کتاب 'اینسایت' پیش‌متوسطه - واحد 6 - 6D

در اینجا واژگان از واحد 6 - 6D در کتاب درسی Insight Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "کسل‌کننده"، "خوشبو"، "برنامه زمانی" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' پیش‌متوسطه
poem [اسم]
اجرا کردن

شعر

Ex: Reading the poem , you could feel the sorrow and longing in every line .
warm [صفت]
اجرا کردن

گرم

Ex: The warm weather was perfect for a day at the beach .

هوای گرم برای یک روز در ساحل عالی بود.

blue [صفت]
اجرا کردن

آبی

Ex: The ocean 's blue color amazed us .

رنگ آبی اقیانوس ما را شگفت‌زده کرد.

narrow [صفت]
اجرا کردن

باریک

Ex: The narrow path wound its way through the dense forest , barely wide enough for one person to pass .

مسیر باریک از میان جنگل انبوه می‌گذشت، به سختی به اندازه‌ای که یک نفر از آن عبور کند.

اجرا کردن

معطر

Ex: The sweet-scented perfume left a pleasant trail wherever she went .

عطر خوشبو در هر کجا که می‌رفت ردی خوشایند به جا می‌گذاشت.

green [صفت]
اجرا کردن

سبز

Ex: The leaves on the trees are green .

برگ‌های روی درختان سبز هستند.

orange [صفت]
اجرا کردن

نارنجی

Ex:

برگ‌های نارنجی روی درختان در پاییز زیبا هستند.

drab [صفت]
اجرا کردن

خسته‌کننده

Ex: The movie 's drab storyline failed to captivate the audience .

داستان کسل‌کننده فیلم نتوانست مخاطبان را مجذوب خود کند.

cold [صفت]
اجرا کردن

سرد

Ex: The air conditioning made the room too cold , so I adjusted the temperature .

تهویه مطبوع اتاق را خیلی سرد کرد، بنابراین دمای آن را تنظیم کردم.

ill [صفت]
اجرا کردن

بیمار

Ex: He looked ill and exhausted after working long hours without rest .
glass-clear [صفت]
اجرا کردن

کاملا شفاف

Ex: The glass-clear crystal sparkled under the light .

کریستال شفاف مثل شیشه زیر نور می‌درخشید.

classroom [اسم]
اجرا کردن

کلاس

Ex: They work on group projects together in the classroom .

آن‌ها روی پروژه‌های گروهی در کلاس درس با هم کار می‌کنند.

اجرا کردن

مدیر مدرسه

Ex: The head teacher collaborated with local organizations to create community outreach programs .

مدیر مدرسه با سازمان‌های محلی همکاری کرد تا برنامه‌های مشارکت جامعه را ایجاد کند.

اجرا کردن

تابلو اعلانات

Ex: Important announcements were posted on the notice board outside the principal 's office .

اعلانات مهم روی تابلوی اعلانات خارج از دفتر مدیر نصب شده بود.

playground [اسم]
اجرا کردن

زمین بازی

Ex: The playground includes swings , slides , and a sandbox .

زمین بازی شامل تاب‌ها، سرسره و یک جعبه شن می‌شود.

اجرا کردن

زمین بازی

Ex: She watched the game from the sidelines near the playing field .

او بازی را از خطوط کناری نزدیک به زمین بازی تماشا کرد.

canteen [اسم]
اجرا کردن

اغذیه فروشی

Ex: The university canteen offers a variety of snacks .

کافه تریا دانشگاه انواع تنقلات را ارائه می‌دهد.

uniform [اسم]
اجرا کردن

لباس فرم

Ex: The security guards ' uniforms made them easily recognizable and approachable .

یونیفرم نگهبانان آن‌ها را به راحتی قابل تشخیص و دسترس می‌کرد.

اجرا کردن

آزمایشگاه علمی

Ex: The science laboratory requires proper ventilation for experiments .

آزمایشگاه علمی به تهویه مناسب برای آزمایش‌ها نیاز دارد.

sports hall [اسم]
اجرا کردن

سالن ورزشی

Ex: With its spacious layout , the sports hall can accommodate various activities , including volleyball , badminton , and gymnastics .

با چیدمان وسیع خود، سالن ورزشی می‌تواند فعالیت‌های مختلفی از جمله والیبال، بدمینتون و ژیمناستیک را در خود جای دهد.

staffroom [اسم]
اجرا کردن

اتاق اساتید

Ex: She always takes her coffee break in the staffroom with the other school employees .

او همیشه استراحت قهوه خود را در اتاق کارکنان با سایر کارمندان مدرسه می‌گذراند.

textbook [اسم]
اجرا کردن

کتاب درسی

Ex: He used his textbook to prepare for the upcoming exams .

او از کتاب درسی خود برای آماده شدن برای امتحانات آینده استفاده کرد.

timetable [اسم]
اجرا کردن

برنامه حرکت (هواپیما، قطار و غیره)

Ex: You can find the subway timetable online for easy access .

شما می‌توانید زمان‌بندی مترو را به صورت آنلاین برای دسترسی آسان پیدا کنید.

gray [صفت]
اجرا کردن

خاکستری

Ex: The clouds in the sky were gray and looked like they could rain .

ابرها در آسمان خاکستری بودند و به نظر می‌رسید که ممکن است باران ببارد.