کتاب 'اینسایت' متوسطه - واحد 4 - 4D
در اینجا، واژگان از واحد 4 - 4D در کتاب درسی Insight Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند « participant », « address », « جمعآوری کمک مالی », و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a particular combination of words that are used together very often

همایند, همنشینی (واژگانی)
او همنشینی واژگان را مطالعه کرد تا روانی خود را بهبود بخشد و بیشتر شبیه یک گویشور بومی به نظر برسد.
an organization that helps those in need by giving them money, food, etc.

موسسه خیریه
او مبلغ زیادی به خیریه ای که آب تمیز به جوامع ارائه میدهد اهدا کرد.
to participate in something, such as an event or activity

شرکت کردن
to put something or someone in a higher place or lift them to a higher position

بلند کردن, بالا آوردن
اگر جواب درست را میدانید دست خود را بلند کنید.
to change the appearance, character, or nature of a person or object

تبدیل کردن, دگرگون کردن
هنرمند از رنگهای پرجنبوجوش برای تبدیل یک بوم خالی به یک شاهکار چشمگیر استفاده کرد.
to freely give goods, money, or food to someone or an organization

اهدا کردن
شرکت تصمیم گرفت بخشی از سود خود را به اهدای به حمایت از دلایل محیط زیستی اختصاص دهد.
to state or suggest something without being asked or told

داوطلبانه گفتن
او یک پیشنهاد برای بهبود گردش کار داوطلبانه ارائه داد، به امید سادهسازی فرآیند.
to help or support others in doing something

کمک کردن
او به دوستش در آمادهسازی برای امتحان آینده کمک کرد.
to speak directly to a specific person or group

مورد خطاب قرار دادن, خطاب کردن
مدیر در جلسه صبحگاهی برای بحث در مورد پروژه جدید به تیم خطاب خواهد کرد.
to provide someone or something with encouragement or help

حمایت کردن
در حالی که من در حال گذراندن دوران سختی بودم، آنها بدون قید و شرط از من حمایت میکردند.
a running race of 26 miles or 42 kilometers

ماراتن
او ماراتن را در کمتر از چهار ساعت به پایان رساند.
the way things are or have been at a certain time or place

شرایط, وضعیت، موقعیت
در یک وضعیت بحرانی، بسیار مهم است که آرام بمانید و منابع موجود را قبل از اقدام ارزیابی کنید.
to change and become stronger or more advanced

توسعه یافتن, رشد کردن
با پیشرفت بیماری، علائم ممکن است به اشکال شدیدتری توسعه یابند.
a series of organized activities that are intended to achieve a particular goal

کمپین, پویش
a person who works actively to support or promote a particular cause or campaign

فعال (در زمینه خاص)
someone who does manual work, particularly a heavy and exhausting one to earn money

کارگر
او یک کارگر کارخانه است که الکترونیک را مونتاژ میکند.
a person who takes part or engages in an activity or event

شرکتکننده
هر شرکت کننده باید از قوانین پیروی کند.
someone who competes with others in a sport event

رقیب, حریف
او سالها تمرین کرد تا به یک رقابتکننده برتر در بازیهای المپیک تبدیل شود.
someone who actively supports, advocates, or champions a cause, idea, or initiative

تبلیغکننده
سیاستمدار به عنوان مروج اصلاحات اجتماعی عمل کرد.
a company or organization that supplies and delivers products or materials from a manufacturer, supplier, or publisher to businesses, retailers, or end-users

توزیعکننده
آنها با یک توزیعکننده جدید قرارداد امضا کردند.
a person who supports or promotes a cause, activity, or project

حامی (مالی)
سناتور یک حامی قوی از لایحه اصلاحات بود.
someone or something that gives money, clothes, etc. to a charity for free

نیکوکار, بخشنده، واهب، هبهکننده
هر اهداکننده برای کمک های سخاوتمندانه خود به بانک غذایی یک نامه تشکر دریافت کرد.
a person who regularly follows, cheers for, and shows loyalty to a particular team or athlete

طرفدار, حامی
تشویقهای هواداران بازیکنان را برای ارائه بهترین عملکردشان تشویق کرد.
to collect money or other resources from various sources, typically for a specific purpose or organization

سرمایه جمعآوری کردن, کمک مالی جمع کردن
مدرسه برنامهریزی کرده است برای تجهیزات جدید جمعآوری اعانه کند.
