کتاب 'اینسایت' فوق متوسط - واحد 6 - 6D
در اینجا واژگان از واحد 6 - 6D در کتاب درسی Insight Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "استوریبرد"، "فیلم"، "صدای روی تصویر" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
created or performed for a theatrical production

اجرا شده, تئاتری
درامای اجرا شده دارای طراحی صحنهای خیرهکننده بود.
related to the collection and storage of historical documents and records

آرشیوی, مربوط به جمعآوری و ذخیره اسناد و مدارک تاریخی
اسناد آرشیوی بینشهای جدیدی درباره تمدن باستانی آشکار کرد.
relating to or containing music

موزیکال, موسیقایی
اتاق او پر از تجهیزات موسیقی برای ضبط آهنگهای خودش است.
watching a situation without being noticed or actively involved

از دید یک تماشاچی, از دید شخص سوم
the raw material that is filmed by a video or movie camera

فیلم خام, فیلم بدونتدوین
گزارشگر فیلمها را از اعتراض بررسی کرد.
the act of providing money or capital to support a project, organization, or activity

تامین مالی
تامین مالی برای کسب و کار کوچک در دوران رکود اقتصادی خشک شد.
a part of a movie, play or book in which the action happens in one place or is of one particular type

صحنه, سکانس
صحنه آخر نمایش بسیار احساسی بود.
the result of an exam that is shown by a letter or number

نمره امتحان
نمره دانشآموز پس از آموزش اضافی بهبود یافت.
the manner in which something takes place or is accomplished

سبک, شیوه
سبک تدریس او موضوعات پیچیده را آسان برای درک میکند.
sound professional responsible for recording, mixing, and editing audio to achieve desired results

مهندس صدا
مهندس صدا روی میکس موسیقی متن فیلم کار کرد.
a long pole used to hold a microphone above a film or TV set to capture sound

بوم, بوم میکروفون
در طول فیلمبرداری، اپراتور بوم باید با دقت میله را هدایت کند تا در تصویر دیده نشود.
a person who creates or selects clothing and accessories for performances in theater, film, or television

طراح لباس, خلاق لباس
یک طراح لباس ماهر اطمینان میدهد که لباس شخصیتها با فضای داستان مطابقت دارد.
any object used by actors in the performance of a movie or play

وسیله صحنه
صحنه پر از لوازم صحنه مختلف بود، از جمله کتابها و فانوسها.
the use of various equipment and techniques to illuminate the subjects and environment in a way that enhances the mood, atmosphere, and visual style of the photo or film

نورپردازی
نورپردازی مناسب میتواند حال و هوای یک صحنه را دگرگون کند.
the script and written instructions used in producing a motion picture

فیلمنامه, سناریو
someone whose job is to write the story of a movie, play, TV show, etc.

فیلمنامهنویس
یک فیلمنامهنویس ماهر میداند چگونه شخصیتهای جذاب خلق کند.
a set of pictures or drawings depicting the outline of the plot of a movie, TV series, etc.

فیلمنامه مصور, استوری برد
هنرمند یک استوریبرد دقیق برای فیلم انیمیشن طراحی کرد.
the plot of a movie, play, novel, etc.

پیرنگ, خط داستانی
او داستان فیلمنامهاش را در جلسهشان برای تهیهکننده شرح داد.
a person who performs dangerous or difficult actions in place of actors in movies or shows

بدلکار (مرد)
او یک بدلکار استخدام کرد تا حرکت خطرناک موتورسیکلت را انجام دهد.
spoken descriptions given in a movie or a television show, etc. by a narrator that is not seen by the audience

روایت صوتی, صدای روی فیلم
بازیگر صداگذاری را برای شخصیت انیمیشنی ضبط کرد.
