مهارت‌های واژگان SAT 3 - درس 39

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 3
to inundate [فعل]
اجرا کردن

غرقاب کردن

Ex: The construction of the new reservoir will inundate large areas of the forested land .

ساخت مخزن جدید مناطق وسیعی از زمین‌های جنگلی را غرقاب خواهد کرد.

transverse [صفت]
اجرا کردن

متقاطع

Ex: She noticed the transverse crack running along the wall.

او ترک عرضی را که در امتداد دیوار کشیده شده بود، متوجه شد.

اجرا کردن

پیوند زدن (گیاه)

Ex: During the landscaping project , the crew carefully transplanted ornamental shrubs .

در طول پروژه محوطه‌سازی، گروه با دقت درختچه‌های زینتی را جابجا کردند.

اجرا کردن

تبدیل کردن

Ex: The artist 's innovative techniques allowed her to transmute ordinary materials into unique and captivating sculptures .

تکنیک‌های نوآورانه هنرمند به او اجازه داد تا مواد معمولی را به مجسمه‌های منحصر به فرد و جذاب تبدیل کند.

to transmit [فعل]
اجرا کردن

انتقال دادن (مقصود، اطلاعات یا احساسات)

Ex: The radio host skillfully transmitted breaking news updates to the listeners .

مجری رادیو با مهارت آخرین اخبار را به شنوندگان منتقل کرد.

اجرا کردن

انتقال (پیام)

Ex: Quick transmission of orders is essential in emergencies .

انتقال سریع دستورات در مواقع اضطراری ضروری است.

اجرا کردن

تغییر شکل دادن

Ex: The artist 's brushstroke seemed to transfigure the canvas , bringing life to the mundane scene .

ضربه قلم موی هنرمند به نظر می‌رسید که بوم را دگرگون می‌کند، به صحنه پیش پا افتاده زندگی می‌بخشد.

successor [اسم]
اجرا کردن

جانشین

Ex: The new model of the smartphone , hailed as the successor to last year 's version , features many advanced improvements .

مدل جدید گوشی هوشمند، که به عنوان جانشین نسخه سال گذشته مورد تحسین قرار گرفته است، دارای بسیاری از پیشرفت‌های پیشرفته است.

successive [صفت]
اجرا کردن

متوالی

Ex: With each successive attempt , she grew more determined to achieve her goals .

با هر تلاش متوالی، او مصمم‌تر می‌شد تا به اهدافش برسد.

to revoke [فعل]
اجرا کردن

لغو کردن

Ex: The government decided to revoke the controversial law due to public protests .

دولت تصمیم گرفت قانون جنجالی را به دلیل اعتراضات عمومی لغو کند.

اجرا کردن

دلسوزی کردن

Ex: Neighbors came together to commiserate with the family who had lost their home in a fire .

همسایه‌ها جمع شدند تا با خانواده‌ای که خانه‌اش را در آتش از دست داده بود همدردی کنند.

bullion [اسم]
اجرا کردن

شمش (طلا یا نقره)

Ex: The treasure consisted of coins , jewelry , and heaps of bullion .

گنج شامل سکه‌ها، جواهرات و توده‌هایی از شمش بود.

bulbous [صفت]
اجرا کردن

پیازی‌شکل

Ex: The jellyfish had a translucent , bulbous dome floating in the water .