مهارت‌های واژگان SAT 4 - درس 4

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 4
indemnity [اسم]
اجرا کردن

(پول) بیمه

Ex: The court ordered the defendant to pay an indemnity to the victims for the damages caused during the protest .

دادگاه به متهم دستور داد که به قربانیان برای خسارات ناشی از اعتراض غرامت پرداخت کند.

اجرا کردن

غرامت دادن

Ex: As part of the settlement , the business agreed to indemnify the affected customers for the financial losses incurred due to the product recall .

به عنوان بخشی از توافق، کسب و کار موافقت کرد که مشتریان آسیب دیده را برای ضررهای مالی ناشی از فراخوان محصول غرامت پرداخت کند.

اجرا کردن

توزیع کردن

Ex: The government will apportion funds to schools based on the number of students enrolled .

دولت بودجه را بر اساس تعداد دانش‌آموزان ثبت‌نام شده بین مدارس تقسیم خواهد کرد.

اجرا کردن

اختصاص داشتن

Ex:

حقوقی که متعلق به هر شهروند در یک دموکراسی است شامل آزادی بیان و حق رأی می‌شود.

اجرا کردن

موشکافی کردن

Ex: Opponents scrutinized the new bill to find its flaws .

مخالفان لایحه جدید را به دقت بررسی کردند تا نقص‌های آن را بیابند.

scurrilous [صفت]
اجرا کردن

توهین‌آمیز

Ex: The politician 's scurrilous behavior during the debate tarnished his reputation permanently .

رفتار توهین‌آمیز سیاستمدار در طول مناظره، شهرت او را برای همیشه لکه‌دار کرد.

to conspire [فعل]
اجرا کردن

توطئه کردن

Ex: Individuals caught conspiring to commit terrorism may face severe legal consequences .

افرادی که در حال توطئه برای ارتکاب اقدامات تروریستی دستگیر شوند ممکن است با پیامدهای قانونی شدیدی روبرو شوند.

conspirator [اسم]
اجرا کردن

توطئه‌گر

Ex:

او به عنوان همدست در عملیات قاچاق مواد مخدر متهم شد.

conspicuous [صفت]
اجرا کردن

مشهود

Ex: The yellow taxi was conspicuous among the sea of gray cars in the parking lot .

تاکسی زرد در میان دریایی از ماشین‌های خاکستری در پارکینگ قابل توجه بود.

اجرا کردن

نهفته

Ex: The journalist risked everything to expose the subterranean dealings of the powerful corporation .

روزنامه‌نگار همه چیز را به خطر انداخت تا معاملات زیرزمینی شرکت قدرتمند را افشا کند.

subtle [صفت]
اجرا کردن

نامحسوس

Ex: She gave him a subtle nod , indicating that she understood his unspoken message .

او به او تکان سر ظریفی داد، نشان می‌داد که پیام ناگفته‌اش را فهمیده است.

subterfuge [اسم]
اجرا کردن

طفره

Ex: The con artist used subterfuge to trick people into investing in a non-existent business .

کلاهبردار از حیله برای فریب مردم به سرمایه‌گذاری در یک کسب‌وکار غیرموجود استفاده کرد.

to subtend [فعل]
اجرا کردن

(هندسه) در مقابل قرار گرفتن

anachronism [اسم]
اجرا کردن

منسوخ شده

Ex: The film featured a wristwatch an obvious anachronism in a medieval setting .

این فیلم یک ساعت مچی را به تصویر کشید — یک نابه‌نگامی آشکار در یک محیط قرون وسطایی.

analgesic [صفت]
اجرا کردن

تسکین‌دهنده

Ex: He preferred natural analgesic remedies over synthetic drugs .

او ترجیح می‌داد درمان‌های مسکن طبیعی به جای داروهای مصنوعی.

anarchy [اسم]
اجرا کردن

هرج‌ومرج

Ex:

هرج و مرج در خیابان‌ها حاکم بود در حالی که جناح‌های مختلف برای کنترل می‌جنگیدند.

anathema [اسم]
اجرا کردن

مرتدشناخته‌شده (مسیحیت)

Ex: She was shocked to learn her ancestor had once been under anathema .

او شوکه شد که فهمید اجدادش زمانی تحت لعنت بوده‌اند.

anatomy [اسم]
اجرا کردن

کالبدشناسی

Ex:

کالبدشناسی یک موضوع اساسی برای دانشجویانی است که به دنبال مشاغل در پزشکی و زیست‌شناسی هستند.