کتاب 'اینسایت' مقدماتی - واحد 6 - 6E

در اینجا واژگان از واحد 6 - 6E در کتاب درسی Insight Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "صفحه نمایش"، "مبهم"، "شفاف" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' مقدماتی
e-reader [اسم]
اجرا کردن

کتابخوان الکترونیک

Ex: He downloaded a new novel onto his e-reader .

او یک رمان جدید را روی کتابخوان الکترونیکی خود دانلود کرد.

clip-on [صفت]
اجرا کردن

گیره‌دار

Ex: The clip-on badge was secured to his jacket .

نشان کلیپ‌دار به ژاکت او محکم شده بود.

light [اسم]
اجرا کردن

نور

Ex: The light from the window warmed the room .

نور از پنجره اتاق را گرم کرد.

home button [اسم]
اجرا کردن

کلید صفحه اصلی

Ex: The screen froze , so he held the home button to restart the device .

صفحه نمایش یخ زد، بنابراین او دکمه خانه را نگه داشت تا دستگاه را راه‌اندازی مجدد کند.

keyboard [اسم]
اجرا کردن

صفحه کلید

Ex: The new keyboard layout took some time to get used to .

چیدمان جدید صفحه کلید زمان برد تا به آن عادت کنیم.

screen [اسم]
اجرا کردن

صفحه نمایش

Ex: She cleaned the screen of her laptop to remove smudges .

او صفحه لپتاپش را تمیز کرد تا لکه‌ها را پاک کند.

اجرا کردن

کلید بازگشت به صفحه قبل

Ex: She accidentally tapped the page back button and lost her progress .

او به طور تصادفی روی دکمه بازگشت صفحه ضربه زد و پیشرفت خود را از دست داد.

to clear [فعل]
اجرا کردن

خالی کردن

Ex: Volunteers gathered to clear the beach of litter and plastic waste .

داوطلبان جمع شدند تا ساحل را از زباله و پسماند پلاستیکی پاک کنند.

excellent [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex: The hotel provided excellent service during our stay .

هتل در طول اقامت ما خدمات عالی ارائه داد.

fuzzy [صفت]
اجرا کردن

خزدار

Ex: The blanket was so fuzzy that it felt like cuddling a cloud .

پتو آنقدر کرکی بود که مثل بغل کردن یک ابر احساس می‌شد.

اجرا کردن

نامناسب

Ex: The new policy is inconvenient for employees with long commutes .

سیاست جدید برای کارمندانی که مسافت طولانی را طی می‌کنند نامناسب است.

perfect [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex: My grandmother is a perfect host , always making her guests feel welcome .

مادربزرگ من یک میزبان کامل است، همیشه باعث می‌شود مهمانانش احساس خوشآمدگویی کنند.

اجرا کردن

زشت

Ex: The unattractive packaging of the product failed to attract customers .

بسته‌بندی غیرجذاب محصول نتوانست مشتریان را جذب کند.