غرقاب کردن
ساخت مخزن جدید مناطق وسیعی از زمینهای جنگلی را غرقاب خواهد کرد.
غرقاب کردن
ساخت مخزن جدید مناطق وسیعی از زمینهای جنگلی را غرقاب خواهد کرد.
متقاطع
او ترک عرضی را که در امتداد دیوار کشیده شده بود، متوجه شد.
پیوند زدن (گیاه)
در طول پروژه محوطهسازی، گروه با دقت درختچههای زینتی را جابجا کردند.
تبدیل کردن
تکنیکهای نوآورانه هنرمند به او اجازه داد تا مواد معمولی را به مجسمههای منحصر به فرد و جذاب تبدیل کند.
انتقال دادن (مقصود، اطلاعات یا احساسات)
مجری رادیو با مهارت آخرین اخبار را به شنوندگان منتقل کرد.
انتقال (پیام)
انتقال سریع دستورات در مواقع اضطراری ضروری است.
تغییر شکل دادن
ضربه قلم موی هنرمند به نظر میرسید که بوم را دگرگون میکند، به صحنه پیش پا افتاده زندگی میبخشد.
جانشین
مدل جدید گوشی هوشمند، که به عنوان جانشین نسخه سال گذشته مورد تحسین قرار گرفته است، دارای بسیاری از پیشرفتهای پیشرفته است.
متوالی
با هر تلاش متوالی، او مصممتر میشد تا به اهدافش برسد.
لغو کردن
دولت تصمیم گرفت قانون جنجالی را به دلیل اعتراضات عمومی لغو کند.
دلسوزی کردن
همسایهها جمع شدند تا با خانوادهای که خانهاش را در آتش از دست داده بود همدردی کنند.
شمش (طلا یا نقره)
گنج شامل سکهها، جواهرات و تودههایی از شمش بود.