کتاب 'اینسایت' مقدماتی - واحد 5 - 5C

اینجا، شما واژگان از واحد 5 - 5C در کتاب درسی Insight Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "عسل"، "برش"، "کاسه"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' مقدماتی
sweet [اسم]
اجرا کردن

شیرینی‌جات

Ex:

کودکان با اشتیاق شیرینی‌های مورد علاقه خود را از میان تنوع انتخاب کردند.

tin [اسم]
اجرا کردن

قوطی

Ex: The store sells a variety of tin containers , perfect for storing rice , pasta , and other dry goods .

فروشگاه انواع ظروف قلعی می‌فروشد که برای نگهداری برنج، پاستا و سایر خشکبار مناسب هستند.

peach [اسم]
اجرا کردن

هلو

Ex: She enjoyed a ripe peach for a refreshing summer snack .

او از یک هلو رسیده به عنوان یک میان وعده تابستانی خنک لذت برد.

apple [اسم]
اجرا کردن

سیب

Ex: My daughter was trying to pick a ripe apple from the tree .

دخترم سعی می‌کرد یک سیب رسیده از درخت بچیند.

liter [اسم]
اجرا کردن

لیتر (واحد اندازه گیری حجم)

Ex: The aquarium has a capacity of 100 liters of water .

آکواریوم ظرفیت 100 لیتر آب را دارد.

olive oil [اسم]
اجرا کردن

روغن زیتون

Ex: They prefer extra virgin olive oil for its rich flavor .

آن‌ها روغن زیتون بکر ممتاز را به خاطر طعم غنی‌اش ترجیح می‌دهند.

pineapple [اسم]
اجرا کردن

آناناس

Ex: She uses a special tool to cut the pineapple into rings .

او از یک ابزار خاص برای برش آناناس به صورت حلقه‌ای استفاده می‌کند.

honey [اسم]
اجرا کردن

عسل

Ex: We used honey as a natural remedy for soothing a sore throat .

ما از عسل به عنوان یک درمان طبیعی برای تسکین گلو درد استفاده کردیم.

mayonnaise [اسم]
اجرا کردن

سس مایونز

Ex: The chef recommended adding a touch of mayonnaise to the deviled eggs for extra creaminess .

آشپز توصیه کرد که برای کرمی‌تر شدن، کمی مایونز به تخم‌مرغ‌های شیطانی اضافه شود.

اجرا کردن

کره بادام‌زمینی

Ex: The bakery offers a variety of cookies , including chocolate chip cookies filled with a gooey peanut butter center .

نانوایی انواع مختلفی از کلوچه‌ها را ارائه می‌دهد، از جمله کلوچه‌های چیپس شکلاتی پر شده با مرکز کره بادام زمینی چسبناک.

ketchup [اسم]
اجرا کردن

سس کچاپ

Ex: They ran out of ketchup , so he had to use mustard on his sandwich instead .

آنها کچاپشان تمام شده بود، بنابراین او مجبور شد به جای آن از خردل در ساندویچش استفاده کند.

lemonade [اسم]
اجرا کردن

لیموناد

Ex: The restaurant offered a variety of flavored lemonades , including raspberry and mint .

رستوران انواع لیموناد‌های طعم‌دار از جمله تمشک و نعنا را ارائه می‌داد.

biscuit [اسم]
اجرا کردن

بیسکوییت

Ex: The aroma of freshly baked biscuits filled the kitchen .

عطر بیسکویت‌های تازه پخته شده آشپزخانه را پر کرد.

crisp [اسم]
اجرا کردن

چیپس

Ex: The platter was filled with colorful dips to accompany the crispy potato crisps .

سینی پر از دیپ‌های رنگارنگ بود تا همراه چیپس سیب‌زمینی ترد سرو شود.

cream [اسم]
اجرا کردن

خامه

Ex:

آنها از یک برش کیک با لایه‌ای از خامه زده شده و توت‌های تازه لذت بردند.

milk [اسم]
اجرا کردن

شیر

Ex: She added a splash of milk to her coffee for a creamy taste .

او یک قطره شیر به قهوه اش اضافه کرد تا طعمی خامه ای داشته باشد.

cheese [اسم]
اجرا کردن

پنیر

Ex:

بازار انواع مختلفی از گزینه‌های پنیر را داشت، از جمله گودا، بری و پنیر آبی.

cake [اسم]
اجرا کردن

کیک

Ex: She enjoyed a slice of strawberry cake with whipped cream frosting .

او از یک برش کیک توت فرنگی با رویه خامه زده شده لذت برد.

cola [اسم]
اجرا کردن

نوشابه

Ex: She mixed cola with lemon for a refreshing drink .

او کولا را با لیمو برای یک نوشیدنی خنک کننده مخلوط کرد.

اجرا کردن

نوشیدنی انرژی‌زا

Ex: She prefers to drink an energy drink in the morning instead of coffee to kickstart her day .

