an amount of money that must be paid to someone for a loss, injury, or damage

(پول) بیمه, غرامت
پس از حادثه، راننده غرامتی برای پوشش هزینههای درمان خود دریافت کرد.
to repay someone for financial loss, damage, etc. that they have experienced

غرامت دادن
قرارداد اجاره مستلزم آن بود که مستاجر خسارات وارده به ملک را که فراتر از استهلاک عادی بود، به موجر جبران کند.
to divide and share out something among people

توزیع کردن, تخصیص دادن، بخش کردن
تقسیم منابع به گونهای که به نفع همه کارکنان باشد، برای حفظ محیط کاری مثبت ضروری است.
to belong to or be related to something

اختصاص داشتن
قوانینی که مربوط به حفاظت از محیط زیست هستند در طول سالها برای مقابله با چالشهای جدید تکامل یافتهاند.
to examine something closely and carefully in order to find errors

موشکافی کردن, وارسی کردن
ویرایشگر متن را به دقت بررسی کرد تا مطمئن شود که عاری از هرگونه خطای دستوری است.
deliberately insulting in a way that damages someone's reputation

توهینآمیز, بیادبانه
حملههای توهینآمیز در شبکههای اجتماعی میتوانند به ویژه آسیبزا باشند، زیرا اغلب ویرال میشوند و به مخاطبان گستردهای میرسند.
to make secret plans with other people to commit an illegal or destructive act

توطئه کردن
مقامات اجرای قانون یک توطئه را کشف کردند که در آن مجرمان برای قاچاق مواد غیرقانونی توطئه میکردند.
a person involved in a conspiracy

توطئهگر, خیانتکار
او به عنوان یک توطئهگر کلیدی در طرح اختلاس در شرکت شناسایی شد.
standing out and easy to see or notice

مشهود, آشکار، هویدا، واضح
ساختمان جدید در خط افق قابل توجه بود، بر فراز سازههای قدیمی سر برافراشته بود.
existing, operating, or happening in secrecy or obscurity

نهفته, پنهان، مخفی
رمان به معاملات زیرزمینی یک آژانس اطلاعاتی مخفی میپردازد.
difficult to notice or detect because of its slight or delicate nature

نامحسوس
تغییر ظریفی در رفتار او وجود داشت، تقریباً برای کسانی که او را خوب نمیشناختند غیرقابل تشخیص بود.
the use of deceptive methods or devices to achieve something

طفره, اختفا، عذر
تلاش شرکت برای اجتناب از پرداخت مالیات از طریق حیلهگری مالی پیچیده در نهایت فاش شد.
an object from one time period appearing in another where it does not belong

منسوخ شده, دمده، ازمدافتاده، ازردهخارج، غیر متداول
طراح لباس مراقب بود که از نا بههنگامیها در درام تاریخی اجتناب کند.
able to reduce pain

تسکیندهنده
او یک قرص مسکن برای سردردش مصرف کرد.
the state of an organization or country that is lacking in order, authority, or control

هرجومرج, بیقانونی
در طول قطعی برق، شهر دوره کوتاهی از بیقانونی را تجربه کرد.
