کتاب 'اینسایت' پیشمتوسطه - واحد 6 - 6D
در اینجا واژگان از واحد 6 - 6D در کتاب درسی Insight Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "کسلکننده"، "خوشبو"، "برنامه زمانی" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a written piece with particularly arranged words in a way that, usually rhyme, conveys a lot of emotion and style

شعر, نظم
شعر او درباره عشق پر از احساسات صمیمانه و قافیههای زیبا بود.
having a temperature that is high but not hot, especially in a way that is pleasant

گرم
گربه در نور گرم خورشید که از پنجره میآمد دراز کشیده بود.
having the color of the ocean or clear sky at daytime

آبی
آسمان آبی صاف و زیبا بود.
having a limited distance between opposite sides

باریک, کمعرض، تنگ
پل باریک فقط میتوانست یک ماشین را در یک زمان جا دهد، که باعث تأخیر در ترافیک شد.
having a pleasing smell or fragrance

معطر, خوشبو
او از یک شمع خوشبو استفاده کرد تا اتاق را دلپذیرتر کند.
having the color of fresh grass or most plant leaves

سبز
قورباغه سبز از یک برگ نیلوفر آبی به دیگری پرید.
having the color of carrots or pumpkins

نارنجی
پدرم به خورشید نارنجی خیره شده بود، در حالی که داشت غروب میکرد.
lifeless and lacking in interest

خستهکننده, کسلکننده
شخصیتهای کمرنگ رمان، ادامهی همراهی را دشوار میکرد.
having a temperature lower than the human body's average temperature

سرد
من یک کت گرم پوشیدم تا خودم را از باد سرد محافظت کنم.
not in a fine mental or physical state

بیمار, مریض
استرس شغلش او را مریض کرد و به کمی زمان نیاز داشت تا بهبود یابد.
completely transparent, like a piece of glass

کاملا شفاف
پنجرههای شفاف مانند شیشه مقدار زیادی نور خورشید را وارد میکنند.
a room that students are taught in, particularly in a college, school, or university

کلاس
او از تزئین کلاس درس با آثار هنری رنگارنگ لذت میبرد.
the leader of a school, responsible for managing and guiding the school

مدیر مدرسه
در طول بررسی سالانه، مدیر مدرسه به هر عضو از کارکنان بازخورد سازنده ارائه داد.
a board on which messages can be posted for public viewing

تابلو اعلانات
او هر روز تابلوی اعلانات را برای هرگونه بهروزرسانی در مورد رویدادهای آینده بررسی میکرد.
a playing area built outdoors for children, particularly inside parks or schools

زمین بازی
مدرسه یک زمین بازی جدید با دیوار صعود ساخت.
a designated area where a sport or game is played

زمین بازی
کودکان از بازی فوتبال در زمین بازی بعد از مدرسه لذت بردند.
a place within an institution or similar setting where food, beverages, and sometimes personal items are sold to the people associated with that place

اغذیه فروشی, بوفه
سلف سرویس در زمان استراحت ناهار شلوغ بود.
the special set of clothes that all members of an organization or a group wear at work, or children wear at a particular school

لباس فرم, یونیفورم
کارگران کارخانه به دلایل ایمنی مجبور به پوشیدن یونیفرمهای محافظ و کلاههای ایمنی بودند.
a room or building equipped with scientific instruments and materials for conducting experiments and research in various fields of science

آزمایشگاه علمی
آزمایشگاه علوم مدرسه تجهیزات مدرن دارد.
a large indoor facility designed for sports and physical activities

سالن ورزشی
در طول ماههای زمستان، سالن ورزشی به مکانی محبوب برای لیگهای فوتبال سالنی و بسکتبال تبدیل میشود.
a room for all teachers of a school to go to take a break, relax, and socialize with their colleagues

اتاق اساتید, اتاق معلمها
من به طور تصادفی ناهارم را در یخچال اتاق معلمان جا گذاشتم و مجبور شدم برگردم و آن را بردارم.
a book used for the study of a particular subject, especially in schools and colleges

کتاب درسی
او یک کتاب درسی جدید برای کلاس اقتصادش خرید.