او ترجیح می‌دهد به جای قهوه، یک نوشیدنی انرژی‌زا صبح‌ها بنوشد تا روزش را شروع کند.

soda water [اسم]
اجرا کردن

آب گازدار

Ex: The bartender added soda water to the drink .

بارتندر آب گازدار را به نوشیدنی اضافه کرد.

اجرا کردن

میز غذاخوری

Ex: She decorated the dinner table with flowers .

او میز شام را با گل‌ها تزئین کرد.

bowl [اسم]
اجرا کردن

کاسه

Ex: She mixed the ingredients in a big glass bowl .

او مواد را در یک کاسه شیشه ای بزرگ مخلوط کرد.

cup [اسم]
اجرا کردن

فنجان

Ex: Sarah held a warm cup of chamomile tea in her hands .

سارا یک فنجان چای بابونه گرم در دست‌هایش داشت.

fork [اسم]
اجرا کردن

چنگال

Ex: The children used a plastic fork to eat their pasta .

کودکان از یک چنگال پلاستیکی برای خوردن پاستای خود استفاده کردند.

glass [اسم]
اجرا کردن

لیوان

Ex:

بچه‌ها آبمیوه خود را از لیوانهای رنگارنگ نوشیدند.

jug [اسم]
اجرا کردن

بطری بزرگ

Ex: With a smile , the bartender filled our jug with frothy beer , signaling the start of a festive evening .
knife [اسم]
اجرا کردن

چاقو

Ex: The mother allowed the children to use a plastic knife for their safety .

مادر به کودکان اجازه داد برای ایمنی‌شان از یک چاقو پلاستیکی استفاده کنند.

mug [اسم]
اجرا کردن

لیوان (دسته‌دار)

Ex: The souvenir shop sold mugs featuring famous landmarks from around the world , appealing to tourists .

فروشگاه سوغاتی لیوان‌هایی با تصاویر نقاط دیدنی معروف از سراسر جهان می‌فروخت که برای گردشگران جذاب بود.

plate [اسم]
اجرا کردن

بشقاب

Ex: We set the table with plates and silverware .

ما میز را با بشقاب‌ها و ظروف نقره چیدیم.

loaf [اسم]
اجرا کردن

قرص (نان)

Ex: She bought a fresh loaf of bread from the bakery .

او یک نان تازه از نانوایی خرید.

bottle [اسم]
اجرا کردن

بطری

Ex: They collected glass bottles for a recycling project .

آن‌ها بطری‌های شیشه‌ای را برای یک پروژه بازیافت جمع‌آوری کردند.

water [اسم]
اجرا کردن

آب

Ex: The rain poured down , and the water quickly filled the streets .

باران می‌بارید، و آب خیابان‌ها را به سرعت پر کرد.

carton [اسم]
اجرا کردن

کارتن

Ex: The carton was labeled with the expiration date .
اجرا کردن

آب پرتقال

Ex: The recipe called for a splash of orange juice to add some sweetness .

دستور غذا مقداری آب پرتقال برای اضافه کردن کمی شیرینی درخواست کرد.

slice [اسم]
اجرا کردن

برش

Ex: He enjoyed a slice of cheese with his wine .

او از یک برش پنیر با شرابش لذت برد.

pizza [اسم]
اجرا کردن

پیتزا

Ex: The pizza crust was thin and crispy , just the way I like it .

پوسته پیتزا نازک و ترد بود، دقیقاً همانطور که دوست دارم.

can [اسم]
اجرا کردن

قوطی

Ex: She opened a can of soup for a quick and easy lunch .

او یک قوطی سوپ برای یک ناهار سریع و آسان باز کرد.

jar [اسم]
اجرا کردن

شیشه (مربا، عسل و غیره)

Ex: The candlelight flickered softly , casting shadows on the rows of jars that adorned the shelves .

نور شمع به آرامی می‌لرزید، سایه‌هایی بر روی ردیف‌های شیشه‌های که قفسه‌ها را زینت می‌دادند می‌انداخت.

اجرا کردن

مربای توت فرنگی

Ex: A jar of strawberry jam sat on the kitchen counter .

یک شیشه مربای توت فرنگی روی پیشخوان آشپزخانه قرار داشت.

packet [اسم]
اجرا کردن

پاکت

Ex: I bought a packet of seeds for the garden .

من یک بسته بذر برای باغ خریدم.

Coca-Cola [اسم]
اجرا کردن

کوکاکولا

Ex:

رستوران حال و هوایی نوستالژیک داشت، با کابین‌های قرمز و تابلوهای قدیمی کوکاکولا.

kilogram [اسم]
اجرا کردن

کیلوگرم

Ex: The parcel weighed 1.5 kilograms when it was shipped .

بسته زمانی که ارسال شد 1.5 کیلوگرم وزن داشت.