس بپردازد.

to expand [فعل]
اجرا کردن

گسترش یافتن

Ex: As the economy improved , opportunities for employment expanded , offering hope to those seeking jobs .

با بهبود اقتصاد، فرص شغلی گسترش یافتند، به کسانی که به دنبال کار بودند امید دادند.

to do [فعل]
اجرا کردن

انجام دادن

Ex:

با دست‌هایت چه کردی؟

to set up [فعل]
اجرا کردن

برپا کردن

Ex: The government is planning to set up programs to address unemployment .

دولت برنامه‌هایی را برای مقابله با بیکاری برپا می‌کند.

bankrupt [صفت]
اجرا کردن

ورشکسته

Ex: After losing everything in a failed business venture , he was declared bankrupt .

پس از از دست دادن همه چیز در یک سرمایه‌گذاری ناموفق، او ورشکسته اعلام شد.

to import [فعل]
اجرا کردن

وارد کردن

Ex: The technology sector relies on importing electronic components for device production .

بخش فناوری به واردات قطعات الکترونیکی برای تولید دستگاه‌ها متکی است.

product [اسم]
اجرا کردن

محصول

Ex: Consumers are increasingly demanding eco-friendly products .

مصرف‌کنندگان به طور فزاینده‌ای محصولات دوستدار محیط زیست را تقاضا می‌کنند.

country [اسم]
اجرا کردن

کشور

Ex: The country celebrated its independence with a grand parade and fireworks .

کشور استقلال خود را با رژه بزرگ و آتش بازی جشن گرفت.

to export [فعل]
اجرا کردن

صادر کردن

Ex: Technology companies frequently export electronic devices to various countries .

شرکت‌های فناوری اغلب دستگاه‌های الکترونیکی را به کشورهای مختلف صادر می‌کنند.

to run [فعل]
اجرا کردن

اداره کردن

Ex: Employees hope for changes in how the company is run .

کارمندان امیدوار به تغییراتی در نحوه مدیریت شرکت هستند.

chain [اسم]
اجرا کردن

فروشگاه‌های زنجیره‌ای

Ex:

بسیاری از مشتریان راحتی خرید از فروشگاه‌های زنجیره‌ای را ترجیح می‌دهند.

اجرا کردن

to earn more money than what was initially spent or invested

Ex: Some entrepreneurs start businesses with the goal of making a profit while pursuing their passion .
to [make] a loss [عبارت]
اجرا کردن

to lose money in a business or financial situation

Ex: They made a loss on their investment in the stock market .