انتظار
انتظار در هوا معلق بود در حالی که خورشید غروب میکرد و آتشبازی قرار بود شروع شود.
انتظار
انتظار در هوا معلق بود در حالی که خورشید غروب میکرد و آتشبازی قرار بود شروع شود.
از سینه بیرون کردن
سرفه سیگاری باعث شد او اغلب خلط غلیظ و ناخوشایندی را تف کند.
جدایی
اختلافات سیاسی منجر به جدایی دولت ائتلافی شد.
بیاعتماد بودن به
طبیعی است که به غریبهها اعتماد نکنیم وقتی در جایی ناآشنا سفر میکنیم.
آشفتهخاطر
گرو کشیدن
وقتی فهمید که وامدهنده قصد توقیف اموال او را دارد، به دنبال مشاوره حقوقی رفت.
قشون (ارتش)
سپاه عملیات ویژه به دلیل آموزش نخبه و توانایی انجام ماموریتهای پیچیده در پشت خطوط دشمن شناخته شده است.
مادی
اثرات جسمانی پیری در وضعیت و حرکات او آشکار بود.
شرکتی
آنها یک استراتژی شرکتی برای گسترش به بازارهای بینالمللی توسعه دادند.
مجسمشده
طبیعت جسمانی بیماری باعث تغییرات قابل مشاهده در ظاهر بیمار شد.
حس
او یک حس عجیب در بازویش تجربه کرد وقتی که خواب رفت.
احساس
حساسیت نویسنده در به تصویر کشیدن کشمکشهای درونی شخصیتها مشهود بود.
مرکز حواس (در مغز)
او حس تعادل خود را از دست داد وقتی که سنسوریوم او به دلیل ضربه مغزی مختل شد.
وابسته به اعصاب و احساس
اعصاب حسی در بینی بوها را تشخیص میدهند و این سیگنالها را به مغز برای تفسیر منتقل میکنند.
جسمانی
او از تجربه حسی شنا در آبهای گرم اقیانوس لذت برد.
مشتاق
کاشف تشنه کشف بود، با نیاز به ترسیم سرزمینهای ناشناخته هدایت میشد.
ستارهمانند
رویدادهای اختری، مانند بارشهای شهابی و خورشیدگرفتگی، از زمین قابل مشاهده هستند.