to make a copy of something by writing it

رونویسی کردن
در کتابخانه، داوطلبان برای رونویسی اسناد تاریخی از آرشیوها کار میکنند تا آنها را به صورت آنلاین قابل دسترس کنند.
to cause the downfall of authority figures or rulers

سرنگون کردن (حاکمیت)
مقامات فاسد ممکن است سیستم حقوقی را برای منافع شخصی برانداز کنند.
intended to destabilize or overthrow an existing system, institution, or authority

برانداز (حکومت)
ادبیات برانداز اغلب ساختارهای قدرت را نقد میکند.
the act of destroying someone's or a group's loyalty to a political or social group

تغییر (باور قدیمی)
to return somewhere from the same way that one has come

(از همان راه) بازگشتن, (راه قبلی را) طی کردن
ما مجبور شدیم مسیر خود را دوباره دنبال کنیم وقتی که مسیر نامشخص شد.
to reduce the expenses of one's company by dismissing a number of employees from their job

تعدیل کردن
در پاسخ به رکود اقتصادی، دولت مجبور شد هزینههای خود را در پروژههای عمومی کاهش دهد تا بودجه را متعادل کند.
serving to identify or distinguish something or someone

کلیشهای, همیشگی
a compelling charm or attractiveness that inspires devotion and enthusiasm in others

جذبه, گیرایی
او با کاریزما انکارناپذیرش مخاطبان را مسحور کرد.
a huge and unexpected failure, usually due to a lack of a good plan

سرنگونی, فروپاشی، نابودی
to reduce the intrinsic value or quality of something, especially currency, by decreasing the amount of valuable material it contains

از ارزش ذاتی چیزی کاستن
مدارک تاریخی نشاندهنده مواردی است که حاکمان انتخاب کردند تا سکهها را کمارزش کنند، به خطر انداختن یکپارچگی سیستم پولی برای سودهای مالی کوتاهمدت.
