محله
علیرغم فرصت شغلی در جای دیگر، او تمایلی به ترک محله خانوادهاش نداشت.
در اینجا واژگان از واحد 8 - بخش 1 در کتاب درسی Interchange Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند 'خشکشویی'، 'ورود به'، 'منطقه'، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
محله
علیرغم فرصت شغلی در جای دیگر، او تمایلی به ترک محله خانوادهاش نداشت.
مکان
کتابخانه مکان فوقالعادهای برای یافتن کتابهایی در موضوعات مختلف است.
فعالیت
خواندن کتابها یک فعالیت لذتبخش است که به گسترش دانش شما کمک میکند.
لباسفروشی
بسیاری از فروشگاههای لباس گزینههای خرید آنلاین را ارائه میدهند.
خواربارفروشی
او در یک فروشگاه مواد غذایی نیمه وقت کار میکند تا پول بیشتری به دست آورد.
مو
من نیاز به کوتاهی مو دارم چون موهایم خیلی بلند شدهاند.
سالن (زیبایی)
او بعدازظهر را در آرایشگاه گذراند تا برای عروسی آماده شود.
رختشویخانه
بسیاری از دانشجویان از خشکشویی نزدیک خوابگاه خود استفاده میکنند.
دکه روزنامهفروشی
آنها دکه روزنامهفروشی را پس از محبوبیت بیشتر اشتراکهای دیجیتال بستند.
ورزشگاه
همانطور که خورشید غروب میکرد، چراغهای استادیوم زمین را روشن کردند و شروع بازی بیسبال شب را اعلام کردند.
مکانی عمومی مجهز به اینترنت برای کاربران
لابی هتل خدمات رایگان هات اسپات وایفای را برای مهمانانی که در ملک اقامت دارند ارائه میدهد.
مدل مو
او از مدل موی جدید خوشش نیامد و تصمیم گرفت موهایش را دوباره بلند کند.
مد
مجله مد نکاتی درباره نحوه پوشش برای انواع مختلف اندام ارائه میدهد.
کافیشاپ
او در گوشهای از کافیشاپ نشسته بود و کتاب میخواند.
داروخانه
آنها یک برند کرم ضدآفتاب را که دوست داشتند در داروخانه محلی پیدا کردند.
جایگاه سوخت
آنها ماشین خود را در پمپ بنزین در حالی که سوخت گیری میکردند شستند.
کتابخانه
دیروز کتابهایی که از کتابخانه قرض گرفته بودم را پس دادم.
اداره پست
آنها خدمات پستی مختلفی مانند تحویل سریع و پست سفارشی را در دفتر پست ارائه میدهند.
به جایی نقلمکان کردن
نانوایی جدید هفته آینده به مغازه گوشه خواهد رفت.
آنطرف
قفسه کتاب روبهروی راهرو از اتاق خواب است.
کنار
استخر کنار سالن ورزشی در مرکز تفریحی قرار دارد.
نزدیک
او به شهر نزدیک نقل مکان کرد تا به محل کارش نزدیکتر باشد.
نزدیک
فاصله نزدیک صندلیها در سالن کنفرانس باعث میشد احساس تنگی کند.
روبهرو
آنها روبهروی هم ایستادند، برای بازی آماده میشدند.
در مقابل
سگ جلوی شومینه دراز کشید و از گرمای آن در یک شب سرد لذت برد.
بهسوی عقب
او به عقب برگشت تا به او کمی فضا بدهد.
بین
رودخانه بین دو صخره جریان دارد.
گوشه
او کاغذ را به دقت تا کرد، مطمئن شد که هر گوشه کاملاً تراز شده است.
مرکز تجاری
آنها در فروش تعطیلات در فروشگاه بزرگ محلی معاملات عالی پیدا کردند.
باشگاه
آنها کلاسهای یوگا در باشگاه ورزشی ارائه میدهند.
الکترونیکی
دستگاههای الکترونیکی مانند تلفنهای هوشمند و لپتاپها به ابزارهای ضروری برای کار و تفریح تبدیل شدهاند.
هتل
او یک اتاق در یک هتل ساحلی برای تعطیلات تابستانی خود رزرو کرد.
مقداری
بیایید چند ساندویچ برای ناهار درست کنیم.
مرکز شهر
آنها در طول بازدید خود ساختمانهای تاریخی و نشانههای مرکز شهر را کاوش کردند.
خیابان اصلی
بسیاری از کسبوکارهای کوچک در Main Street رونق میگیرند.
حومه
مرکز خرید جدید در حومه حومه شهر به یک مرکز اصلی برای ساکنان تبدیل شده است که گزینههای متنوعی برای غذا خوردن و سرگرمی ارائه میدهد.
منطقه
شورای شهر شهر را به چند حوزه انتخاباتی برای نمایندگی عادلانه تقسیم کرد.
دستگاه خودپرداز
برای بررسی موجودی حساب خود، کارت بانکی خود را در دستگاه خودپرداز قرار داد و دستورالعملهای روی صفحه را دنبال کرد.