کتاب 'اینسایت' فوق متوسط - بینش واژگان 2
در اینجا کلمات از Vocabulary Insight 2 در کتاب درسی Insight Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "مقدس"، "پیش از تاریخ"، "شهری شده"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
connected with God or a god, and considered holy or deeply respected in religious contexts

مذهبی, دینی
آیینهای مقدسی که در طول مراسم انجام شد، معنای عمیقی داشتند.
large in quantity, extent, or degree

قابل توجه, چشمگیر
او تعداد قابل توجهی پاسخ به آگهی شغلی خود دریافت کرد که نشان دهنده علاقه زیاد به این موقعیت بود.
a part or accessory that does a particular task when it is connected to something

قطعه
او یک قطعه جانبی به لنز دوربین خود اضافه کرد تا از گلها و حشرات عکسهای کلوزآپ بگیرد.
belonging or relating to Australia or its people

استرالیایی
هماتاقی استرالیایی من برایم صبحانه درست کرد.
worth a large amount of money

باارزش, ارزشمند
نقاشی عتیقه یک اثر هنری باارزش است که توسط مجموعهداران گرامی داشته میشود.
to exist or occur at an earlier time than something else

قدمت بیشتری داشتن, از قبلتر از چیزی وجود داشتن
اختراع چرخ مقدم بر زبان نوشتاری است.
(of a sea or other area of water) deep or wide enough for ships or boats to travel through

قابل ناوبری
مهندسان تلاش کردند تا کانال را برای تجارت قابل کشتیرانی نگه دارند.
having the ability to be undone or corrected

بازگشتپذیر, قابل اصلاح
ماهیت برگشتپذیر بهروزرسانی نرمافزار به کاربران اجازه میدهد در صورت نیاز به نسخه قبلی بازگردند.
intended to provide knowledge or facilitate learning

آموزشی
سری ویدیویی آموزشی موضوعات مختلفی را در تاریخ برای دانشآموزان دوره راهنمایی پوشش میدهد.
belonging to or following the methods or thoughts that are old as opposed to new or different ones

سنتی
او رویکرد سنتی به فرزندپروری دارد، اعتقاد به قوانین و روالهای محکم دارد.
(of a place) having people or animals living in a place

داری سکنه, مسکونی
آنها جزایر مسکونی مجمعالجزایر را کاوش کردند.
to make a building or a place look good again by repairing or painting it

بازسازی کردن, تعمیر کردن
او یک پیمانکار را برای نوسازی حمام قدیمی استخدام کرد، و تجهیزات و کاشیها را تعویض کرد.
getting the results you hoped for or wanted

موفق, موفقیتآمیز
او در صنعت سینما یک کارنامه موفق داشت.
(of a person or thing) using more resources, time, or money than is necessary or appropriate

اسرافکار, هدردهنده
استفاده اسرافآمیز از کاغذ در دفتر، موجب تغییر به مستندات دیجیتالی برای صرفهجویی در منابع شد.
showing playful or enthusiastic behavior typical of a young dog

بازیگوش
او هیجانی توله سگی درباره سفر داشت.
belonging or relating to England, its people, or language

انگلیسی
او یک صبحانه انگلیسی با تخم مرغ، بیکن و نان تست سفارش داد.
having no meaningful value, impact, or utility

بیارزش, بهدردنخور
ارز تقلبی کاغذی بیارزش از آب درآمد.
expressing no signs of fear in face of danger or difficulty

نترس
کاشف نترس به قلمروهای ناشناخته قدم گذاشت، بدون آنکه از خطرات بترسد.
addressing the structures, functions, or issues of cities and their populations

شهری
دولت یک پروژه توسعه شهری را برای رسیدگی به مسائل زیرساختی آغاز کرد.
developed into an urban area, with high population density and tall buildings

شهریشده
بسیاری از مناطق شهریشده با مشکلاتی مانند آلودگی و ترافیک روبرو هستند.
related to the purchasing and selling of different goods and services

تجاری, بازرگانی
این شهر به خاطر منطقه تجاری پر جنب و جوشش معروف است.
related to the manufacturing or production of goods on a large scale

صنعتی
ماشینآلات صنعتی برای خودکارسازی فرآیندهای تولید در کارخانهها استفاده میشود.
the fact or condition of being regarded or treated as more important than others

اولویت, ارجحیت
او پس از ارتقاء شغلی، خانوادهاش را اولویت اصلی خود قرار داد.
related to society and the lives of its citizens in general

اجتماعی
کتاب به بررسی مسائل مختلف اجتماعی میپردازد که جوامع سراسر جهان را تحت تأثیر قرار میدهد.
different or better than what is normal

خاص, ویژه، بهخصوص
تیم سخت کار کرد تا یک تجربه ویژه برای مهمانانشان ایجاد کند.
an advantage or a helpful effect that is the result of a situation

سود, مزیت، نفع
کارمندان به عنوان مزیت کار در شرکت، بیمه درمانی دریافت میکنند.
to ask something from someone in an urgent and forceful manner

تقاضا کردن, خواستن
مشتری از محصول ناراضی بود و تصمیم گرفت از شرکت درخواست بازپرداخت کامل کند.
an amount that fits in a hand

یک مشت
او یک مشت آجیل از کاسه برای یک میان وعده سریع برداشت.
the quality of being related or useful to the current situation or topic

ربط, سنخیت
تحقیقات او ارتباط زیادی با ادبیات مدرن دارد.
to admire someone because of their achievements, qualities, etc.

احترام گذاشتن
انتظار میرود دانشآموزان با گوش دادن با دقت و رعایت قوانین کلاس، به معلمان خود احترام بگذارند.
the obligation to perform a particular duty or task that is assigned to one

مسئولیت
به او مسئولیت سازماندهی رویداد داده شد.
to gather together things from different places or people

جمعآوری کردن, جمع کردن
کشاورز سیبهای رسیده را از باغ جمعآوری کرد تا در بازار کشاورزان بفروشد.
a part of something that is left

باقیمانده, بقیه
او بیشتر آب را نوشید و بقیه را برای برادرش گذاشت.
a set of ideas and activities involved in governing a country, state, or city

سیاست
رویکرد شهردار به سیاست بر مشارکت مردمی و تصمیمگیری شفاف متمرکز است.
to feel upset and nervous because we think about bad things that might happen to us or our problems

نگران شدن, نگران بودن
نگران نباش، من در غیاب تو از همه چیز مراقبت میکنم.
cruel and unkind toward others

خشن
مجازات سخت با جرم انجام شده تناسبی نداشت.
in a way that cannot be stopped or avoided, and certainly happens

به ناچار, لاجرم
با پیشرفت فناوری، برخی مشاغل اجتناب ناپذیر با اتوماسیون جایگزین خواهند شد.
having or displaying a lot of knowledge or great understanding

عمیق, متفکر
فقط دانشمندانی که بیشترین تعهد را داشتند، آشنایی عمیقی با آثار چنین فیلسوف پرکار و تأثیرگذاری پیدا کردند.
far away in space or distant in position

دور
آنها در یک کلبه دورافتاده در جنگل زندگی میکردند، دور از تمدن.
(of weather) uncomfortably hot and lacking air circulation

خفهکننده (آب و هوا)
آنها از اتاق خفهکننده فرار کردند تا هوای تازه پیدا کنند.
a situation in which one has just enough money or food to survive

بخورونمیر
بسیاری از مردم در مناطق روستایی برای معیشت خود به ماهیگیری متکی هستند.
