کتاب 'اینسایت' فوق متوسط - واحد 6 - 6D

در اینجا واژگان از واحد 6 - 6D در کتاب درسی Insight Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "استوریبرد"، "فیلم"، "صدای روی تصویر" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' فوق متوسط
staged [صفت]
اجرا کردن

اجرا شده

Ex:

جشنواره چندین اجرای صحنه‌ای را به نمایش گذاشت.

archival [صفت]
اجرا کردن

آرشیوی

Ex:

فیلم‌های آرشیوی از دهه 1960 در مستند استفاده شد.

musical [صفت]
اجرا کردن

موزیکال

Ex: She 's pursuing a musical career as a singer-songwriter .

او در حال دنبال کردن یک حرفه موسیقایی به عنوان خواننده-ترانه‌سرا است.

footage [اسم]
اجرا کردن

فیلم خام

Ex: The CCTV footage showed the car entering the building .

فیلم دوربین مداربسته ماشین را در حال ورود به ساختمان نشان داد.

funding [اسم]
اجرا کردن

تامین مالی

Ex: Funding for the event came from multiple corporate sponsors .

تامین مالی رویداد از چندین حامی شرکتی تأمین شد.

scene [اسم]
اجرا کردن

صحنه

Ex: The scene in the restaurant was hilarious .

صحنه در رستوران خنده‌دار بود.

score [اسم]
اجرا کردن

نمره امتحان

Ex: Teachers record scores for all assignments .
style [اسم]
اجرا کردن

سبک

Ex: The coach wants the team to adopt a more aggressive playing style .

مربی می‌خواهد تیم یک سبک بازی تهاجمی‌تر را اتخاذ کند.

اجرا کردن

مهندس صدا

Ex: Every studio needs an experienced audio engineer for high-quality production .

هر استودیویی به یک مهندس صدا با تجربه برای تولید با کیفیت بالا نیاز دارد.

boom [اسم]
اجرا کردن

بوم

Ex: The director called for a higher placement of the boom to capture ambient noises .

کارگردان خواستار قرارگیری بالاتر بوم برای ضبط صداهای محیطی شد.

اجرا کردن

طراح لباس

Ex: Each actor was fitted by the costume designer before the show .

هر بازیگر قبل از نمایش توسط طراح لباس اندازه‌گیری شد.

prop [اسم]
اجرا کردن

وسیله صحنه

Ex:

او به طور تصادفی یک گلدان اکسسوار را در طول تمرینات شکست.

lighting [اسم]
اجرا کردن

نورپردازی

Ex: The film ’s unique lighting added depth to the storytelling .

نورپردازی منحصر به فرد فیلم به عمق داستان افزود.

screenplay [اسم]
اجرا کردن

فیلم‌نامه

Ex: He adapted the bestselling novel into a screenplay , staying true to the source material while enhancing its cinematic potential .

او رمان پرفروش را به یک فیلمنامه تبدیل کرد، در حالی که به ماده منبع وفادار بود و پتانسیل سینمایی آن را افزایش داد.

اجرا کردن

فیلمنامه‌نویس

Ex: Every successful show relies on a talented scriptwriter .

هر نمایش موفق به یک فیلمنامه‌نویس با استعداد متکی است.

storyboard [اسم]
اجرا کردن

فیلم‌نامه مصور

Ex: The production team used the storyboard to plan camera angles .

تیم تولید از استوری‌بورد برای برنامه‌ریزی زوایای دوربین استفاده کرد.

storyline [اسم]
اجرا کردن

پی‌رنگ

Ex: The storyline of the movie was both thrilling and heartwarming .
stuntman [اسم]
اجرا کردن

بدل‌کار (مرد)

Ex: During the chase scene , the stuntman had to leap between moving cars .

در صحنه تعقیب، بدلکار مجبور شد بین ماشین‌های در حال حرکت بپرد.

voice over [اسم]
اجرا کردن

روایت صوتی

Ex:

تبلیغ از یک گویندگی حرفه‌ای برای توضیح محصول استفاده کرد.