کتاب 'اینترچنج' پیشمتوسطه - واحد 8 - بخش 1
در اینجا واژگان از واحد 8 - بخش 1 در کتاب درسی Interchange Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند 'خشکشویی'، 'ورود به'، 'منطقه'، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
the area around someone, somewhere, or something

محله
املاک و مستغلات در محله لس آنجلس معمولاً در بالاترین سطح بازار قرار دارد.
the part of space where someone or something is or they should be

مکان, جا
من برای کشف مکانهای جدید در تعطیلاتم هیجانزده هستم.
something that a person spends time doing, particularly to accomplish a certain purpose

فعالیت, کار
پیادهروی در پارک یک فعالیت آرامشبخش در فضای باز است.
a store where clothing items, such as shirts, pants, dresses, and accessories, are sold to customers

لباسفروشی
فروشگاه لباس حراجی روی لباسهای تابستانی داشت.
a store in which food and necessary household items are sold

خواربارفروشی, سوپرمارکت
فروشگاه مواد غذایی صبح شنبه شلوغ بود.
the thin thread-like things that grow on our head

مو
او برای مصاحبه ژل به موهایش زد تا آن را آرایش کند.
a place where hairdressing, makeup and other cosmetic services are done professionally

سالن (زیبایی)
سالن مجموعهای از خدمات را ارائه میدهد، از جمله فیشیال و مانیکور.
a facility where coin-operated washing machines and dryers are available to customers

رختشویخانه
خشکشویی بعدازظهر یکشنبه شلوغ بود.
a stand or stall on a street, etc. where newspapers, magazines, and sometimes books are sold

دکه روزنامهفروشی, کیوسک
دکه روزنامهفروشی در گوشه خیابان انواع مختلفی از مجلهها را میفروشد.
a very large, often roofless, structure where sports events, etc. are held for an audience

ورزشگاه, استادیوم
کنسرتها و رویدادهای ورزشی بزرگ اغلب جمعیت زیادی را به استادیوم میکشانند و جوّی پرانرژی ایجاد میکنند.
a public place where a wireless Internet connection is made available

مکانی عمومی مجهز به اینترنت برای کاربران
دستگاههای همراه میتوانند به عنوان هات اسپات شخصی برای ارائه اتصال اینترنت در حال حرکت استفاده شوند.
a particular style or shape in which someone's hair is cut

مدل مو
مدل موی او در کنارهها کوتاه و در بالا بلندتر بود.
the styles and trends of clothing, accessories, makeup, and other items that are popular in a certain time and place

مد, مدسازی
مد دهه 80 به خاطر رنگهای جسورانه و سبکهای نمایشی معروف بود.
a type of small restaurant where people can drink coffee, tea, etc. and usually eat light meals too

کافیشاپ
من معمولاً قهوه صبحگاهیام را از کافیشاپ کنار دفترم میگیرم.
a pharmacy that sells medicines and also other types of goods, for example toiletries

داروخانه
او داروی سرماخوردگی را از نزدیکترین داروخانه خرید.
a place that sells fuel for cars, buses, bikes, etc.

جایگاه سوخت, پمپبنزین
پمپ بنزین واقع در گوشه، برای راحتی 24 ساعت باز است.
a place in which collections of books and sometimes newspapers, movies, music, etc. are kept for people to read or borrow

کتابخانه
شما میتوانید رمانها، دیویدیها و مجلهها را از کتابخانه امانت بگیرید.
a place where we can send letters, packages, etc., or buy stamps

اداره پست
من به دفتر پست رفتم تا یک بسته برای دوستم پست کنم.
to begin to live in a new house or work in a new office

به جایی نقلمکان کردن
پس از اتمام ساخت، تیم میتواند به استودیوی جدید منتقل شود.
on the opposite side of a given area or location

آنطرف, آنسو
او به دوستش از آن طرف اتاق دست تکان داد.
used to show that something exists or happens inside a space or area

در (حرف اضافه مکان), درون، داخل
کلیدها در کولهپشتی من هستند.
in contact with and upheld by a surface

روی, بر
بشقابها روی میز هستند.
in a position very close to someone or something

کنار, بغل
پارک کنار رودخانه قرار دارد و منظرهای زیبا ارائه میدهد.
not far from a place

نزدیک
پارک نزدیک خانه ماست، بنابراین اغلب برای پیادهروی عصر به آنجا میرویم.
near in distance

نزدیک
دو ساختمان آنقدر نزدیک هستند که سقفهایشان تقریباً به هم میرسند.
on the opposing side of a particular area from someone or something, often facing them

روبهرو, جلو
او روبهروی پنجره نشست، از منظره لذت میبرد.
in a position at the front part of someone or something else or further forward than someone or something

در مقابل, جلوی
مجسمه با غرور در مقابل موزه ایستاده است و با طراحی چشمگیر خود از بازدیدکنندگان استقبال میکند.
in or to the direction behind us

بهسوی عقب, in the direction behind us
او به عقب نگاه کرد تا ببیند آیا کسی او را دنبال میکند.
at the rear, far side, or back side of something

پشت
بچهها پشت سر دویدند وقتی زنگ برای زنگ تفریح به صدا درآمد.
in, into, or at the space that is separating two things, places, or people

بین, میان
بچهها بین درختهای پارک بازی تگ کردند.
a point or area at which two edges, sides, or lines meet

گوشه, کنج
او یک چراغ روی گوشه میز خود گذاشت تا نور اضافی فراهم کند.
a large store, divided into several parts, each selling different types of goods

مرکز تجاری, فروشگاه بزرگ
فروشگاه بزرگ همه چیز از وسایل الکترونیکی تا غذاهای گورمه را داشت، همه زیر یک سقف.
a place with special equipment that people go to exercise or play sports

باشگاه
باشگاه ورزشی بعد از کار شلوغ بود.
(of a device) having very small parts such as chips and obtaining power from electricity

الکترونیکی
شرکت سیستم امنیتی خود را با قفلهای الکترونیکی پیشرفته و دوربینهای نظارتی ارتقا داد.
a building where we give money to stay and eat food in when we are traveling

هتل
من مسواکم را فراموش کردم، بنابراین از کارکنان هتل درخواست جایگزینی کردم.
used to express an unspecified amount or number of something

مقداری, برخی، تعدادی
چند کلوچه در شیشه وجود دارد.
used to say that it does not matter which individual or amount from a group is chosen or referred to

هیچ
این بلیط در هر ساعتی از روز دسترسی میدهد.
the main business area of a city or town located at its center

مرکز شهر
مرکز شهر در طول روز پر جنب و جوش است اما در شب آرام است.
the most important street with many shops and stores in a town

خیابان اصلی
خیابانهای اصلی اغلب شلوغترین ترافیک را در شهرهای کوچک دارند.
a residential area outside a city

حومه
حومه شهر به خاطر مدارس عالی و پارک های مناسب برای خانواده شناخته شده است، که آن را به انتخاب محبوبی برای والدین جوان تبدیل می کند.
an area of a city or country with given official borders used for administrative purposes

منطقه, ناحیه
او در منطقه تاریخی زندگی میکند، که با ساختمانهای زیبایی که حفظ شدهاند احاطه شده است.
a machine that allows customers to perform financial transactions such as withdrawals, deposits, transfers, etc.

دستگاه خودپرداز
دستگاه خودپرداز به راحتی در خارج از بانک قرار دارد و دسترسی 24 ساعته را به مشتریان ارائه میدهد.
